اگر بار گران بودیم رفتیم اگر نامهربان بودیم رفتیم
البته ناراحت نباشید ، به یه وبلاگ جدید کوچ کردم
حتما بهم سر بزنید!
راستی آدرس وبلاگ جدیدم اینه :
http://manshooor.persianblog.ir/
خدا حافظ












![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
قایق پرنده

محققان مبتکر ایرانی برای نخستین بار موفق به ساخت قایق پرنده شدند. این شناور پروازی نسل جدید هاورکرافت میباشد.این وسیله پس از رسیدن به سرعت مناسب از سطح آب فاصله گرفته و در سرعت بالا و در ارتفاع 20 متری پرواز میکند. با توجه به جدا شدن شناور از سطح آب نیروی مقاوم هیدرو دینامیکی کاهش یافته و دستیابی به سرعتهای بالاتر با وجود موتور با توان پائینتر میسر خواهد بود.شکل کلی این قایق پرنده مشابه هواپیما با بال دیتای معکوس است و بدنه آن از طرح قایقهای تندرو برگرفته شده است. این قایق پرنده رادار گریز میباشد و به راحتی میتواند از تمامی رادارهای دشمن بگریزد. از دیگر قابلیتهای این قایق میتوان به قابلیت مانور بسیار بالا بر روی آب و قابلیت عملیات در آب و هوای نامساعد جوی نیز اشاره کرد.این قایق پرنده قابلیت پرتاب چند موشک همزمان را دارد و همچنین میتواند در ارتفاع 20 متری از سطح آب پرواز نماید.
این قایق پرنده کاملاً ایرانی و رادار گریز میباشد و به راحتی میتواند از تمامی رادارهای دشمن بگریزد
سرعت وصفناپذیر هم دارد. سرعت این شناور پروازی 185 کیلومتر در ساعت و یا 100 گره دریایی میباشد. این قایق زیر نظر نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران ساخته شده است.
برگرفته از پایگاه پدافند غیر عامل
تبیان
اهمیت سلاح های تک تیر انداز در مأموریت های پلیسی – ضد ترور و مقاصد نظامی بر همگان روشن است . گاهی کار یک شلیک دقیق را هزاران گلوله و تفنگ دیگر نمی توانند انجام دهند . از این جهت یگان های آموزش دیده و مجهز تک تیر انداز همواره مورد توجه نیروهای نظامی و انتظامی کشورها بوده است .

سلاح های تک تیر انداز عمدتاً بر پایه ی یک سلاح نظامی و یا شکاری دیگر مورد بهسازی قرار گرفته و ساخته می شود تقویت بدنه اصلی ، نصب پایه برای سلاح ، ایجاد سایت دقیق نشانه روی و دوربین های مختلف ، نصب لوله ی بلندتر و ... پاره ای از این بهسازی است .

اسلحه های تک تیرانداز عمدتاً در کالیبرهای 56/5 ، 62/7 ، 7/12 میلی متر موجود است .البته کالیبر های بالاترنیز وجوددارد که عمومیت ندارد . کالیبرهای پایین و کوچکتر برای مقاصد درون شهری و کالیبرهای بالاتر برای مقاصد نظامی استفاده می شود .کالیبرهای mm 62/7 و 7/12 برای شکافتن جلیقه های ضد گلوله کاربرد دارد . از کالیبر 7 /12 با مهمات ویژه برای انهدام مخازن سوخت و از کار انداختن رادار ، هواپیما وهلی کوپتر ها بر روی زمین ،خودرو و ... نیز استفاده می شود . اصابت کالیبر 7/12 به بدن انسان منجر به قطع عضو یا مرگ می گردد .
دقت تفنگ های تک تیرانداز با واحد MOA بیان می شود . MOA خطای شلیک mm 25 در 91 متر است. یک سلاح تک تیر انداز خوب دقتی در حدود mm 15 در m 300 دارد یعنی کمتر از یک MOA . مکانیزم مسلح شدن بیشتر سلاح های تک تیر انداز نیمه اتوماتیک است یعنی پس از هر شلیک باید گلنگدن کشیده شود . البته سلاح های تک تیر انداز اتوماتیک نیز وجود دارد که در جایی که سرعت در شلیک مورد نیاز است کاربرد دارند و از دقت کمتری برخوردارند .
اخیرا وزارت دفاع وپشتیبانی نیروهای مسلح اقدام به تولید نوعی تفنگ تک تیرانداز جدید بر پایه ی یک سلاح اروپایی نموده است که با دقت بسیار بالا امکان دریدن انواع زره و جلیقه ی ضد گلوله را دارد .

بهترین تک تیر اندازان تاریخ :
- بیلی سینگ از انگلستان با 150 شلیک موفق در جریان جنگ جهانی اول
- فرانسیس مگابو ازکانادابا387 شلیک موفق در جریان جنگ جهانی اول
- فینیش لانس ملقب به مرگ سفیداز فرانسه با542 شلیک موفق در جریان جنگ زمستانی میان روسیه و فرانسه
- واسیلی زایتسف ازشوروی با225 شلیک موفق در جریان جنگ جهانی دوم در استالینگراد (شخصیت اصلی فیلم دشمن پشت دروازه)
- لیودمیلا پاوالیچنکو ازشوروی با309 شلیک موفق در جریان جنگ دوم در استالینگراد و بهترین تک تیرانداز زن در تاریخ
- زانگ تا ئو فانگ از چین با 214 شلیک موفق با اسلحه ی بدون دوربین در مدت 32 روز
تبیان
یک ماهواره در مدار خود باقی می ماند تا زمانیکه شتاب آن کم شود و در چنین حالتی نیروی گرانش ماهواره را به سمت پایین و به سمت اتمسفر می کشاند. سرعت ماهواره هنگام برخورد با مولکول های خارجی ترین لایه اتمسفر کم می شود.

هر ماهواره حامل تجهیزاتی است که برای انجام ماموریت خود به آن ها نیاز دارد. برای مثال ماهواره ای که مامور مطالعه کائنات است مجهز به تلسکوپ و ماهواره مامور پیش بینی وضع هوا مجهز به دوربین مخصوص برای ثبت حرکات ابرها است. علاوه بر تجهیزات تخصصی، همه ماهواره ها دارای سیستمهای اصلی برای کنترل تجهیزات خود و عملکرد ماهواره می باشند. از جمله سیستم تامین انرژی، مخازن، سیستم تقسیم برق و ... . در هر یک از این بخش ها ممکن است از سلول های خورشیدی برای جذب انرژی مورد نیاز استفاده شود. بخش داده ها و اطلاعات نیز مجهز به رایانه هایی به منظور جمع آوری و پردازش اطلاعات به دست آمده از طریق تجهیزات و اجرای فرامین ارسال شده از زمین می باشد.
هریک از تجهیزات جانبی و بخشهای اصلی یک ماهواره به طور جداگانه طراحی، ساخته و آزمایش می شوند. متخصصان بخشهای مختلف را کنار هم گذاشته و متصل می کنند تا زمانیکه ماهواره کامل شود و سپس ماهواره در شرایطی نظیر شرایطی که هنگام ارسال از سطح زمین و هنگام استقرار در مدار خود خواهد داشت آزمایش می شود. اگر ماهواره همه آزمایش ها را به خوبی گذراند آماده پرتاب می شود.
پرتاب ماهواره :
برخی ماهواره ها توسط شاتل ها در فضا حمل می شوند ولی اغلب ماهواره ها توسط راکت هایی به فضا فرستاده می شوند که پس از اتمام سوخت شان به درون اقیانوس ها می افتند.بیشتر ماهواره ها در ابتدا با حداقل تنظیمات در مسیر مدار خود قرار داده می شوند. تنظیمات کامل را راکت هایی انجام می دهند که داخل ماهواره کار گذاشته می شوند. زمانیکه ماهواره در یک مسیر پایدار در مدار خود قرار گرفت می تواند مدت های درازی در همان مدار بدون نیاز به تنظیمات مجدد باقی بماند.
انجام ماموریت :
کنترل بیشتر ماهواره ها در مرکزی بر روی زمین است. رایانه ها و افراد متخصص در مرکز کنترل وضعیت ماهواره را تحت نظر دارند. آنها دستورالعمل ها را به ماهواره ارسال می کنند و اطلاعات جمع آوری شده توسط ماهواره را دریافت می نمایند. مرکز کنترل از طریق امواج رادیویی با ماهواره در ارتباط است. ایستگاه هایی بر روی زمین این امواج را از ماهواره دریافت و یا به آن ارسال می کنند.
ماهواره ها معمولا به طور دائم از مرکز کنترل دستورالعمل دریافت نمی کنند. آنها در واقع مثل روبات های چرخان هستند.روباتی که سلول های خورشیدی خود را برای دریافت انرژی کافی تنظیم و کنترل می کند و آنتن های خود را برای دریافت دستورات خاص از زمین آماده نگه می دارد. تجهیزات ماهواره به صورت مستقل و اتوماتیک وظایف خود را انجام می دهند و اطلاعات را جمع آوری می کنند.
ماهواره ها ی موجود در ارتفاعات بلند مدار ژئوسینکرنوس در ارتباط همیشگی و دائم با زمین می باشند. ایستگاه ها ی زمین می تواند دوازده بار در روز با ماهواره های موجود در ارتفاع کوتاه ارتباط برقرار نمایند. در طول هر تماس ماهواره اطلاعات خود را ارسال و دستورالعمل ها را زا ایستگاه دریافت می کند. تبادل اطلاعات تا زمانیکه ماهواره از فراز ایستگاه عبور می کند می تواند ادامه داشته باشد که معمولا زمانی حدود 45 دقیقه است.
چنانچه قسمتی از ماهواره دچار نقص فنی شود اما ماهواره قادر به ادامه ماموریت های خود باشد، معمولا همچنان به کار خود ادامه می دهد. در چنین شرایطی مرکز کنترل روی زمین بخش آسیب دیده را تعمیر و یا مجددا برنامه نویسی می کند. در موارد نادری نیز عملیات تعمیر ماهواره را شاتل ها در فضا انجام می دهند. و اما چنانچه آسیب های وارد آمده به ماهواره به اندازه ای باشد که ماهواره دیگر قادر به انجام ماموریت های خود نباشد مرکز کنترل فرمان توقف ماهواره را صادر می کند.
سقوط از مدار :
یک ماهواره در مدار خود باقی می ماند تا زمانیکه شتاب آن کم شود و در چنین حالتی نیروی گرانش ماهواره را به سمت پایین و به سمت اتمسفر می کشاند. سرعت ماهواره هنگام برخورد با مولکول های خارجی ترین لایه اتمسفر کم می شود. هنگامی که نیروی گرانش ماهواره را به سمت لایه های داخلی اتمسفر می کشاند هوایی که در جلوی ماهواره قرار می گیرد سریعا به قدری فشرده و داغ می شود که در این هنگام بخشی و یا تمامی ماهواره می سوزد.
تاریخچه :
در سال 1955 اتحاد جماهیر شوروی تحقیقات خود را برای پرتاب ماهواره مصنوعی به فضا آغاز کرد. در تاریخ چهارم اکتبر 1957 این اتحادیه ماهواره اسپاتنیک1 را به عنوان اولین ماهواره مصنوعی به فضا ارسال نمود. این ماهواره در هر 96دقیقه یک دور کامل به دور زمین می چرخید و اطلاعات به دست آورده خود را به شکل سیگنال های رادیویی قابل دریافت به زمین ارسال می کرد. در تاریخ 3نوامبر 1957 اتحاد جماهیر شوروی دومین ماهواره مصنوعی یعنی اسپاتنیک 2 را به فضا فرستاد. این ماهواره حامل اولین حیوانی بود که به فضا سفر کرد. سگی به نام لایکا. پس از آن ایالات متحده ماهواره کاوشگر1 را در تاریخ 31 ژانویه 1958 و ونگارد1 را در تاریخ 17 مارس همان سال به فضا فرستاد.
نخستین ماهواره ارتباطی اکو1در ماه آگوست سال 1960 از ایالات متحده به فضا فرستاده شد. این ماهواره امواج رادیویی به زمین می فرستاد. در آوریل 1960 نیز اولین ماهواره هواشناسی تیروس 1که تصاویر ابرها را به زمین ارسال می کرد فرستاده شد.
نیروی دریایی آمریکا سازنده اولین ماهواره ردیاب، ترانزیت1ب در آوریل سال1960 بود. به این ترتیب تا سال 1965 در هر سال بیش از 100 ماهواره به مدارهایی در فضا فرستاده شدند.
از سال 1970 دانشمندان به کمک رایانه و نانو تکنولوژی موفق به اختراع سازه ها و تجهیزات پیشرفته تری برای ماهواره شده اند. علاوه بر سایر کشور ها دیگر سازمانهای تجاری نیز مبادرت به خریداری و ارسال ماهواره نموده اند. در سالهای اخیر بیشتر از 40 کشور و از جمله ایران، ماهواره در اختیار دارند و نزدیک به 3000 ماهواره در مدارها به انجام ماموریت های خود می پردازند.
منبع: انجمن هوانوردی
تبیان
این خزنده دو سر (سوسمار بابتیل) دارای خصوصیات شگفت انگیزی است، مثلا هر یک از سرها به تنهایی قادر به غذا خوردن هستند اما گاهی اوقات سر بزرگتر به سر کوچکتر حمله کرده و قصد خوردن آن را دارد! از طرف دیگر به خاطر داشتن دو مغز مجزا حرکت پاهای عقبی برای حیوان دشوار است.
سرطان سینه با پوشیدن لباسهای تنگ!

اگرچه بسیاری از محققان و دانشمندان همچنان در تلاش هستند تا به یافته های جدیدی درباره عوامل تاثیرگذار در افزایش احتمال ابتلا به سرطان سینه در بین زنان دست یابند، اما گروهی از کارشناسان از چند دهه گذشته سبک خاص طراحی لباس های زنانه را به عنوان یکی از عوامل مهم در ابتلا به سرطان سینه معرفی کرده اند.
بررسی های انجام شده حاکی از آن است که پوشیدن لباس های خیلی تنگ در بلند مدت احتمال گسترش تومورهای سرطانی را در بافت سینه افزایش خواهد داد.
این نوع لباس ها مانع از خروج ترشحات لنف شده و افزایش مواد سمی در بافت سینه زمینه مناسبی را برای ابتلا به سرطان سینه به وجود خواهد آورد. اما از آن جایی که هنوز شواهد کافی در تایید این نظریه ارائه نشده است نمی توان به این نتیجه رسید که ارتباط مستقیمی بین پوشیدن لباس های تنگ و ابتلا به سرطان سینه وجود داشته باشد و به همین دلیل نباید آن را به عنوان عامل مهمی در افزایش احتمال ابتلا به این بیماری در نظر گرفت.
مخالفان این نظریه بر این باور هستند که عوامل تاثیرگذار بر افزایش خطر ابتلا به این بیماری معمولا عواملی هستند که میزان ترشح هورمون های داخلی بدن را تحت تاثیر خود قرار می دهند.
سن هر فرد و همچنین سن آن فرد در هنگام تولد نخستین فرزندش می تواند میزان ترشح هورمون های داخلی بدن را تغییر دهد.
بر این اساس احتمال ابتلا به سرطان سینه در بین زنانی که فرزندی نداشته اند و یا این که بعد از سن 30سالگی نخستین فرزندشان متولد شده باشد به مراتب بیشتر خواهد بود.
اگرچه شیر دادن به فرزندان و همچنین انجام فعالیت های ورزشی از جمله عوامل بازدارنده ابتلا به این بیماری است اما باید توجه داشت که وجود موارد ابتلا به این سرطان در میان اقوام نزدیک بیش از هر عامل دیگری تاثیرگذار خواهد بود.
به نظر می رسد که شکل گیری این باور غلط بیش از هر چیز ناشی از ترس از ابتلا به سرطان سینه در بین جوامع غیر شهری است که عادات زندگی شهری و شهرنشینی را به عنوان عامل مهمی در گسترش و شیوع بیماری های مختلف در نظر می گیرند. اگرچه پذیرفتن این که تجمع مایعات لنفی در بافت سینه سبب شکل گیری تومورهای سرطانی می شود درست و منطقی به نظر می رسد اما حقیقت این است که مسیر حرکت این مواد به طرف غددی است که در قسمت زیر بازوها و در محل اتصال دست ها به تنه قرار گرفته اند.
افرادی که این باور غلط را پذیرفته اند در تلاش هستند این طور وانمود کنند که عوامل زمینه ساز ابتلا به سرطان سینه عواملی خارجی و قابل کنترل هستند و این در حالی است که این باور ناشی از عدم شناخت آن ها نسبت به دیگر عوامل زمینهساز ابتلا به این بیماری است. نتایج به دست آمده از بررسی های انجام شده در این زمینه نشان داده است که عوامل هورمونی و ژنتیکی در مقایسه با عوامل خارجی نظیر قرار گرفتن در معرض مواد شیمیایی مختلف نظیر آفتکشها و اسپری های خوشبوکننده از تاثیر بیشتری در افزایش احتمال ابتلا به این بیماری برخوردار هستند.
بنابراین لازم است تحقیقات و مطالعات بیشتری در این زمینه انجام شود تا بتوان عوامل تاثیرگذار در ابتلا به این بیماری را شناسایی کرده و با توجه به آن ها تغییراتی در سبک زندگی به وجود آورد.
تبیان
ماموگرافی به چه دردی می خورد؟

امروزه با رشد و توسعه ماموگرافی های دیجیتال، سونوگرافی و ام آر آی ممکن است این پرسش مطرح شود که آیا برای تشخیص زوردس سرطان پستان یا غربالگری این بیماری، می توان از این روش ها به جای ماموگرافی معمول استفاده کرد؟ به نظر می رسد با این که تکنیک های جدید، کیفیت تصویری بهتری در اختیارمان می گذارند و تشخیص دقیق تری را امکان پذیر می کنند، هنوز نتوانسته اند جایگزین ماموگرافی سنتی شوند.
ماموگرافی مجموعه ای از تصاویر رادیوگرافی اشعه ایکس به صورت دو بعدی و سیاه و سفید است. ماموگرافی می تواند ناهنجاری های کوچکی در بافت پستان در حد نیم سانتی متر را مشخص کند. شما یا پزشک تان توده پستانی را تا به اندازه ی دو برابر این حد، یعنی به اندازه یک نخود بزرگ، نرسیده باشد، نمی توانید لمس کنید. اولین ماموگرافی به عنوان یک تصویر حد پایه به متخصص رادیولوژی کمک خواهد کرد تا با مقایسه ماموگرافی بعدی با آن، هر تغییر ایجاد شده را تشخیص دهد. یکی از چیزهایی که متخصص رادیولوژی در ماموگرافی به دنبال آن می گردد، " میکروکلسیفیکاسیون " یا همان ذرات ریز رسوب کلسیم است که به صورت نقاط سفید رنگ کوچک در عکس خود را نشان می دهند. منشاء ایجاد این ذرات نامعلوم است. این رسوبات کلسیمی به کلسیمی که از راه خوردن، نوشیدن یا مکمل های غذایی دریافت می کنید، ربطی ندارد. 80 درصد این ذرات ریز کلسیمی بی خطر هستند و در مواردی ممکن است نشانه سرطان پستان باشند. متخصص رادیولوژی بسته به نوع و الگوی این ذرات کلسیمی ممکن است تشخیص دهد که لازم است نمونه برداری بافتی انجام شود، تصاویر رادیوگرافی با بزرگ نمایی بیشتر اضافی برداشته شود یا ماموگرافی تکرار شود.
ماموگرافی چه چیزی را نشان می دهد؟
در ماموگرافی، چربی به رنگ خاکستری دیده می شود، بافت پستانی که متراکم تر است، سفید به نظر می رسد. ذرات ریز کلسیمی و توده های خوش خیم یا غیرسرطانی و نیز توده های بدخیم یا سرطانی نیز سفید دیده می شوند. ناهنجاری ها در ماموگرافی های زنان مسن تر و بعد از سن یائسگی را آسان تر می توان تشخیص داد زیرا پستان های آن ها عمدتا از چربی تشکیل شده است، در نتیجه یک توده خوش خیم یا بدخیم که سفید رنگ است را در زمینه خاکستری مربوط به بافت چربی، به راحتی می توان شناسایی کرد. برای داوری در این مورد که توده کشف شده بدخیم است یا نه، متخصص رادیولوژی ظاهر آن را بررسی می کند. برای مثال اگر ذرات ریز کلسیمی در سراسر پستان مشاهده شوند، احتمال بیشتری دارد که خوش خیم باشند در حالی که ذرات کلسیمی که ریز و در یک جا متمرکز هستند، با احتمال بیشتری ممکن است سرطانی باشند. کیست های خوش خیم معمولا گرد و با دیواره های صاف هستند، در حالی که تومورهای سرطانی لبه های دندانه دار دارند. متخصصان رادیولوژی اغلب از سونوگرافی برای تشخیص این که توده کشف شده کیستی و بنابراین خوش خیم است یا نه، استفاده می کنند. در مجموع اغلب ناهنجاری هایی که در ماموگرافی ها دیده می شوند، نهایتا خوش خیم از آب در می آیند.
ماموگرافی دیجیتال
در ماموگرافی دیجیتال، تصویر به صورت یک فایل دیجیتال کامپیوتری ذخیره می شود، نه روی فیلم رادیوگرافی. این تکنولوژی سودمندی های عملی مهمی نسبت به ماموگرافی معمولی دارد. از آن جایی که تصویر اشعه ایکس به صورت دیجیتال ذخیره می شود، متخصص رادیولوژی می تواند روی تصویر زوم کند تا آن را بزرگ کند یا می تواند سایه روشن تصویر را به نحوی تنظیم کند که ناهنجاری هایی که به صورت معمول دیده نمی شدند، آشکار شوند. تصاویر ماموگرافی دیجیتال را می توان روی دیسک ثبت کرد. این امر ذخیره کردن آن ها را آسان و دسترسی بعدی به آن ها را تسهیل می کند. تصویر دیجیتال را می توان در هر پایانه کامپیوتری در هر کجای مرکز درمانی دید و برای مشاوره گرفتن به مراکز درمانی دیگر هم فرستاد. تصاویر دیجیتال پستان در کمتر از 10 ثانیه آماده می شوند، در حالی که ماموگرافی معمول با استفاده از فیلم اشعه ایکس 5 تا 10 دقیقه زمان می برد.
ماموگرافی سه بعدی
یک روش جدید برای تصویربرداری از پستان به نام " توموسنتز دیجیتال " در سال های اخیر به وجود آمده و تحت بررسی بوده است، در این روش از چند زاویه مختلف از پستان تصویربرداری می شود. در نتیجه به جای یک تصویر منفرد، مجموعه تصاویری از سطح مقطعهای پستان به دست میآید و در کامپیوتر می توان این تصاویر را به صورت سه بعدی شبیه سازی کرد. این تکنیک با رفع کردن مشکل روی هم افتادن ساختارهای پستان که ممکن است سرطان را مخفی کنند، امکان تشخیص ضایعات پستان را افزایش می دهد. این شیوه در عین حال احتمال نتایج مثبت کاذب را کاهش می دهد.
شناسایی با کمک کامپیوتر
متخصصان رادیولوژی از شناسایی به کمک کامپیوتر بعد از انجام ماموگرافی استفاده می کنند تا مناطق دچار مشکل در پستان را دقیق تر تشخیص دهند. این سیستم ها معمولا از نرمافزارهای پیچیده کامپیوتری استفاده می کنند که می توانند الگوهایی که اغلب با سرطان همراه هستند را تشخیص دهند و با هشدار دادن به متخصص رادیولوژی او را وادار کنند که نگاه دقیق تری به آن قسمت بیندازد. استفاده از این کمک تشخیصی کامپیوتری نیاز به آن دارد که ابتدا تصویر ماموگرافی به صورت دیجیتال درآمده باشد. تشخیص به کمک کامپیوتر، پیدا کردن محل های ذرات کلسیمی و مکان یابی تودهها به همان اندازه ی چشم انسان خوب عمل می کند. پژوهش ها نشان داده اند سیستم های تشخیص با کامپیوتر میزان تکرار ماموگرافی و نمونه برداری بافتی را افزوده اند و نهایتا احتمال شناسایی سرطان پستان را تا 20 درصد افزایش داده اند.

بررسی با ام آر آی
تصویربرداری با تشدید مغناطیسی ( ام آر آی ) با ایجاد یک حوزه قوی مغناطیسی تصاویری از بدن ایجاد می کند. در هنگام انجام ام آر آی پستان، بیمار باید به شکم روی میز اسکن بخوابد. ممکن است از تزریق ماده حاجب به جریان خون استفاده شود. ماده حاجب شبکه رگ های پستان و به خصوص تشکیل رگ های خونی غیرطبیعی را که مشخصه سرطان ها است، نشان می دهد. هر دو پستان را می توان در یک بار، تصویربرداری کرد. ام آر آی ترکیب بافت نرم و محتوای مایع آن را نشان می دهد و بنابراین می تواند تومورها را به خوبی شناسایی کند اما نمی تواند محل های رسوب کلسیم را نشان دهد. بنابراین ام آر آی در ترکیب با ماموگرافی و سونوگرافی می تواند به شناسایی توده های پستانی در زنانی که ایمپلنت سیلیکونی کار گذاشته اند، شناسایی عود سرطان پس از شیمی درمانی و بررسی پستان های با بافت متراکم در ماموگرافی هایی که نتیجه قطعی به دست نداده اند، مورد استفاده قرار گیرد. ام آر آی همچنین ممکن است برای بررسی زنانی که در معرض خطر بالای سرطان پستان هستند، به کار رود. اما در زنانی که در گروه پُرخطر برای سرطان پستان قرار ندارند، ام آر آی توصیه نمی شود. ام آر آی نیز مانند ماموگرافی به طور قطعی نمی تواند میان یک توده سرطانی و یک کیست خوش خیم فرق بگذارد، بنابراین ممکن است به اشتباه در محلی از پستان وجود سرطان را تشخیص دهد که اصطلاحا به آن نتیجه " مثبت کاذب " می گویند.
ماموگرافی هنوز مفید است
با وجود مشکلاتی که ماموگرافی در تشخیص درست سرطان پستان دارد، هنوز بهترین ابزار برای تشخیص سرطان پستان در مراحل اولیه آن است. کیفیت ماموگرافی هایی که امروزه گرفته می شوند، به طور قابل توجهی بهبود پیدا کرده اند و میزان اشعه ای که برای گرفتن آن ها به کار می رود کاهش یافته است. انجام ماموگرافی های منظم از زنان توانسته از مرگ های ناشی از سرطان های پستان در بسیاری از کشورها بکاهد.
تبیان
اهمیت خودشناسی در قرآن

از مسائل مهم انسان و شاید مهمترین آنها، شناخت خود انسان است. آدمی قبل از آنکه به شناخت جهان پیرامون خود و نیک و بد آن بپردازد،باید خود را بشناسد و گنجینه های فطرت و نهاد خود را کشف نماید و آنها را به کمال برساند و امیال نفسانی و شهوانی خود را تعدیل کند. در این صورت است که به بزرگ ترین سعادت نایل می شود. اما اگر غفلت بورزد و استعدادهای خود را نیابد و شکوفا نسازد و فقط نیازهای مادی و امیال نفسانی و حیوانی خود را برآورد، گرفتار خسران می گردد و از مرتبه انسانیت به حیوانیت تنزل می کند. دعوت به شناخت انسان از توصیه های مهم پیامبران الهی، عالمان اخلاق، عارفان و فیلسوفان است و انسان خود نیز اهمیت آن را احساس می کند.البته، آدمی از جهات مختلف، موضوع شناخت و علوم گوناگون است. روان شناسی، جامعه شناسی، تاریخ، اخلاق، پزشکی، اندام شناسی، زیست شناسی و بیوشیمی و... هر کدام، از نظرگاه خاصی انسان را مورد مطالعه قرار می دهند؛ اما منظور از شناخت انسان در این مبحث، آن است که او دارای استعدادها و نیروهایی برای فهم خود و جهان و تکامل انسانی است. اگر انسان با تامل و تفکر، امکانات و استعدادهایی که برای رشد و تکامل در او آفریده شده است، بشناسد، بهتر می تواند سرمایه های وجودی خود را به کمال برساند. قرآن و روایات اسلامی، انسان را به خودشناسی دعوت می کنند.
قرآن می فرماید:
- انسان باید بنگرد که از چه آفریده شده است؛1
- آیا انسان به یاد نمی آورد که ما او را آفریدیم و حال آنکه چیزی نبوده است؛2
- ای کسانی که ایمان آورده اید! به خود بپردازید... .3
امیرالمومنین علی (علیه السلام) می فرماید: کسی که به خودشناسی دست یابد، به بزرگ ترین سعادت و کامیابی رسیده است.4بنا به نقل تاریخی بر در معبد دلفی، در یکی از شهرهای یونان باستان، برای کشف رموز خلقت و پیچیدگی های وجود انسان، نوشته بودند که «خود را بشناس!» در تاریخ فلسفه، خودشناسی، از نظریات اساسی سقراط حکیم بوده است.5 ایمانویل کانت، از فیلسوفان بزرگ مغرب زمین، می گوید: انسان قبل از هر چیز باید به ارزیابی و شناخت دقیق توانایی شناخت خود بپردازد.6
بنابراین، در اهمیت خودشناسی، جای هیچ شک و شبهه ای نیست؛ اما برای روشنی هرچه بیش تر رجحان و ضرورت خودشناسی، می توان به دلایل ذیل اشاره کرد:
1- مقدمه کمال انسانی 2- پیش درآمد جهان شناسی
کیف یَعرِفُ غیرَه مَن یَجهَلُ نَفسَه.7
کسی که خود را نمی شناسد، چگونه غیر خود را تواند شناخت؟!
مَن عَرَفَ نفسه کان لغیره اعراف و من جهل نفسه کان بغیره اجهل.8
کسی که خور را بشناسد، دیگری را بهتر می شناسد و کسی که به خود جاهل است، به دیگران جاهل تر است.
3- مقدمه خداشناسی
امیرالمومنین علی (علیه السلام) می فرماید:
مَنَ عَرَفَ نفسه عَرَف رَبَّه.9
هر کس خود را بشناسد، پروردگارش را می شناسد.
خودشناسی را، که مقدمه خداشناسی است، می توان از جهات گوناگونی مورد تامل قرار داد:
-از آنجا که فطرت آدمی با معرفت خدا عجین است، دعوت به خودشناسی در واقع دعوت به خداشناسی و ارتباط با خدا است. امیرالمومنین علی (علیه السلام) می فرماید: خدایا! تو قلب ها را با محبت خود و عقل ها را با معرفت خود سرشته ای.10
بنابراین، خودشناسی، مقدمه محبت و معرفت با خدا است.
- وجود انسان، وجودی وابسته و ممکن الوجود است و چنین موجودی نمی تواند، آفریننده خود باشد. بنابراین، هنگامی که آدمی به خودشناسی می پردازد، وابستگی خود را به خدا احساس می کند. قرآن مجید می فرماید:
ای مردم! شما به خدا نیازمندید و خدا است که بی نیاز ستوده است.11
- اگر انسان ساختار پیچیده خود را مورد تامل قرار دهد، به ناظمی حکیم و علیم که چنین ساختاری را پدید آورده است، آگاه می گردد. قرآن در این باره می فرماید:
- و در زمین آیاتی برای جویندگان یقین است و در وجود خود شما؛ آیا نمی بینید؟!12
4- حلال مشکلات انسان
تبیان
حیوان های خداپرست!

از آیات و روایات و تجارب برمىآید که شعور، ویژه انسان نیست؛ به نمونههاى زیر توجّه کنید:
1- حضرت سلیمان همراه با سپاهیانش از منطقهاى عبور مىکردند، مورچهاى به سایر مورچگان گفت: فورى به خانههایتان بروید، تا زیر پاى ارتش سلیمان له نشوید.1
شناخت دشمن، جزو غریزهى مورچه است، ولى اینکه نامش سلیمان و همراهانش ارتش اویند، این بالاتر از غریزه است.
2- هدهد در آسمان از شرک مردم زمینى مطلع شده و نزد سلیمان گزارش مىدهد که مردم منطقهى سبأ، خداپرست نیستند. آن گاه مأموریّت ویژهاى مىیابد.
شناخت توحید و شرک و زشتى شرک و ضرورت گزارش به سلیمان پیامبر و مأموریّت ویژهى پیامرسانى، مسألهاى بالاتر از غریزه است.2
3- این که هدهد در جواب بازخواست حضرت سلیمان از علّت غایب بودنش، عذرى موجّه و دلیلى مقبول مىآورد، نشانه شعورى بالاتر از غریزه است.3
4- اینکه قرآن مىگوید: همه موجودات، تسبیح گوى خدایند ولى شما نمىفهمید،4 تسبیح تکوینى نیست، زیرا آن را ما مىفهمیم، پس قرآن تسبیح دیگرى را مىگوید.
5- در آیات قرآن، سجده براى خدا، به همه موجودات نسبت داده شده است. «وَ لِلَّهِ یَسْجُدُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ»...5
6- پرندگان در مانور حضرت سلیمان شرکت داشتند. «وَ حُشِرَ لِسُلَیْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّیْرِ»6
7- حرف زدن پرندگان با یکدیگر و افتخار سلیمان به اینکه خداوند، زبان پرندگان را به او آموخته است. «عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّیْرِ» 7
8- آیهى «وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ»8
محشور شدن حیوانات را در قیامت مطرح مىکند.
9- آیهى «وَ الطَّیْرُ صَافَّاتٍ کُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِیحَهُ»9
نشانهى شعور و عباد آگاهانهى حیوانات است.
10- وجود وفا در برخى حیوانات، از جمله سگ نسبت به صاحبخانه و فرزندانش.
11- تعلیم سگ شکارى و سگ پلیس براى کشف قاچاق، یا خرید جنس، نشانهى آگاهى خاصّ آن حیوان است.
12- اسلام از ذبح حیوان در برابر چشم حیوان دیگر، نهى کرده است که این نشانهى شعور حیوان نسبت به ذبح و کشتن است.
پیامها
2- نظم و زندگى اجتماعى، مخصوص انسانها نیست، بلکه در زندگى حیوانات هم مشاهده مىشود. «أُمَمٌ أَمْثالُکُمْ»
3- انسانها و حیوانات، همه نیاز به تدبیر الهى دارند. خداوند، طبق مصلحت به آنها شعور مىدهد، و همه داراى نظم و نظامى هستند. «أُمَمٌ أَمْثالُکُمْ»
4- قرآن کریم، جامعترین و کاملترین کتاب آسمانى است. «ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْءٍ»
5- آنچه سبب هدایت، تربیت و رشد انسانهاست، در قرآن آمده است. (قرآن در اثبات حقانیّت پیامبر اسلام و هدایت مردم هیچ گونه کاستى ندارد) «ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ»
6- در حقّ حیوانات هم ظلم یا کوتاهى نکنیم، آنها هم مثل ما حقّ حیات دارند.»
«أُمَمٌ أَمْثالُکُمْ»
8- حرکت همه موجودات به سوى خداوند یک حرکت تکاملى و جلوهاى از ربوبیّت الهى است. «إِلى رَبِّهِمْ یُحْشَرُونَ»10
تبیان
سقیم و عقیم و دُر یتیم
جملات زیبای خواجه عبد الله انصاری
علم و عمل

به عمل در بهشت نتوان شد که عمل با ایمان را قبول کنند و جز به فضل و رحمت او مردمان ایمان قبول نکنند. پس دنیا و عقبی و ایمان و اسلام همه ازفضل او دارند.
علم بیعمل، سقیم است و عمل بیعلم عقیم است و علم با عمل دُرّ یتیم است. علم بیعمل دیوانگی است و عمل بیعلم بیگانگی است. علم که امروز تو را از معاصی باز ندارد و در طاعت نیارد، فردا تو را از آتش دوزخ هم باز ندارد. پس در عمل جهد کن و در جهد نظارهی فضل کن. جمال فضل او را در آینهی حسن عمل بتوان دید. هرچند که آینه صافتر و فراختر و بزرگتر جمال درو روشنتر توان دید و بیشتر توان دید. این حدیث اشارت نه بدان میکند که تو در عمل سستی کنی بلکه اشارت بدان میکند که تو خود را بدین طریق در فضل و رحمت او گم کنی.
زشتی افعال خود را به نیکویی اعمال زایل کن که به آتش دوزخ زایل نباید کرد تا جمال فضل و رحمت در حُسن اعمال پیدا آید و راه بهشت بر تو گشاده آید تا به دید غرقابی خود در فضل او درآیی در بهشت که سرای اهل فضل و رحمت است، چنانکه رفت.
نیک شو
نیک شو تا به نیکان پی بری. ملازم امر باش تا از این درد برخوری. اعتقاد خوب را گنج بیزوال دادن؛ دلیل راه، علم را دان. سرمایهی عمر خود، توحید را دان.
خود را چون بشناختی، بزرگ طاعتی دان... دل خویش را بازیچهی دیو مساز، دل را پاک دار تابه مراد برسی. به عیب خود بینا باش تا به جایی رسی. مکن کاری که نباید کرد. چیزی مگو که عذر باید خواست. بندهی حرص مباش. خفتهی غفلت مشو.از گناه لاف مزن. از درویش مترس. نفس را از برای مال پاپمال مکن.
عنایت و غنیمت

ای طالب! قول خود را از راستی باز مگیر. بدترین عیبی بسیار گفتن را دان. عمر را به نادانی به آخر مرسان. عمر را عنایت دان. تندرستی را غنیمت شمر. اجل را در هیچ حال فراموش مکن.
آن گاه بترس که ایمن باشی. وقتی را که در آنی هیچ بَدَلی مشناس و به ناز دار و درکار باش. جمع مال را وبال دان و خرج ناکردنش ادبار دان، توانگری مطلق خرسندی را دان. رضا دادن به فساد، سَر معصیتها دان، تن را در دریاهای هوا و آرزو غرقه مکن تا بتوانی نیاز خود را با خلق عرضه مکن.
دوستی دلها
ای طالب! بلا را به صدقه دفع کن در جایی که باشی گستاخ مباش که خدای توست. خود را اسیر شهوت مساز. از محبت فرومایگان پرهیز کن. دوستی دلها را از خاموشی و کم آزاری دان. سود هر دو جهان در صحبت دانایان شناس. بر نیکوکاران بهانه جوی مباش. در زاهدی که جاهل باشد، اعتقاد مکن. از فرمان برداری نفس حذر کن. از نادانان اگر دانایی حذر کن. تن را مراد مده که بسیار خواهد. عاقلان را دانا و بینا شمر. نادان را زنده مشمر.
صدر ابرار

ای طالب! آنچه ننهادهای برمدار، تا کرده به کرده منگار. چون جاه و مال یابی، از خویشان باز مدار. اگر خواهی که توانگر شوی، امانت نگاه دار، عفو را از هیچ سزاواری دریغ مدار. گنه را از زیردستان و بندگان درگذار. پیران حرمت دیده را حرمت دار. خویشان درویش را دل خوش دار. از آموختن علم عار مدار. نهان خود را بهْ از آشکار دار. عمر را از برای پرستش و عبادت او دار.
قرآن را امام دار و نماز و روزه و حج و زکات را بگزار تا از این در برآیی به صدر ابرار.
کشت اعمال
هر که خود را به دست شیطان داد، خود را ضایع گذاشت. لاجرم هر روز جز زحمت و محنت در صورت و معنی به او روی نمیآرد و او را در گرداب بلا میگرداند.در تخم نگر که چه میپاشی، هم در جوانی و هم در پیری.
در جوانی چه کشتی که در پیری بدْروی؟ در پیری چه کاری که در آخرت، بر آن برداری؟
تبیان
عاشقانه ها
از میان تمامی نواهای زمینی،
نوایی که به دورترین نقطه در آسمان راه مییابد،
موسیقی موزون قلب عاشق است.
عشق رود زندگی در جهان است.
میندیش که با دیدن جویباری کوچک،
یا با رسیدن به نخستین چشمه حقیر،
عشق را شناختهای.
تا آن زمان که از میان درههای خارایین نگذری،
و جویبار را گم نکنی،
و مرغزارها را پشت سر نگذاری
و جویبار را ببینی که هر آینه گسترده و ژرفتر میگردد،
تا آنجا که کشتیها بر پهنه آن پیش میرانند،
تا به فراسوی مرغزار پا ننهادهای و به اقیانوس بیانتها نرسیدهای،
تا تمامی گنجها را به اعماق این اقیانوس نسپردهای،
در نخواهی یافت که عشق چیست.
هنری وارد بیچر
کسانی تنها انعکاس آفتاب را
بر دریاچهای آرام در کوهسار میبینند...
من و تو میتوانیم گرمی آن را احساس کنیم.
کسانی تنها انجماد ستارگان را میبینند بر آسمان شب.
من و تو درخشش آنها را میبینیم.
کسانی از پنجره، باغ را نظاره میکنند...
من و تو غرق در بوستانیم.
لاری تیلور
اگر معنای عشق را درک کردهام،
به برکت وجود توست.
هرمان هسه
تو شگفتانگیزی، سزاوار و دوست داشتنی
این همه را قدر بدان.
نه کسی هرگز چون تو بوده و نه کسی چون تو خواهد بود.
تو یگانهای و بدیع
و هر آنچه که از تو چنین موجودی بیهمتایی ساخته
در خور عشق است و تحسین.
پیتر ا. مک ویلیامز
عشق آن نیست که به هم خیره شویم،
عشق آن است که هر دو به یک سو بنگریم.
نیازمند چیزی بودم که باورش کنم،
نگاهت بر من افتاد و باور کردم.
خواهان کسی بودم تا باورش کنم،
خود و رویاهایت را با من تقسیم کردی
و باورت کردم.
اما
آنچه که به راستی نیازمندش بودم،
باور کردن خود بود.
مرا به دنیای درونت بردی
و با اکسیر عشق یاریم کردی
و به برکت توست
که زندهام، لمس میکنم و باور دارم،
کسی، چیزی یا خود را ...
آری تنها به خاطر وجود توست.
جیلین کروز تبیان
گزارش جالب از چاپ اسکناس درایران

در اواخر قرن هفتم هجری (اواخر قرن 13 میلادی)، خالی شدن خزانه کیخاتو - ایلخان مغول در ایران- فکر او و وزیرش صدر جهان را به خود مشغول کرده بود. عزالدین مظفر از نزدیکان صدر جهان که از وجود پول کاغذی در چین خبر داشت، به کیخاتو پیشنهاد داد که پول کاغذی را در ایران رواج دهد. کیخاتو هم دستور داد که مردم زر و سیم را به «چاوخانه» تحویل دهند و بجای آن پول کاغذی «چاوه» بگیرند.
این دستور باعث ناراحتی شدید مردم شد و چنان آشوبی به وجود آورد که کیخاتو بلافاصله مجبور شد این فرمان را لغو کند و به این ترتیب، انتشار اولین اسکناس ایرانی بدون اینکه جریان کامل پیدا کند متوقف شد.
اولین اسکناس رسمی ایران توسط بانک شاهنشاهی ایران - که طبق قرارداد رویتر، حق انحصاری نشر اسکناس به آن اعطا شده بود - انتشار یافت. این اسکناسها در ابتدا چندان مورد اقبال عمومی قرار نگرفت و بنابراین از طرفی دولت انگلستان، اسکناسهای دولت شاهنشاهی را تضمین کرد و از سوی دیگر مجلس شورای ملی، با تصویب قانونی، استفاده از اسکناسهای دولت شاهنشاهی را اجباری کرد.
بانک ملی تا سال 1339 اقدام به نشر اسکناس کرد ولی در آن سال، با تاسیس بانک مرکزی ایران، حق انحصاری نشر اسکناس به بانک مرکزی محول شد
بانک شاهنشاهی تا سال 1309 هجری شمسی به فعالیت خود در زمینه نشر اسکناس ادامه داد. در این سال، امتیاز حق انحصاری نشر اسکناس، به مبلغ 200 هزار لیره انگلیس توسط دولت ایران خریداری شد و به بانک ملی ایران واگذار گردید و اولین اسکناس بانک ملی، در اول فروردین ماه سال 1311 (تنها 75 سال قبل) منتشر شد.
بانک ملی تا سال 1339 اقدام به نشر اسکناس کرد ولی در آن سال، با تاسیس بانک مرکزی ایران، حق انحصاری نشر اسکناس به بانک مرکزی محول شد. با این توضیح که چاپ اسکناس تا سال 1362 در خارج از کشور (عمدتا در کشور انگلستان)و به سفارش ایران انجام میشد و از آن سال، چاپ اسکناس در کشور شروع شد. ضمن اینکه تا حدود 6 سال پیش، کاغذ اسکناس بهطور کامل از خارج از کشور وارد میشد که با تأسیس کارخانه تولید کاغذ اوراق بهادار، تمامی اسکناس ها روی کاغذ ایرانی به چاپ می رسد
امروزه اسکناس در ایران با دستگاه های مدرن چاپ و بالاترین ضریب امنیت به چاپ می رسد.


تلویزیون، وسیله ای است برای سرگرم ساختن و پر کردن اوقات فراغت افرادی که پس از جدا شدن از کار و فعالیت روزمره خود، دل به این رسانه دوست داشتنی می دهند تا لحظات خوبی را با آن سپری کنند. اما در بسیاری از موارد، در خلال همین برنامه های سرگرم کننده و جذاب، پیام ها و محتواهای متفاوتی به مخاطبان منتقل می شوند که گاه پوچ و خطرناک و گاهی هم معنادار و آموزنده می باشند. در واقع این اثرگذاری از اهمیت ویژه ای برخوردار است و می تواند عاملی تعیین کننده و خطیر در راستای ترفیع یا انهدام فرهنگی برای یک جامعه باشد.
آنچه مسلم است در طول تاریخ زندگانی بشر، انسانهای عصر امروز برای اولین بار با وسیله ای همچون تلویزیون، آنچنان انس گرفته اند که به جای برقراری رابطه مستقیم با جهان خارج، با تصاویر و شخصیت های داستانی در سریالهای تلویزیونی، ارتباط برقرار می کنند.
اگرچه برقراری چنین ارتباطی می تواند عواقبی را به دنبال داشته باشد، اما زمانی که شرایط اجتماعی و فردی به گونه ای است که افراد دچار نوعی وابستگی به تلویزیون شده اند، اگر به نظریه حذف تلویزیون از زندگی افراد، بهای چندانی ندهیم، بهتر آن است که لااقل تولیدات تلویزیونی چنان طراحی شوند که در راستای ایجاد احساس رضایت و آرامش در مخاطبان عمل کنند. یا اینکه متون تعریف شده در سریالها، به بازتولید معانی اصیل و والای انسانی بپردازند تا در خلال سرگرمی، به آموزش نکات اخلاقی پسندیده به مخاطبان خویش، بپردازند. که اگر هم آموزشی در این حین رخ نداد، لااقل مخاطب برنامه تلویزیونی از دیدن انسانیت در یک برنامه لذت برد و لحظاتی هر چند کوتاه را به تفکر درباره ارزش ها و کرامات انسانی، بپردازد.
در ماه های اخیر شاهد پخش سریالهای خارجی از سیمای جمهوری اسلامی بوده ایم. البته پرواضح است که سهم سریال های کره ای در این بین، بسیار بیش از سایر ملیتها بوده است و با استقبال مخاطبان مواجه شده است.
سریال افسانه جومونگ، مدتی است که از شبکه 3سیما در حال پخش است و 2بار در طول هفته پخش می شود. طبق آمار رسمی سازمان صدا و سیما، سریال افسانه جومونگ یکی از محبوترین سریال های در حال پخش می باشد، این سریال ساخت شبکه MBC کره می باشد. در اصل قرار بر این بوده که سریال 60 قسمتی باشد، اما به خاطر محبوبیت بیش از حد آن، شبکه MBC تصمیم گرفت، آن را به 81 قسمت افزایش دهد.
در واقع این نشان می دهد که مردم ما مثل همیشه طرفدار و دوستدار ارزشها و کرامات والای انسانی هستند و به دیدن تصاویری با مضامین قهرمانانه و بزرگ مردانه، علاقه مند می باشند
این سریال در واقع توصیف زندگی امپراتور "گوگ یری گو" می باشد، هرچند بصورت خلاصه است اما داستان بسیار زیبایی را به توصیف می کشاند.
در این سریال 2 تن از بازیگران محبوب یعنی سانگ ایل گوک ( یوم جانگ در امپراطور دریا ) و کیون میری ( بانو چویی در جواهری در قصر ) بازی می کنند . کیون میری در این سریال نیز نقشی کما و بیش شبیه به نقش بانو چویی را ایفا می کند، با این تفاوت که این بار خود، ملکه است و البته به آن حد شخصیت منفی ندارد، ولی در کل در جبهه منفی سریال قرار دارد. "سانگ ایل گوک" محبوب ما هم این بار با نقش پرنس جومونگ با عنوان بازیگر نقش اول در این سریال ظاهر شده است و بازی کاملا متفاوتی را نسبت به نقش وی در امپراطور دریا به نمایش گذاشته است .
داستان از این قرار است که جومونگ وقتی متوجه میشود که برادران ناتنی اش قصد کشتن و از صحنه خارج کردن او را دارند، تلاش می کند که انتظارات پدر و مادرش ( شاه و ملکه دوم ) را برآورده کند و شروع به خودسازی می کند تا جایی که مهارت هایش در هنرهای رزمی و استراتژی های ذهنی، در بالاترین حد ممکن قرار می گیرد، ولی پرنس جومونگ هنوز تشنه یادگیری است . اما درست در این زمان پرنس، متوجه رازی خانوادگی میشود که خیلی چیزها را عوض می کند و جومونگ را در راهی قرار می دهد که بازگشتی ندارد .
ارائه شرحی طولانی تر از داستان افسانه جومونگ، چندان ضروری به نظر نمی رسد و اصلا هدف این نوشتار بیان این موضوع نیست. بلکه آنچه از طرح این مبحث، مورد نظر این نوشتار قرار دارد، بیان این نکته است که این مجموعه تلویزیونی دارای نکات اخلاقی و آموزنده می باشد.اگرچه به هر حال با توجه به نکات و تفاوتهای فرهنگی نمی تواند صد در صد مورد تایید باشد.

ارزش هایی همچون صداقت، وفاداری، شجاعت، شرافت، احترام، رعایت حقوق، عزت و بزرگواری از جمله خصلتهایی است که تصاویری با این مضامین بارها در این مجموعه دیده شده است.
قهرمان این داستان یعنی جومونگ، نمونه کامل از یک بزرگ مرد است که با تمام توانایی ها و قدرتش، به خاطر حفظ منافع هم نوعانش، بر خواسته های درونی خود سرپوش گذاشته و با رعایت جانب احتیاط، رفتارهایی صلح آمیز و به دور از هر گونه خصومت را به نمایش می گذارد. او فردی است که برای بزرگتر خویش و خصوصا جایگاه پدر و مادری، ارزش و احترام بسیار قائل است چنانچه در صحنه هایی از فیلم، وقتی در حضور مادرش قرار می گیرد با کسب اجازه در برابر او می نشیند و نگاههایی سرشار از احترام و محبت را نسبت به مادر خویش، ابراز می دارد. و یا در برابر ناپدری خویش با تمامی تلاشهایی که کرده است، خود را مقصر می داند. به نظر می رسد همین شرافت و بزرگ منشی او موجب شده تا محبوبیت ویژه ای در میان اطرافیان خود داشته باشد.
البته احترام به بزرگترها خصوصا پدر و مادر نکته ای است که در تمامی شخصیتهای داستان اعم از منفی و مثبت دیده می شود. مثلا وقتی برادر جومونگ (تسو) با کودتا حکومت را از پدر غصب می کند ولی جلوی او زانو زده و با احترام با پدر صحبت می کند. و یا وقتی سوسانو از خیانت عمه خود آگاه می شود، او را می بخشد. حتی وقتی عمه اش در قسمتهای بعدی سریال، مجددا خیانت می کند، سوسانو بار دیگر او را مورد عفو خود قرار می دهد. آنچه به نظر می رسد این است که نویسندگان سریال علاوه بر جلب مخاطب به دنبال آموزش نکات مهم اخلاقی چون احترام به پدر و مادر هستند. ارزشهایی که در دنیای موج سومی امروز رو به افول نهاده است. آیا برنامه سازان ما در سریالهایشان به دنبال القای چنین تفکراتی هستند؟
این مساله نشان می دهد که سلیقه مخاطب ما در انتخاب مجموعه های تلویزیونی تا حد زیادی معنا دار است
هرچند همیشه در اطراف یک انسان خوب و با کرامت، حسودانی هستند که به دنبال سنگ اندازی و تحقیر می باشند اما از آنجا که حق و حقیقت هرگز پنهان نمی ماند، دشمنان و بدخواهان جومونگ، نمی توانند به او ضربه زنند. چون او انسانیت را در درون خویش پاس داشته و آنرا سرلوحه خویش قرار داده است.
نکته ممتاز دیگری که در این سریال دیده می شود، توجه به قدرت و اراده پروردگار می باشد که شخصیت های مثبت فیلم در لحظات غم و اندوه و در رویارویی با حوادث تلخ، از آن سخن می گویند. به این صورت که شرایط پیش آمده را تقدیر و مشیت الهی دانسته و سعی در پذیرش آن دارند. نماد این توکل را می توان در بانو یومیول که شخصیت روحانی فیلم است، مشاهده کرد. فردی که در جلوی تهدید امپراطور نمی هراسد و مرگ و زندگی خود را در خارج از حیطه قدرت او می بیند. آنچه مسلم است نویسندگان فیلم درصدد هستند تا نقش رهبر معنوی در جامعه را به تصویر بکشند و اهمیت یک رهبر معنوی خوب در اصلاح جامعه را بیان کنند. نقشی که شاید بعد از جومونگ از محبوبترین شخصیتها باشد.

همانطور که می دانیم این مجموعه از پربینندترین مجموعه های تلویزیونی اخیر است، به طوریکه خلوت بودن خیابانها در هنگام پخش این مجموعه، نسبتا محسوس است. این مساله نشان می دهد که سلیقه مخاطب ما در انتخاب مجموعه های تلویزیونی تا حد زیادی معنا دار است. در واقع این نشان می دهد که مردم ما مثل همیشه طرفدار و دوستدار ارزشها و کرامات والای انسانی هستند و به دیدن تصاویری با مضامین قهرمانانه و بزرگ مردانه، علاقه مند می باشند. جای این سوال باقی است که چرا تولید کنندگان برنامه تلویزیونی در سالهای اخیر تا حد زیادی به تقلیل سلیقه مخاطب پرداخته اند. به گونه ای که در بسایر از موارد در حین پخش برخی از این مجموعه ها، عده زیادی از مردم معتقدند به شعور و تفکرشان توهین شده است.
دیدن کلیشه های تکراری به امری عادی در سریالهای ایرانی بدل شده است. شخصیتهایی مثل زن منفعل، اغواگر و یا دروغگو در برابر مردان عاقل یا دهن بین و....سوژه هایی تکراری همچون حضور همسر دوم در زندگی و ازدواج های ناموفق و یا داستان های عاشقانه همیشگی که گاهی واقعا کسالت آور و خسته کننده می شود. به راستی آیا نمی توان از سرمایه عظیم و پر مفهوم فرهنگ و سنت ایرانی و اسلامی برای ساخت سریالهای تلویزیونی بهره برد؟؟؟آیا منابع اصیلی مانند شاهنامه فردوسی که سرشار از داستانهای اخلاقی ودرعین حال حماسی است نمی تواند مورد استفاده ما قرار گیرد؟
تبیان

زندگی کم و بیش مدرن و پیچیده امروز، نقش های جدیدی را در ذهن مردان و زنان امروزی ایجاد کرده و اگر بپذیریم که شرایط زندگی، چنین نقش هایی را بر دیوار انگاره های بشری حجاری می کند، انتظار غریبی نیست .
به گزارش جهان کار زنان که در ایران روزگاری تابو محسوب می شد و صحبت از آن در خانواده برای مردان غیرقابل قبول بود، امروز آرام آرام به واقعیتی گریزناپذیر تبدیل می شود. علاوه بر آن هر روز شاهد مشاغل نوظهوری هستیم که اغلب از طرف بانوان صورت می پذیرد و منجر به تعجب و حیرت افراد جامعه می شود.
یکی از این حرفه ها حرفه رانندگی است که نه تنها شامل رانندگی تاکسی و آژانس و سرویس مدارس می شود بلکه شامل رانندگی اتوبوسهای شرکت واحد و اتوبوسهای برون شهری و حتی تریلی! هم می شود.زنان راننده معتقدند این شغل از سایر مشاغل نوظهور امن تر است .چون این ماشینها به بیسیم متصل هستند که مستقیما با مرکز 110 در ارتباط است و همچنین در این ماشینها مکان نماهایی وجود دارد که از طریق شبکه بیسیم ،موقعیت هر اتومبیل را در هر زمان نشان می دهد.بسیاری از زنان برای اجبار به کسب در آمد به این کار مشغول می شوند اما عده زیادی هم هستند که به دلیل علاقه به رانندگی و حضور در خارج از خانه به این شغل روی آورده اند.
هر روز شاهد مشاغل نوظهوری هستیم که اغلب از طرف بانوان صورت می پذیرد و منجر به تعجب و حیرت افراد جامعه می شود
از دیگر مشاغل نوظهور زنان ،شغل آتش نشانی است. با اینکه این حرفه به هیچ وجه با روحیه وشرایط زنان سازگار نیست، اما بسیارند بانوانی که به جهت هیجان موجود در این شغل به سمت این حرفه گرایش پیدا کرده اند. ایجاد پلیس زن نیز با اینکه شغلی در راستا برطرف نمودن نیاز جامعه بوده است اما این شغل نیز همانند شغل آتش نشانی با روحیه زنان سازگار نیست و علاوه بر اینکه روحیه آنان را خشن و نظامی بار می آورد آنها را مجبور به یادگیری تعلیماتی از قبیل ورزشهای رزمی ،مانورهای شبانه و استفاده از سلاحهای جنگی می کند.اما این شغل نیز به دلیل جاذبه های خاص خودهمانند تعقیب و گریز مجرمین و کشف جرم و... طرفداران فراوانی دارد.

حرفه دیگری که متاسفانه بیشتر به دلیل فقر و ناداری شکل گرفته است شیشه پاک کنی و اسپند دود کنی و گردو فروشی در سر چهارراهها است که این روزها شاهد افزایش حضور زنان در آن هستیم.شیشه پاک کنی و نواختن موسیقی بر سر چهارراهها که اغلب نیز توسط دختران جوان و نوجوان انجام می شود ،بیشتر از آنکه شغلی برای کسب درآمد و استقلال باشد حرفه ای برای فرار از فقر و گرسنگی است.
شغل دیگری که امروزه شاهد گسترش بیش از پیش آن هستیم فروشندگی است. فروشندگی زنان که در قدیم فقط مختص کالاهای زنانه بود ،امروزه خود را از هر قید و بندی رهانیده و حضور زنان حتی به عنوان فروشنده مرغ و گوشت و یا اداره مغازه لبنیاتی بیشتر به چشم می خورد.در برخی از این فروشندگی ها زنان مجبورند برای جلب مشتری صدای خود را بلند کنند و یا در حضور مشتری همانند یک پادو مغازه را طی بکشند که به هیچ وجه در شان بانوان ایرانی نیست.اما به هر حال به غیر از عده ای که از سر ناچاری به این مشاغل روی می آورند ،عده ای دیگر با شعار "کار عار نیست" حاضرند دست به هر شغلی بزنند مانند دست فروشی در مترو که متاسفانه اغلب فروشندگانش نیز دانشجو هستند و برای پرداخت هزینه تحصیل و خوابگاه این کار را انجام می دهند.
حضور زنان در کارخانه هایی همچون ماشین سازی ،چاپخانه و ساخت قطعات سنگین و صنعتی که به شدت محیط مردانه ای دارند،یکی دیگر از این مشاغل است.البته به وجود آمدن این شغل را نباید فقط به زنان ارتباط داد . بیشتر از آنکه زنان بخواهند وارد این شغل بشوند ، کارفرماها به دلیل پایین آوردن هزینه هایشان و کاهش دستمزد پرداختی ، بیشتر مایل به استخدام زنان هستند .
اینها فقط چند تصویر از تصاویر متعدد و رنگارنگ از اشتغال زنان در پایتخت است که به اشکال مختلف خودنمایى مى کند. متاسفانه در سال هاى اخیر با صحنه هایى از کار زنان جامعه روبه رو مى شویم که قبلاً کمتر تصورى از آن براى ورود زنان به آن عرصه در ذهن مى پروراندیم.
فروشندگی زنان که در قدیم فقط مختص کالاهای زنانه بود ،امروزه خود را از هر قید و بندی رهانیده و حضور زنان حتی به عنوان فروشنده مرغ و گوشت و یا اداره مغازه لبنیاتی بیشتر به چشم می خورد
دکتر فاطمه اسد اللهی ،جامعه شناس معتقد است که حضوراین مشاغل نوظهور با حرکت جامعه از سنت به مدرنیته و افزایش ابعاد اقتصادی و اجتماعی جهانی شدن ،پررنگ تر شده و خانواده ها بخصوص زنان بیشتر به سمت این کارها جذب می شوند.
وی می گوید: این مسئله یکى از عواقب جوامع مصرفى است، چراکه اساساً مصرف گرایى مى طلبد که چنین مشاغلى بوجود آید.
این جامعه شناس ادامه می دهد: جالب است بدانید که از دهه 70 بدین سو، زنان از هر دو زمینه شغلی جدید، یکی را از چنگ مردان ربوده اند. که البته همین مسئله پیش بینی می شد چون از ابتدای دهه 1380 انتظار میرفت با رشد جمعیت زنان دانشآموخته دانشگاهی بر میزان حضور زنان در مشاغل مهم و کلیدی جامعه نیز افزوده شود بخصوص وقتی آمارها از متوسط رشد نرخ دانشآموختگی زنان تا حدود 12 درصد در برابر رشد 7/5 درصدی مردان خبر می داد . اما متاسفانه وقتی شرایط و امکانات کاری در جامعه مهیا نباشد این قشر تحصیل کرده که در آرزوی وارد شدن به بازار کار است ،در کنار اقشاری که به دلیل فقر به مشاغل کاذب و جدید روی می آورند قرار می گیرد و کار غیر رسمی انجام می دهد.
شاید به نظر برسد کسانى که در مشاغل اینچنینى به کار گرفته مى شوند با نگاه هاى سرد و سنگین و تلخ برخى از مردم رو به رو شوند، عده ای به این مشاغل به دید خوشبینانه ای نگاه می کنند و معتقدند انجام این حرفه ها ،حال چه از سر فقر باشد و چه از سر پر کردن اوقات فراغت و کسب درآمد و استقلال ،در هر حال از بیکاری بهتر است و باعث کاهش انحراف در جامعه می شود .اما عده ای دیگر بر خلاف باور فوق معتقدند که حضور زن در عرصه هایی که لطافت های زنانه در آن رعایت نمی شودو جایگاه مناسبی برای زن نیست نه تنها صحیح نیست بلکه باعث رواج فساد وفحشا در جامعه می شودو چون هیچ گونه نظارتی بر این مشاغلی وجود ندارد امنیت و آرامش از زنان شاغل سلب می شود.
این که چرا تصاحب کردن چنین مشاغلى از سوى زنان جوان تا این حد به آسانى جامه عمل مى پوشد نکته قابل تأملى است که جاى خالى آن در میان پژوهش هاى جامعه شناسان دیده مى شود.
تبیان
کور رنگی

آیا در تشخیص این که جسمی قرمز است یا سبز، و یا آبی است یا زرد دچار مشکل می شوید؟ این اصلی ترین علامت کوررنگی است. بر خلاف تصور عامه، دید افراد کور رنگ به ندرت خاکستری است.
کور رنگی یک بیماری ارثی وابسته به کروموزوم X مغلوب است که در مردان بیشتر دیده شده و تقریبا همیشه از مادر به پسر به ارث می رسد. (توضیح: زنان دو کروموزوم X و مردان یک کروموزوم X و یک کروموزوم Y دارند. در بیماری های وابسته به کروموزوم X مغلوب، در زنان باید هر دو کروموزوم X معیوب باشند تا بیماری رخ دهد. اگر یک کروموزوم X معیوب باشد بیماری رخ نمی دهد ولی قابل انتقال به فرزندان است. در مردان معیوب بودن تنها کروموزوم X سبب بیماری می شود. بنابراین، فردی که مبتلا به کوررنگی است، مادرش یا مبتلا به کور رنگی است و یا ناقل بیماری.)
در این اختلال کروموزومی، سلول های مخروطی در شبکیه که مسئول درک
رنگ هستند دچار اختلال هستند و به همین دلیل بیمار رنگ ها را درست
تشخیص نمی دهد.
کور رنگی ممکن است بر اثر بیماری های عصب بینایی یا شبکیه نیز رخ دهد. در این موارد، فقط چشمی که مشکل دارد دچار کوررنگی می شود و بیماری در طول زمان تشدید می گردد به طوری که ممکن است تبدیل به کوررنگی کامل شود که در آن بیمار دیدی خاکستری دارد. این بیماران معمولا در تشخیص آبی و زرد مشکل دارند.
علایم
اشکال در تشخیص قرمز و سبز (شایع ترین حالت)
اشکال در تشخیص آبی و سبز

تشخیص
تشخیص کوررنگی اغلب با استفاده از چارت های رنگی به نام "صفحات آزمون ایشی هارا" (Ishihara) انجام می شود.
در این صفحات که نمونه هایی از آن را می بینید اعدادی متشکل از نقطه های رنگی در زمینه ای متشکل از نقاطی به رنگ دیگر قرار گرفته اند که تشخیص آن ها برای افراد کوررنگ مشکل است.
در صورتی که مشکلی در دید رنگی بیمار تشخیص داده شود از تست های دقیق تر استفاده می شود.

درمان
کور رنگی هیچ درمانی ندارد. تشخیص زودرس کوررنگی می تواند مانع بروز مشکلات آموزش در کودکان مدرسه رو شود. در این صورت بهتر است والدین کودک با مسئولین مدرسه و معلم او صحبت کنند.
بعضی از بیماران از لنز های مخصوصی استفاده می کنند که هم به صورت لنز تماسی و هم به صورت لنز عینک وجود دارد.
در بسیاری موارد بیماران به جای تشخیص رنگ ممکن است ترتیب قرار گیری را به خاطر بسپارند. به عنوان مثال بیمار به خاطر می سپارد که چراغ قرمز همیشه بالای چراغ راهنمایی و چراغ سبز پایین قرار دارد.
تبیان
مشکلات را ضربه فنی کن
آن چه برای مقابله با مشکلات باید بدانیم

مهارتهای زندگی، مهارتهایی هستند که برای افزایش تواناییهای روانی- اجتماعی افراد، آموزش داده می شوند و فرد را قادر می سازند که به طور مؤثر، با کشمکشهای زندگی رو به رو شود.
هدف از آموزش مهارتهای زندگی، افزایش تواناییهای روانی- اجتماعی و در نهایت پیشگیری از ایجاد رفتارهای آسیب زننده به بهداشت و سلامت و ارتقای سطح سلامت روانی افراد است. به طور کلی هدف از آموزش مهارتهای زندگی،ایجاد روابط بین فردی مناسب و موثر، انجام مسئولیتهای اجتماعی به بهترین شکل، گرفتن تصمیمهای صحیح، حل تعارضها و کشمکشها بدون توسل به اعمالی که به خود و یا دیگران صدمه می زنند، می باشد.
مهارت های اصلی و اساسی
ماهیت و تعریف مهارتهای زندگی، در کشورها و فرهنگهای مختلف، متفاوت میباشد، با این حال، تحقیق در زمینه برنامههای اجرا شده در مورد سلامت روانی افراد نشان میدهد در آموزش مهارتها، بر چند مهارت اصلی و اساسی تاکید بیشتری شده است از جمله :
توانایی تصمیم گیری
این توانایی، به فرد کمک می کند تا به نحو مؤثری در مورد مسائل زندگی، تصمیم گیری نماید. اگر کودکان و نوجوانان بتوانند فعالانه در مورد کارهایشان تصمیم گیری نمایند، جوانب مختلف انتخاب ها را بررسی و پیامد هر انتخاب را ارزیابی کنند، به طور مسلم در سطوح بالاتر بهداشت روانی قرار خواهند گرفت.
توانایی حل مساله
این توانایی، فرد را قادر می سازد تا به طور موثرتری مسائل زندگی را حل نماید. چنانچه مسائل مهم زندگی حل نشده باقی بمانند، استرس روانی ایجاد می کنند که به آسیب جسمانی منجر می شود.

توانایی تفکر خلاق
این نوع تفکر، هم به حل مساله و هم به تصمیم گیری های مناسب کمک می کند با استفاده از این نوع تفکر، راه حل های مختلف مسائل و پیامدهای هر یک از آن ها بررسی می شوند. این مهارت، فرد را قادر می سازد تا مسائل را از ورای تجارب مستقیم، دریابد و حتی زمانی که مشکلی وجود ندارد و تصمیم گیری خاصی مطرح نیست،با سازگاری وانعطاف بیشتری به زندگی روزمره بپردازند.
توانایی تفکر نقادانه
تفکر نقادانه، توانایی کسب اطلاعات و تجارب می باشد. آموزش این مهارت به افراد، آنان را قادر می سازد تا در برخورد با ارزش ها و فشار گروه، مقاومت کنند و از آسیبهای ناشی از آن، در امان بمانند.
توانایی برقراری ارتباط موثر
این توانایی به فرد کمک می کند تا بتواند از طریق ارتباط کلامی و غیرکلامی مناسب با فرهنگ جامعه، خود را نشان دهد. بدین معنی که فرد بتواند نظرها، عقاید، خواستهها، نیازها وهیجان های خود را ابراز و به هنگام نیاز، از دیگران درخواست کمک و راهنمایی نماید. مهارت تقاضای کمک و راهنمایی از دیگران در مواقع ضروری، از عوامل مهم برای تداوم یک رابطه سالم است.
اگر با حالت های هیجانی مانند غم، خشم و اضطراب، درست برخورد نشود این هیجان ها، تاثیر منفی بر سلامت جسمی و روانی فرد خواهد گذاشت و پیامدهای منفی به دنبال خواهد داشت.
توانایی برقراری روابط بین فردی سازگارانه
این توانایی به ایجاد روابط بین فردی مناسب و موثر با انسانهای دیگر کمک می کند. روابط گرم خانوادگی، به عنوان یک منبع مهم حمایت اجتماعی و قطع روابط اجتماعی ناسالم، نقش بسیار مهمی در زندگی افراد دارد.
توانایی خودآگاهی
خود آگاهی، توانایی شناخت خود و آگاهی از خصوصیات، نقاط ضعف و قدرت، خواسته ها، ترس ها و انزجارها می باشد. رشد خودآگاهی، به فرد کمک می کند تا دریابد تحت استرس قرار دارد یا نه و این به طور معمول پیش شرط روابط بین فردی موثر و همدلانه است.
توانایی همدلی با دیگران
همدلی به این معنی است که فرد بتواند شرایط دیگران را، حتی تا زمانی که در آن شرایط قرار ندارد، درک کند. همدلی به فرد کمک می کند تا بتواند انسان های دیگر را حتی وقتی با آنان بسیار متفاوت است، بپذیرد و به آنان احترام بگذارد. همدلی، روابط اجتماعی را بهبود می بخشد و منجر به ایجاد رفتارهای حمایت کننده و پذیرنده نسبت به دیگران می شود.
توانایی مقابله با هیجان ها

این توانایی، فرد را قادر می سازد تا هیجان ها را در خود و دیگران تشخیص دهد، نحوه تاثیر هیجان ها بر رفتار را بداند و بتواند واکنش مناسبی در برابر هیجان های مختلف نشان دهد. اگر با حالت های هیجانی مانند غم، خشم و اضطراب، درست برخورد نشود این هیجان ها، تاثیر منفی بر سلامت جسمی و روانی فرد خواهد گذاشت و پیامدهای منفی به دنبال خواهد داشت.
توانایی مقابله با استرس
این توانایی، شامل شناخت استرس های مختلف زندگی و تاثیر آنها بر فرد است. شناسایی منابع استرس و نحوه تاثیر آن بر انسان ، فرد را قادر می سازد تا با اعمال و موضع گیریهای خود، فشار و استرس را کاهش دهد.
آموختن و به کارگیری مهارت های زندگی، بر احساس فرد از خود و دیگران به اندازه ادراک دیگران از او اثر می گذارد. مهارت های زندگی، بر ادراک افراد از کفایت خود، اعتماد به نفس و عزت نفس، اثر دارد و بنابراین نقش مهمی در سلامت روان دارد. همراه با ارتقای سطح بهداشت روان، انگیزه فرد در مراقبت از خود و دیگران، پیشگیری از بیماری های روانی، پیشگیری از مشکلات بهداشتی و مشکلات رفتاری، افزایش می یابد.
تبیان
عشقی برای همیشه

هیچ وقت دقت کردهاید وقتی احساس خوبی درباره خود دارید، دیگران بهتر از همیشه به نظر میرسند؟ آیا این تغییر در مورد دیگران جالب توجه و حتی عجیب نیست؟ جهان بازتابی از خود ماست. وقتی از خود بیزاریم، از همه بیزاریم و وقتی به همین که هستیم عشق میورزیم، تمام جهان به نظر فوقالعاده و دوستداشتنی میآید. پذیرفتن خود یا قبول خویشتن یکی از راههایی است که انسان را در مسیر شاد زیستن و بهتر زیستن قرار میدهد. چگونه خود را بپذیریم؟
از اشتباهات خود بیاموزید
اشتباهها ابزار یادگیریاند. هر بار که ندانمکاری میکنید، فرصتی ویژه برای رفع عیب، رشد و یادگیری به دست میآورید. بنابراین لازمه رشد و پیشرفت می تواند چالش های موجود باشد.
هیچکس کامل نیست
هر بخش از شخصیت شما مهم است و این شامل قسمتهای بد شما هم میشود. اگر تصمیم بگیرید روی خود کار کنید و سعی کنید خود را کامل کنید، این تصمیم خودتان است، اما این را نه برای خشنود ساختن دیگران از خود، بلکه به خاطر اینکه فرصت بیشتری برای آسودگی و آرامش داشته باشید انجام دهید.
از شکست نهراسید
شما با ترس از ارتکاب خطا یا شکست باعث انجام ندادن کارها میشوید. اگر خطر شکست و ارتکاب خطا را قبول کنید، موفقیت بیشتری خواهید داشت. چون هراسی ندارید، دیگر اهمیتی ندارد اگر شکست بخورید. حتی میتوانید آن را امری مثبت تلقی کنید، چون میتواند فرصتی برای یادگیری و رشد و شکوفایی باشد. به جمله "شکست پلی برای پیروزی است" یک بار دیگر با دقت فکر کنید.
خود را بپذیرید
پذیرفتن خود باعث دوست داشتن خود میشود. معنی خود دوستداری سالم این است که ما اصراری برای توجیه خود و دیگران نداشته باشیم که چرا تعطیلات میرویم یا چرا تا ظهر میخوابیم. ما باید بتوانیم با هر کاری که به کیفیت و شادی زندگیمان میافزاید احساس راحتی کنیم. البته خود نظم بخشی لازم و ضروری است اما هدف از این نظم درونی هم باید به علت پاس داشتن خود و ارزش گذاری شخصی باشد.

در حال زندگی کنید
راه دیگر برای شاد زیستن که در احادیث دینی ما نیز روی آن تأکید شده، زیستن در زمان حال است. صرفنظر از آنچه دیروز رخ داده و آنچه فردا ممکن است اتفاق بیفتد، حال جایی است که شما در آن ایستادهاید. از این دیدگاه، کلید شادی و خرسندی متمرکز ساختن ذهن بر لحظه حال است. آیا تا به حال به کودکان نگاه کردهاید که چقدر شادند؟ به نظر شما، دلیل آن چه میتواند باشد؟ آنها تماماً خود را در لحظه حال غرق میکنند و درگیر فعالیت کنونی خود میشوند؛ این فعالیت میتواند تماشای یک سوسک، نقاشی کشیدن، ساختن یک قصر و یا هر چیز دیگر باشد. هر گاه در حال زندگی کنیم، ترس را از ذهن خود میرانیم. اساساً ترس مقولهای است مربوط به حوادثی که ممکن است در آینده اتفاق بیفتد. این ترس میتواند چنان فلجکننده شود که انجام دادن هر عمل سازندهای را برای فرد ناممکن کند. با این همه، اگر به لحظه حال نظر داشته باشیم، که تمام دارایی ماست، هیچ مشکل بزرگی اصولاً وجود نخواهد داشت.
شاد بودن همیشه آسان نیست. شاید بتوان گفت شاد بودن میتواند یکی از بزرگترین مبارزات ما در صحنه زندگی باشد و گاه میتواند تمام پافشاریها، انضباط فردی و تصمیماتی را که برای خود فراهم آوردهایم مخدوش کند. اما چون انسان افکار خود را برمیگزیند، الزاماً تعیینکننده میزان شادیهای خود نیز هست. برای شادبودن باید بر افکار شاد تمرکز کنیم، اما ما غالباً بر عکس عمل میکنیم. اغلب تعریفها و تمجیدها را ناشنیده میگیریم، اما حرفهای ناخوشایند را مدتها در ذهن نگه میداریم. شاد زیستن یک تصمیم است. خیلیها چنان زندگی میکنند که گویی نباید اشتباه کنند، نباید خطر کنند و نبایدهای فراوان دیگر، در حالی که زندگی کردن با خطاها و اشتباهات است که شیرین میشود.
تبیان
نانوپزشکی
لابد شما هم مثل من فیلمهای تخیلی بسیاری را دیدهاید که در آن انسانی به درون بافتهای انسان دیگر سفر میکرد و از کنار گلبولها و پلاکتها و دیگر اجزای خون عبور مینمود. اما امروزه این رویا نیز، در کنار دیگر رویاهای ِ دور انسان، به واقعیت تبدیل شده است. با نانوسیستمها و نانوروباتها خیلی راحت میتوان به درون بدن رفت، و بافت یا سلول موردنظر را ترمیم کرد.
نانو حتی بر روشهای درمان بیماریها و دارورسانی نیز اثرات مطلوبی گذارده است. در درمان و دارورسانی دو موضوع مورد توجه قرار میگیرد:
1) محافظت دارو تا رسیدن به اندام هدف: در مسیری که دارو تا رسیدن به اندام هدف طی میکند، ممکن است به عنوان یک جسم خارجی شناخته شده، و توسط سیستم ایمنی بدن از گردش خون حذف شود و بنابراین، به طور کامل به اندام هدف نرسد.

2) کاهش عوارض جانبی دارو بر اندامهای دیگر: اغلب داروها سمی بوده و ممکن است به اندامهای دیگر آسیب برسانند.
در روشهای نوین و با کمک فناوری نانو، سعی بر این شده است که دارو مستقیماً و منحصراً به اندام هدف رفته و موجب تخریب بافتهای دیگر بدن نگردد. در این روشها، که بسیار متنوع نیز هست، دارو را توسط نانوذراتی کپسوله میکنند تا از آن، حین عبور از بدن محافظت کنند. و برای اینکه دارو تنها قابل شناسایی برای سلول یا اندام هدف باشد، و به دیگر اندامها آسیبی نرساند، آن را به گیرندههایی مجهز میسازند که تنها توسط اندام هدف قابلجذب باشد.
این روشها، میتواند در درمان بیماریهایی همچون سرطان بسیار مفید باشد. با استفاده از نانوذرات مغناطیسی و ایجاد یک میدان مغناطیسی میتوان دارو را به صورت هوشمند به بافت مورد نظر رسانده و سبب بهبود بافت، بدون صدمه به بافتهای دیگر شد.
در یک مثال موردی، محققان اسید فولیک را بر روی نانوذرات مغناطیسی قرار داده و به درون سلولهای سرطانی فرستادهند. سپس با ایجاد یک میدان مغناطیسی قوی، موجب نوسان شدید این نانوذرات شدند. حرارت حاصل از این نوسانات، سبب داغ شدن و بالا رفتن دمای سلول تا بیش از 43 درجه سانتیگراد، و در نهایت، مرگ سلول خواهد شد.
نانو در خودرویی که سوار میشویم
همانند کشور ما در دیگر نقاط جهان نیز، بحث کاهش مصرف سوخت و بهینهسازی مصرف انرژی مطرح است. از جمله راهکارهای موثر دراین زمینه، کاهش وزن بدنه و تجهیزات خودرو به وسیله نانوکامپوزیتهاییست که وزن کمتر و استحکام بیشتری دارند. کاهش وزن خودروها، سوخت مصرفی آن را نیز کاهش خواهد داد.
به هنگام ریزش باران و برف، آثار آلودگی بر شیشهها و آینهها، دید راننده را دچار مشکل میکند و همانطور که میدانید بیشترین آمار تصادفات نیز مربوط به روزهای بارانی و برفی است. با بهکارگیری سطوح خودتمیزشونده در شیشهها و اینههای خودرو میتوان این مشکل را به آسانی قابلحل نمود.
ساخت لاستیکهایی حاوی نانوذرات کربنی که موجب افزایش طول عمر و مقاومت لاستیک در مقابل سایش خواهد شد، جلوگیری از تابش فرابنفش به وسیله ساخت شیشههای حاوی نانوذرات جاذب نور فرابنفش، که موجب محافظت پوست سرنشینان خودرو در مقابل این اشعه خواهدشد، نیز از دیگر کاربردهای فناوری نانو در این حوزه میباشد.
مثالهای بالا تنها موارد کوچکی از حضور نانو در زندگی روزانهمان بود. در ساختمان سازی: (ساخت سازههای مقاوم و سبکتر در برابر زلزله، شیشههای خودتمیزشونده، پنجرههای بدون نیاز به پرده، عایقهای حراراتی و کاهش اتلاف انرژی)، در لوازم آرایشی و بهداشتی: (کرمهای ضد آفتاب حاوی نانوذرات که محافظی مطمئن در برابر آفتابسوختگی و پیری پوست هستند، خمیردندانهایی با محافظهای مخصوص برای مینای دندان) در فناوری اطلاعات (ساخت حافظههای کوچکتر با قابلیت ذخیره بیشتر، پردازندههایی با سرعت بسیار بالا) و در هر جای دیگری که انسان حضور دارد، نانو نیز در کنار آن زندگی میکند.
تبیان
کاربرد نانو در زندگی روزمره
شاید 50 سال پیش که ریچارد فاینمن در سخنرانی معروف خود، داستان تخیلی و جذاباش با عنوان "آن پایین فضای بسیار هست 1" را با آب و تاب تعریف میکرد و در آن اتمها را مثال اسباببازیهایی به دست آدمهای قصهاش میسپرد تا با آن هرچه میخواهند بسازند و هرجور میخواهند زندگی کنند، گمان نمیکرد روزی در همین نزدیکیها، این داستان به واقعیت بدل شود، و امروزه روز همان آدمها از قصه بیرون بیایند و به دنیاهای وسیع و روشن آن پایین سفر کنند.
اکنون، و بعد از گذشت نیم قرن، آدمهای قصه با سفر به دنیای نانو، «زبان ِ اتم»ها را فراگرفتهاند و میدانند چگونه ساخت مواد را اتم به اتم آغاز کنند و با دستکاری و بهبودشان، به چیزی که میخواهند دست یابند.
زبان اتمها به ما میگوید که نحوهی چیدمان و کنارهم قرارگرفتنشان، تا چه اندازه بر خواص و ویژگیها و رفتار مولکول، و در نهایت مواد تشکیل شده از آنها، اثرگذار خواهد بود. فناوری نانو و ابزارهایاش امکان رسیدن به مواد، ابزار و سیستمهایی با خواص دلخواه و کارآمدی لازم را برایمان فراهم مینماید. تا آنجا که امروزه در پیرامون ما به هر طرف که روی بگردانیم از غذایی که میخوریم و لباسی که میپوشیم تا دارو و ماشین و کرمهای پوستی که استفاده میکنیم، نانوذرات، نانوکامپوزیت و نانوموادی را میبینیم که از آزمایشگاهها و مراکز تحقیقاتی بیرون آمده و با ما در زندگی روزانهمان زیست میکنند.
البته به هیچوجه نباید تصور کرد که فناوری نانو اختراع قرن حاضر است. بلکه نانو و قوانین حاکم بر آن، همواره جزیی از طبیعت بوده است و حالا ما با الهام از همین طبیعت، به کشفی عظیم برای ساخت و پرداخت دنیایمان دست یافتهایم. به طور مثال: سطح برگ لوتوس2(یک نوع نیلوفر آبی) از پرزهای بسیار ریزی در مقیاس نانومتر پوشیده شده است. این پرزها که آبگریز نیز میباشند، سبب تجمع ذرات آب به شکل دانههای تسبیح میشوند. وقتی دانهها به قدر کافی بزرگ و تبدیل به قطره شد، شروع به غلتیدن و لیزخوردن از سطح برگ مینماید (شکل 1). گفتنی است که آلودگیها و گرد و غبار نیز درون این قطرهها معلق شده و همراه آب به پایین میغلتند. بنابراین، سطح برگ همواره تمیز خواهد ماند. با تقلید از این پدیده، شیشهها و پارچههایی ساخته شد که «خودتمیزشونده3 » نام گرفت. بر روی سطح این محصولات، همانند برگ نیلوفر آبی، یک لایه نازک نانومتری از دیاکسیدتیتانیوم و یا دیاکسیدسیلیسیم کشیده شده که مانع از جذب آب و آلودگیها میگردد.

شکل 1. سطح برگ لوتوس
حال، اجازه بدهید برای آشنایی ملموس با دنیای نانو و حضور آن در زندگی روزانهمان به ذکر چند نمونه بپردازم:
نانو و غذایی که میخورید
نگهداری، بستهبندی و جلوگیری از فساد و تخریب مواد غذایی در مقابل انواع باکتریها و قارچها، و محافظت از آنها در برابر نور و رطوبت، از جمله معضلات اصلی و همیشگی مواد غذایی بوده که موجب خسارت فراوان در این زمینه شده است. امروزه ظروفی که با استفاده از فناوری نانو ساخته میشوند، خواص ضدمیکروبی بالایی در مقابل انواع باکتریها و قارچها دارند. این خواص به دلیل حضور نانوذرات آنتیباکتریال در مواد تشکیل دهندهی ظروف میباشد.
نگهداری مواد غذایی در ظروفی که با نانوذرات نقره ساخته میشود، از رشد باکتریها جلوگیری کرده و غذا را به مدت طولانیتری در مقایسه با ظروف معمولی نگهداری مینماید. این ظروف قادر هستند میوهها، سبزیجات، داروها، نان، پنیر، سس و گوشت را در مدت طولانیتری، بدون تغییر رنگ و مزه و خواص غذاییشان نگهداری کنند.
افزودن ترکیباتی مانند نانوذرات دیاکسید سیلیس به پوششهای پلاستیکی بستهبندی و ظروف نگهداری مواد غذایی، سبب مقاوم شدن آنها در مقابل پارگی شده و نفوذپذیری آنها را در برابر بخار آب، اکسیژن و پرتو فرابنفش کاهش میدهد. از این رو، این بستههای پلاستیکی میتواند غذا را سالمتر و تازهتر محافظت نماید.
از طرفی، تولید بستهبندیهای هوشمند میتواند ما را از فساد مواد غذایی آگاه سازد. این نوع بستهبندی شامل نانوحسگرهاییست که نسبت به گازهای متصاعد شده از مواد غذایی فاسد، به شدت حساس بوده و تغییر رنگ میدهند. این تغییر رنگ، نشانهای از فساد مواد غذایی محسوب میشود.
نانو و لباسی که میپوشید
پارچههای ضدلک، ضدآب، ضدچروک، ضدحریق و... همهی این رویاها با فناوری نانو محقق شده است. این پارچهها که با تقلید از طبیعت (برگ لوتوس، پوست سوسک و بال حشرات) بافته میشود، در روی سطح خود ناهمواریهای بسیار کوچکی در مقیاس نانو دارد که مانع از چسبیدن گرد و غبار و دیگر آلایندهها به روی پارچه میشوند.

عرضهی جورابهایی که حاوی نانوذرات نقره میباشد، با جلوگیری از رشد انواع باکتریها و قارچها، بوی بد پا را از بین میبرد. همچنین، این جوراب، از خارش، سرمازدگی و ترک پاشنه پا، که سبب عفونت در بیماران دیابتی میشود، نیز جلوگیری میکند.
توزیع نانوذرات سیلیکا در پارچهها سبب ضدحریق شدن آن میشود؛ که مصارفی همچون پرده، سرویسهای اتاق خواب و ... را میتوان برای آن متصور شد.
تبیان
مراحل تقوا

مهم ترین برنامه ای که قرآن و احادیث به ما معرفی می کنند، تقوای الهی است. تقوا دارای مراتب و مراحلی است:
1) مرحله اول تقوا، ترک محرمات و عمل به واجبات است.
حضرت امیرمؤمنان علی (علیه السلام) فرمودند: «اَلمُتَّقی مَنِ التَّقی الذُّنُوبَ»؛ با تقوا کسی است که از گناه پرهیز کند. و حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمودند: «اِعمَل بِفَرائِضِ اللّهِ تَکُن أتّقَی النّاسِ»؛ به واجبات الهی عمل کن تا با تقواترین مردم باشی. که این مرتبه اولِ مرحله عمل می باشد.
حضرت آیت الله مجتهدی می فرمایند: وقتی که ما در قم طلبه بودیم، هر شب موقع خواب از رساله مراجع تقلید مسأله می خواندیم و با احکام فقهی و نظرات مراجع و دستورات اسلام آشنا می شدیم، بعد می خوابیدیم. امّا الان مردم یا توضیح المسائل در منزل ندارند یا اگر دارند، حال مراجعه کردن ندارند و اگر به مشکلی و یا مسأله ای برخورد کردند، از یکی از روحانیون می پرسند و چون همه روحانیون مجتهد نیستند، لذا هر کدام از آن بزرگواران نظر مرجع تقلید خودش را بیان می کند، و کمتر روحانی یافت می شود که نظرات همه مراجع تقلید را بداند و در مسأله مورد نظر، فتوای همان مرجع را بگوید. حتی بعضی پا فراتر گذاشته اند، یعنی مرجع مشخص نکرده اند، یا می گویند: باقی هستیم، اگر باقی بر تقلید از مرجع میّت هستند، باید به اجازه یکی از مراجع زنده فعلی باشد.
2) مرحله دوم تقوا، به جا آوردن مستحبات و ترک مکروهات است.
حضرت آیت الله مجتهدی در این زمینه می فرمایند: علما باید مستحبات را برای خود واجب بدانند و مکروهات را حرام. شما طلاب به مستحبات خیلی اهمیت بدهید.
همچنین ایشان می فرمایند: استاد ما حاج شیخ علی اکبر برهان خیلی در مستحبات و مکروهات دقیق بودند، لذا ما جرأت نداشتیم نزد ایشان این موارد را رعایت نکنیم، استاد ما حتی نسبت به بعضی موارد هم مخالف بودند؛ مثل خوردن آجیل و تخمه و چای و...، و ما نزد ایشان جرأت چای خوردن هم نداشتیم.
مطلبی که در مستحبات مهم است، این است که حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: «اِذا اَضَرَّتِ النَّوافِلُ بِالفَرائِضِ فَارْفُضُوها»؛ اگر مستحبات به واجبات ضرر زد، مستحبات را رها کنید.
و مطلب دیگر این که حضرت فرمودند: «اِنَّ لِلْقُلُوبِ اِقْبالاً وَ اِدْباراً، فَاِذا اَقْبَلَتْ فَاحْمِلُوها عَلَی النَّوافِلِ، وَ اِذا اَدْبَرَتْ فَاقْتَصِروُا بِها عَلَی الفَرائِضِ» برای قلب ها روی کردن (حالت میل و رغبت) و پشت کردن (بی میلی و بی رغبتی) است. هنگامی که این قلب ها میل داشت، آن ها را به انجام مستحبات وادارید و هرگاه قلبتان میل و رغبت نداشت، به واجبات اکتفا کنید.
مطلب مهم دیگر، دائمی بودن است. حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: «قَلیلٌ یَدوُمُ خَیْرٌ مِنْ کَثیرٍ مُنْقَطِعٍ» کار کم و همیشگی، بهتر از کار زیادی است که انسان را خسته کند و پیوستگی و دوام نداشته باشد. این حدیث فقط درباره مستحبات نیست، بلکه در تمام امور به کار می آید.
3) مرحله سوم تقوا، این است که انسان مباح هم انجام ندهد.
باید توجه داشت که انسان ها عموماً و طلاب خصوصاً، در این راه دشمنان زیادی دارند که مهم ترین آن ها یکی شیطان است و دیگری نفس امّاره که پیوسته در کمین ما هستند تا ما را منحرف سازند.
شیطان در این زمینه قسم خورده است: «قالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ اَجْمَعینَ» (به عزت و جلال تو قسم که تمام افراد را گمراه خواهم کرد.) خداوند متعال هم می فرماید: «اِنَّ الشَّیطانَ لَکُم عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوّاً» به درستی که شیطان برای شما دشمنی است (آشکار)، پس شما هم او را دشمن بدارید. «یا اَیُّها الَّذینَ آمَنُوا لاتَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیطانِ» ای کسانی که ایمان آوردید از ردّ پاها و گام های شیطان پیروی نکنید.
تبیان
هر شب به حساب خود رسیدگی کن

برگزیده هایی از سخنان آیت الله مجتهدی
راه غلبه بر نفس محاسبه است . بعضی اولیاء خدا یک دفتری همراه خود داشتند و هر کاری که می کردند می نوشتند، در آخر روز هم نشسته و حساب کارهای خود را می کردند که ما در این روز چه کردیم چه مقدار اطاعت خداوند متعال را نمودیم، چه مقدار سرپیچی و نا فرمانی کردیم.
امام کاظم ( علیه السلام ) فرمودند: "لَیسَ مِنّا مَن لَم یُحاسِب نَفسَه فی کُلِّ یَومٍ فَاِن عَمِلَ خَیراً اِستَزادَ مِنهُ وَ حَمِدَ اللهَ عَلَیهِ وَ اِن عَمِلَ شَرّاً اَستَغفَرَ اللهَ مِنهُ وَ تابَ اِلَیهِ " از ما نیست کسی که هر روز به حساب نفس خود نرسد پس اگر کار خوبی انجام داده بود خدا ر ا شکر کند و از خدا بخواهد که آن کار ر ا بیشتر و بهتر بتواند انجام دهد و اگر کار بدی انجام داده بود استغفار و توبه نماید.
حضرت رسول اکرم (صل الله علیه و اله وسلم) فرمودند: " لا یَکُونُِ العَبدُ مُومِناً حتّی یُحاسِبَ نَفسَهُ اَشَدَّ مِن مُحاسَبَةِ الشّریکِ شَریکِهُ وَ السَّیِّدِ عَبدَهُ" (2) انسان مومن نخواهد بود، تا اینکه به حساب نفسش برسد شدید تر از حسابرسی شریک با شریک و مولی با بنده اش.
بازاریها هر شب به حساب دفترشان میرسند.
سود و ضرر و طلبکاری و بدهکاری را مینویسند اگر هر شب حساب و کتاب نکنند یک دفعه میبینند مقدار قابل توجهی ضرر کرده است و حواسش نبوده است گاهی هم بر اثر نداشتن حستب و کتاب ورشکست میشوند. انسان هم باید هرروز به حساب نفسش برسد تا خدای نکرده یکدفعه ضرر نکند و یا ورشکست و عاقبت به شرّ نشود.
شب، موقع خواب بنشین ببین چه کار کردهای، چشمت کجاها نگاه کرده، زبانت چهها گفته، کجاها رفتهای، چه کارها کردهای. اگر کار بدی کرده بودی، خودت را سرزنش کن، به خودت بگو. ألم یأن للذین ءآمنوا أن تخشع قلوبهم لذکر الله. و تصمیم بگیر آن کار را نکنی، صبحها با خودت شرط بگذار که اگر آن کار را کردی نَفْسَت را یک جریمهای بکنی و در طول روز مراقب باش که آن کار را انجام ندهی.
آیة الله العظمی سید محمدتقی خوانساری (رحمت خدا بر ایشان باد) از مراجع و علماء بزرگ شیعه بودند، وقتی چندین ماه در قم باران نیامد و دشت و مزارع را رو به نابودی بود ایشان نماز استسقاء خواند و بلافاصله باران آمد به حدی که رودخانه قم لب به لب پر از آب شد.
قبل از خواندن نماز به ایشان عرض شد که نماز نخوانید زیرا اگر دعای شما مستجاب نشود آبروی اسلام و تشیع خواهد رفت، ایشان فرمودند: چند وقت است نفسم سرکش شده، مخصوصا میخواهم نماز باران بخوانم تا اگر دعایم مستجاب نشد نفسم سرکوب شود.
خداوند متعال می فرماید: والذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا، کسانی که در راه ما مبارزه و مجاهده می کنند ما آنها را به راه هایمان هدایت می کنیم. (عنکبوت 69) .
تبیان
شکست روحانیت یعنی شکست اسلام

یکى قضیه اینکه از آن زىّ روحانیت و زىّ طلبگى بوده است، اگر ما خارج بشویم، اگر روحانیون از آن زى که مشایخ ما در طول تاریخ داشتهاند و ائمه هدى سلاماللَّهعلیهم داشتهاند، ما اگر خارج بشویم خوف این است که یک شکستى به روحانیت بخورد
بسماللَّهالرحمنالرحیم
من قبلًا عرض مىکنم که من از اینکه اینجا نشستهام و آقایان در آنجا هستند نه شما آقایان، شما که تاج سر من هستید، دیگران هم همین طور من از این شرمنده هستم و امید عفو از محضر آقایان دارم. و از آقایان تشکر مىکنم که تشریف آوردند و از نزدیک ما خدمتشان مىرسیم و بعضى مسائلى که مناسب با این جلسه است عرض مىکنم. من به سهم خودم هیچ نگرانى ندارم راجع به انقلاب. انقلاب راه خودش را پیدا کرده و به پیش مىرود و بستگى به وجود هیچ کس هم ندارد. این انقلاب انشاء اللَّه محفوظ مىماند و آسیبى از خارج به او نخواهد رسید؛ لکن آن چیزى که انسان را یک قدرى نگران مىکند، دو تا مطلب است که این مربوط به عموم روحانیت است:
یک مطلب اینکه
یکى قضیه اینکه از آن زىّ روحانیت و زىّ طلبگى بوده است، اگر ما خارج بشویم، اگر روحانیون از آن زى که مشایخ ما در طول تاریخ داشتهاند و ائمه هدى سلاماللَّهعلیهم داشتهاند، ما اگر خارج بشویم خوف این است که یک شکستى به روحانیت بخورد، و شکست به روحانیت شکست به اسلام است. اسلام با استثناء روحانیت محال است که به حرکت خودش ادامه بدهد. اینهایند که اسلام را معرفى مىکنند و به پیش مىبرند و از اول هم همین طور بوده.
اگر ما از زى متعارف روحانیت خارج بشویم و خداى نخواسته، توجه به مادیات بکنیم، در صورتى که خودمان را با اسم روحانى معرفى مىکنیم، این منتهى ممکن است بشود به اینکه روحانیت شکست بخورد. من این نگرانى که همیشه هى در دلم هست این است که من خوف این را دارم که مردم به واسطه امثال من به بهشت بروند؛ آنها براى خدا توجه به آقایان دارند، و ما هم و شما هم دعوت مىکنید مردم را به خیر و صلاح؛ من خوف این را دارم که آنها براى خاطر ما و شنیدن حرف ما به بهشت بروند و ما براى خاطر اینکه خودمان مهذب نبودیم به جهنم. و آن خوف زیادى که من دارم این است که ما روبرو بشویم با آنها، ما در جهنم باشیم، آنها در بهشت باشند و اشراف به ما پیدا کنند. و این خجالت را انسان کجا ببرد که اینها براى خاطر ما به آن مقامات رسیدهاند و ما براى خاطر هواهاى نفسانى به این درجه سُفلى. این یک خوفى است که بسیارى از اوقات من متذکرش هستم. و یک قصهاى را که براى من نقل کردهاند که یکى از تجار پیش یکى از علماى بزرگ حالا کى بوده است نمىدانم رفته است و گفته است که آقا! اگر پشت کتابى یک چیزى نوشتهاند به ما هم بگویید، کتابها معلوم، اما اگر پشت کتابى چیزى نوشتهاند که شما از آن مطلع هستید به ما هم بگویید براى اینکه ما مىبینیم که شما ما را دعوت مىکنید به خیر و صلاح، و خودتان نیستید اصلش. معلوم مىشود یک مطلب دیگرى در کار است. آن آقا گریه کرده است از قرارى که گفتهاند و گفته است حاجى هیچ چیز دیگرى نیست و ما فاسد هستیم. این طور هم نیست که انسان خیال کند که شیطان مىآید ابتداءً به آدم مىگوید که بیا برو طاغوتى بشو، این را نمىگوید. قدم به قدم انسان را پیش مىبرد، وجب به وجب انسان را پیش مىبرد. امروز اینکه اشکالى ندارد، اگر جلویش را گرفتید طمعش بریده مىشود و اگر جلویش را نگرفتید فردا یک قدم دیگر جلو مىرود.
از قدم اول انسان باید جلویش را بگیرد. اگر مبتلا شد، ابتلا دیگر پشت سر هم مىآید. این طور نیست که انسان یک وقتى بعد از اینکه ریشه دنیا در دل انسان قوى شد بتواند بکند آن را.
بیانات امام خمینى قدسسره در جمع نمایندگان مجلس خبرگان رهبرى
تبیان
روحانیت در مبارزه با خرافات
این جُستار، به علل و زمینه ها و بسترهایى اشاره مى دارد که حضور روحانیت را در این جهاد فکرى، کم رنگ کرده و در عمل زمینه هاى بروز و فعالیت جبهه خرافه سازان را فراهم تر ساخته است.
پیامبر اکرم(ص) به (یضع عنهم اصرهم والاغلال التى کانت علیهم) متصف بود. او با جهل و خرافه ستیز داشت و حتى در پیشبرد مقاصد عالى، به اوهام متصل نشد. در دوران کودکى، توصیه دایه خویش را در حرز بندهاى مرسوم روزگار پذیرا نگشت و در عهد رسالت، شایعه کسوف خورشید را در سوگ فرزندش ابراهیم، قاطعانه رد کرد و آن را سکوى ازدیاد ایمان عوام قرار نداد.
روحانیت، در مسند چونان پیامبرى قرار دارد و نیابت از چنان شخصیتى را عهده دار است. و اینک در برابر امواج خرافه هاى سنتى و مدرن، کهن و نوپیدا، دینى و قومى این پرسش اساسى مطرح است که آیا حوزه و روحانیت، به مسؤولیت اساسى خویش در این زمینه آگاه است؟ و آیا در برابر این طوفان سهمگین، مواجهه اى درخور و شایسته را از خود نشان داده است؟
این جُستار، به علل و زمینه ها و بسترهایى اشاره مى دارد که حضور روحانیت را در این جهاد فکرى، کم رنگ کرده و در عمل زمینه هاى بروز و فعالیت جبهه خرافه سازان را فراهم تر ساخته است. قبل از پرداخت به این پرسشهاى اساسى، از باب مقدمه، اشاره اى به جایگاه و اهمیت موضوع خواهیم داشت.
گستره خرافات
زوایا و اعماق خرافات در جامعه اسلامى ـ ایرانى، احساس خطر را در مقامات مسؤول، روشن اندیشان و جامعه شناسان کشور پدید آورده است. دامنه خرافات، بسیار متنوع و گسترده اند. از بسترها و شرایط مختلف اجتماعى، بهره ورى داشته و دارند. به عنوان نمونه، به این آگهى توجه کنید:
(تاکنون کسانى که این برنامه را از ما دریافت کرده اند، تک تک آنها بدون استثنا در کنکور و براى دانشگاه هاى دولتى قبول شده اند. جهت تهیه این برنامه مى توانید مبلغ 70 هزار تومان به شماره حساب واریز کنید تا دستور قرآنى و دعا توسط& به آدرس شما ارسال شود.)1
این مورد، نمونه اى از هزاران نمونه خرافه پردازى و سوء استفاده از ایمان مذهبى جامعه ایرانى است.
با یک نگاه سریع به طبقه بندى زیر، از انواع خرافات در جامعه ایرانى مى توان دست یافت:
الف. خرافات دینى ـ مذهبى: علایق ریشه دار اسلامى ـ شیعى در جامعه ایرانى، زمینه اى براى سوء استفاده و ترویج خرافات دینى ـ آیینى است. ظهور و بروز آن، در موضوعات زیر بیش تر خود را مى نمایاند:
*مناسک عزادارى: خرافات در آیینهاى عزادارى از مسائل جدى و مطرح از دیرزمان بوده و هست. از مرحوم نورى در لؤلؤ و مرجان تا استاد شهید مطهرى در نگاشته هاى متنوع و متعدد خود، در مورد تحریفات و انحرافات در عزادارى حسینى سخن گفته اند.
یکى از ناهنجارترین رفتارها در مناسک عزادارى (قمه زنى) است که در دوره قاجارى رواج یافت. و به روایت مستوفى، آن را مرحوم دربندى در عزادارى وارد، یا عمومى کرد و ترکان عوام آن را پذیرفتند و ذکر (شاخسین و واخسین) یا (حیدر، صفدر) که قبل از تیغ زنى مى گفتند، ذکر ترکى بود.2
جهانگردان خارجى از همان دوره قاجار، توصیف ناپسندى از قمه زنى را در سفرنامه ها و نگاشته هاى خویش ارائه کردند و با تعابیرى چون این بى شعورها (فووریه) یا مالیخولیاى مقدس (جکسن) منظره دلخراش و تاثرآور که هرگز نمى توان آن را از یاد برد. (بنجامن) از آن یاد کرده اند.3 این رفتار ناشایست، هم چنان مورد تبلیغ رسانه اى علیه تشیع و مناسک عزادارى شیعى است.
* مهدویت: اعتقاد به حضور امام عصر(ع) و انتظار ظهور ایشان، از باورهاى بنیادین شیعه امامى است. همین باور اساسى، بسترها و زمینه هایى را نیز براى خرافه سازان پدید آورده است. پاره اى از این خرافات، سابقه اى تاریخى دارند و پاره اى، نوظهورند. از جمله، مى توان به موارد زیر اشاره داشت:
* ادعاهاى دروغین نیابت، بابیت .
* دعاوى ارتباط با امام زمان(ع) در خواب یا بیدارى براى پاسخ به پرسشها، حل مشکلات و بیماریها .
* پیش بینى هایى براى زمان ظهور و مقدمات ظهور.
* فرقه سازى براى یاران امام(ع).
* دعاوى ارتباطات نسبى ـ سببى با امام(ع).
* زیارتگاه ها و مکانهاى مذهبى: مزارات غیرمستند، سابقه اى بس قدیمى و کهن داشته و عوامل متعددى در این مساله دخیل بوده اند. در دهه هاى اخیر، در پرتو فضاى دینى ـ معنوى در کشور، صدها مکان متروک و غیرمستند، بازسازى و نوسازى شده اند و ده ها مکان نوظهور خود را نمایانیده اند و گاه رونقى درخور یافته اند.
* ادعیه و اذکار: دعا و نیایش، روح ادیان ابراهیمى است، اما در تمامى این ادیان و مذاهب ـ و از جمله اسلام و تشیع ـ ادعیه و اذکار مجهول راه یافته اند. خرافه گرایان، به جاى بهره ورى از خوان سرشار ادعیه ها ى ماندگار، چونان صحیفه سجادیه به اذکار و اورادى مجهول و وهم آلود رو مى آورند و منابع مکتوب و غیرمکتوبى را با عنوان دعا و ذکر و ورد براى سلوک معنوى یا رفع مشکلات مادى و یا& ترویج مى کنند. کتابهایى که سالیانى است در ردیف کتابهاى پرفروش کشور جاى گرفته اند.
* کشف و کرامات: متفکران مسلمان، باورمندند که اولیاى خداوند (علاوه بر پیامبران و امامان) از قدرتهاى خارق العاده برخوردارند. این باور، چونان باورهاى صادق و مسلم پیشین، بسترى را براى گزافه گویان و مدعیان دروغین فراهم ساخته و مى سازد. دروغ پردازانى که به دعاوى ناروا، خود را بر سکوى ولایت مى نشانند و از کشف و کرامات سخن مى رانند و خلقى را به دنبال خویش مى کشانند و به سوء استفاده هاى گوناگون مى پردازند.
ب. خرافات معنوى ـ عرفانى: تمایل طبیعى انسان به عرفان و معنویت، زمینه سازى براى انبوهى از خرافات معنوى را فراهم ساخته است. زمینه هاى تاریخى جامعه ایرانى در گرایش به عرفان و معنویت، در اقبال به این گونه خرافات تأثیر جدى داشته و دارد. افزون بر این عامل، رویکرد معنوى حاصل از انقلاب اسلامى ایران، شرایط نامساعد اقتصادى و اجتماعى و عوامل دیگر در تشدید این اقبال مؤثر بوده اند.
هم اکنون در جامعه ایرانى، هم خرافات فرقه هاى دروغین کهن، معنوى ـ عرفانى، رواج یافته است و هم فرقه هاى نوظهور عرفانى، به خرافات جدیدى روآورده و آن را گسترش داده اند.
در این جریانهاى خرافى، انحرافها و کژراهه هاى زیر مورد توجه و تأکیدند:
* تکریم، ستایش، تقدیس و اغراق در مورد رهبر یا رهبران فرقه هاى عرفانى.
* ترویج کتابها و محافل ساحرى و جادوگرى، طالع بینى، غیب گویى، ارتباط با ارواح، رابطه با موجودات سیارات و .
* تبلیغ تکنیک هاى روان شناختى که گاه از آن با تعبیر معنویت مدرن نیز یاد مى شود.
* مجال آفرینى براى روشهاى درمانى خرافى غیر از درمان دانش پزشکى، روشهاى درمانى از قبیل ورزشهاى معنوى، معالجه با مواد بلورین و .
* بازسازى و نوخوانى باورهاى خرافى ادیان خاموش و باستانى.
* طرح و تبلیغ نمادهاى خرافى چون عدد 666 (در شیطان پرستى) و یا نماد پنتاگرام یا ستاره 5 پر در فرقه کابالا یا چرخ خورشید و صدها نماد دیگر که در قالب نگین انگشتر، گردنبند، تصاویر روى دستبند، پیراهن، شلوار، کفش، ادکلن، ساعت و عرضه و ارائه مى گردد.
ج. خرافات ملى ـ منطقه اى: کشور پرسابقه و پهناور ایران، چونان ملل بزرگ و تاریخ مند از سنتهاى اصیل و ارزش مندى برخوردار است. عید نوروز، یکى از این سنتهاى افتخارآمیز است. اما این سابقه طولانى تاریخى، سنتها و آداب خرافى و غیرمعقول را نیز به همراه داشته است. پاره اى از این موارد، فراگیر و عمومى ترند، چونان چهارشنبه سورى و پاره اى منطقه اى تر و قومى ترند. در دسته اخیر صدها و هزاران رسم و رسوم خرافى را در ازدواج، زایمان، مرگ، سفر، عیادت، نقل و انتقال مى توان خواند و دید.
د. خرافات وارداتى: گسترش ارتباطات با اقوام و ملل دیگر، به اخذ دانشها و تجارب مثبت ایشان انجامیده است اما در جوار آن، گاه و بى گاه خرافات اقوام دیگر در میان جامعه ما نیز راه یافته است. در سده اخیر، در ارتباطات فیزیکى ـ مجازى با مغرب زمین، بخش وسیعى از خرافات آن جوامع در جامعه ایرانى ره یافته اند و چون نمایه اى از غربزدگى را نیز به همراه داشته اند و نمایى از مدرن زیستى نیز تلقى گشته اند. مواردى از قبیل فال قهوه، نحوست سیزده، طالع تولد و& نمونه هایى از این قبیل اند.
محورهاى چهارگانه بالا نشانگر حجم گسترده ى خرافات در جامعه اسلامى ـ ایرانى ماست. به پرسش نخست جستار باز مى گردیم که چرا روحانیت شیعى، مواجهه اى درخور و شایسته با این پدیده ندارد. به گوشه هایى از عوامل و بسترها، اشاراتى خواهیم داشت.
توجیه سکوت
در مواردى، مسامحه هاى روحانیت در برابر تحریفها و خرافه هاى دینى، بر پایه ى مبانى نظرى است که به آن فلسفه و استدلال مى بخشد. به عبارتى، پایگاه شرعیت و مشروعیت براى ترک امر به معروف و نهى از منکر مى شود و همراهى با خرافات ـ یا سکوت در برابر آن را ـ به وجود مى آورد.
تبیان
سرعت انتقال مفاهیم

خوانندگان یک روزنامه یا نشریه امکان دارد در نگاه اول فقط تیترهای اصلی و فرعی را بخوانند و در چشم بههمزدنی نشریه را کنار بگذارند، اما همه آنها کاریکاتور چاپ شده را تمام و کمال میبینند و واکنش نشان میدهند.
همین نکته در کاریکاتورهای الکترونیکی و اینترنتی نیز صادق است؛ چرا که کاریکاتور سریعترین شکل انتقال مفهوم به مخاطب عنوان میشود.
درک سرعت انتقال کاریکاتور وقتی مشخص میشود که آن را با گرافیک یعنی بهترین رسانه هنری مقایسه کنیم. مخاطب بعد از دیدن یک پوستر به یک احساس درونی میرسد و شاید به نکتهای در آن پی ببرد، اما وقتی میخواهد برای دیگری از پوستر یاد کند، فقط به ذکر موضوع آن بسنده میکند.
در صورتی که بارها شاهد بودیم که مردم جزئیات کاریکاتوری را به خاطر سپرده و موضوع، نحوه اجرا و طنز موجود در کاریکاتور را درک کرده و قادرند برای دیگران بازگو کنند و در مواردی حتی از آن لطیفه یا سکانسی از یک فیلم کمدی بسازند.
کاریکاتور مطبوعاتی، تابع خود مطبوعات در 2 دهه اخیر اشکال متفاوتی پیدا کرده اما در هر شکلی که باشد، ارتباط به روز و بیواسطهای با مردم دارد. همانطورکه با مرور مطبوعات گذشته تا به امروز میتوانیم به شناختی مردمشناسانه برسیم و نوع زندگی انسانها را در دورانهای مختلف کشف کنیم، با دیدن کاریکاتورها به زندگی درونی مردم و طنز رایج در میان آن رسیده و نحوه زندگی و ارتباط با یکدیگر از گذشته تا امروز را درک میکنیم.
اهمیت کاریکاتور مطبوعاتی وقتی بیشتر میشود که بدانیم بعد از مرور و بررسی کاریکاتورهای ادوار مختلف میتوان شکل مشارکت مردمی در حکومت، انتقادپذیری از دولتمردان و شیوه مختلف اعتراض به اعمال قدرت را در دورههای مختلف یک کشور یا جامعه شناخت.
این شناخت وقتی کامل میشود که طرز تفکر و عقاید و شیوه زندگی کاریکاتوریستها در کنارش موجود باشد تا بدانیم چه کسی، چگونه انتقاد خود را به دیگران به شیوه طنز اعلام میکرده است. متأسفانه تاریخ کاریکاتور مطبوعاتی ما در 2 دهه اخیر دچار چالشهای فراوان بوده و بنگاههای مطبوعاتی و ناشران روزنامهها کمتر به دستهبندی و حفظ سوابق همکاران کاریکاتوریستشان اقدام کردهاند.
روزنامه همشهری اولین نشریهای است که هر روز در صفحهای ثابت، اقدام به چاپ کاریکاتورهای رنگی کرده و این در تاریخ مطبوعات ایران بیسابقه بود. گروه کاریکاتوریستهای روزنامه همشهری از بدو تاسیس تاکنون از شیوههای مختلف از جمله شخصیت، موضوع، روایت و تمثیل کاریکاتور کشیده و توانستهاند آثار خود را در صفحات هنری، فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی فارغ از نام ستون کاریکاتور و در جهت معرفی بهتر مقالات و گزارشها به چاپ برسانند.
اسد بیناخواهی، علی جهانشاهی، علی مریخی، علی جلوه، افشین سبوکی، داود کاظمیو... از جمله پایهگذاران گروهی بودند که امروز همکارانشان هر روز در صفحه 3 و در اندازهای ثابت، افکار و نظرشان را به اشکال گوناگون و با لحنی طنز به مخاطب آشنای خود میگویند.
بهمن عبدی، داود کاظمی، جمال رحمتی، ابوالفضل محمدی، علی درخشی، نوید شریفی، رسول آذرگون، ثنا حسینپور و مهدی کاظمی کاریکاتوریستهایی هستند که حاصل یک سال نگاه خود به موضوعات متنوع روز را که در روزنامه همشهری به چاپ رسیدهاند، در قالب نمایشگاهی با عنوان «کاریکاتورهای 85 همشهری» در نگارخانه دائمی کاریکاتور به نمایش گذاشتهاند.
این آثار نیز با شیوههای متفاوتی دیدگاهها و ایدههای طراحان آنها را بیان میکنند و هر یک به نوعی مخاطب را درگیر با موضوع و با خود همراه میسازند.
آنچه حائز اهمیت است، تداوم فرهنگ چاپ کاریکاتور است که به زودی به میراث فرهنگی همشهریان تهرانی بدل میشود.
تبیان
کیک بستنی میوهای
حالا که قرار است شما زحمت آمادهکردن یکی از وعدههای غذایی در روز زن را بکشید،
اگر همسرتان شاغل است و احیانا در آن روز دیرتر از شما به خانه میرسد، با درستکردن یک کیکبستنی خوشمزه و زیبا، پذیرایی روز زن را تکمیل کنید. این کیکبستنی، بسیار ساده و سریع درست میشود؛ اگر باور ندارید امتحان کنید.

مواد لازم:
- کیک اسفنجی ساده دایره یا مستطیلشکل (آماده تهیه کنید)
- بستنی وانیلی یا توتفرنگی به مقدار لازم
- توت فرنگی نیم کیلوگرم
- پودر قند به مقدار لازم برای تزیین
روش تهیه:
1– ابتدا برگهای توتفرنگیها را جدا کنید و پس از شستوشو، داخل سبدی بریزید تا آب اضافی آنها خارج شود.
در این فاصله زمانی، کیک اسفنجی را با چاقوی ارهای بزرگی بهصورت مقطعی چند برش بزنید. هنگام برشزدن مراقب باشید که کیک آسیب نبیند. در واقع عرض هر برش نباید کمتر از یک سانتیمتر باشد.
2– پس از آنکه کیک را به لایههای مختلف یک سانتیمتری برش زدید، توتفرنگیها را به جز 4 تا 5 عدد، با چاقو نصف کنید؛ سپس لایه اول کیک را داخل ظرف مورد نظر قرار دهید.
3– حالا با استفاده از قاشق مخصوص، چند گلوله بستنی را روی اولین لایه کیک گذاشته، سطح خالی باقیمانده آن را با برشهای توتفرنگی پُر کنید. سپس لایه دیگری از کیک را روی بستنی و توتفرنگی قرار داده و با دست کمی فشار دهید.
این کار را تا جایی ادامه دهید که لایه آخر کیک را بستنی و توتفرنگیهای درسته تشکیل دهد. مرحله پایانی پاشیدن مقداری خاک قند روی بستنی و توتفرنگی است.
به همین راحتی و در مدت زمان حدود نیم ساعت، شما میتوانید یک کیکبستنی خوشمزه آماده کنید.
فقط آن را تا پیش از به خانه رسیدن همسرتان در یخچال نگه دارید.(ناخنک هم نزنید!)
تبیان
سالاد الویه

مواد لازم
|
یک عدد |
سینه مرغ متوسط |
|
750 گرم |
سیب زمینی |
|
200 گرم |
خیار شور |
|
یک قوطی |
نخود سبز |
|
4 عدد |
تخم مرغ آب پزشده سفت |
|
2 عدد |
هویج آب پز |
|
یک عدد |
پیاز متوسط |
|
نصف فنجان |
خامه |
|
2فنجان |
سس مایونز |
|
4 قاشق سوپخوری |
سرکه یا آبلیمو |
|
2 قاشق سوپخوری |
روغن زیتون |
|
به قدردلخواه |
نمک و فلفل |
طرز تهیه:
سینه مرغ را با پیاز، هویج، 2 قاشق آبلیمو، کمی نمک و یک لیوان آب می گذاریم که پخته شود و آب آن کاملاً کشیده شود. سیب زمینی را بعد از آب پزشدن پوست گرفته، خیلی ریز خرد می کنیم. استخوانهای مرغ را جدا کرده و گوشت آن را خرد می کنیم. بعد هویج وخیار شور را خرد و با کلیه مواد خرد شده مخلوط کرده و در ظرف بزرگی می ریزیم. تخم مرغ را بعد از خردکردن با بقیه آبلیمو، روغن زیتون، خامه،نصف مقدار سس مایونز، کمی نمک و فلفل خوب مخلوط می کنیم. سپس در یک ظرف مناسب مواد سالاد الویه را ریخته و آن را به شکل دلخواه درست می کنیم. بقیه سس مایونز را با کاردک بر سطح سالاد می کشیم و با خیار شور، گوجه فرنگی گل شده ، جعفری ،تعدادی زیتون و نخود فرنگی روی آن را تزئین می کنیم.

نکات تغذیه ای:
این غذا به راحتی تهیه شده و به صورت سرد سرو می شود. بنابراین به عنوان ساندویچ برای زنگ تفریح کودکان در مدرسه می تواند مورد استفاده قرار گیرد. این غذا به علت دارا بودن مرغ و تخم مرغ از لحاظ پروتئینی غنی است و برای رشد کودکان مناسب است. همچنین به علت اینکه حاوی سبزیجات مختلفی است از لحاظ تأمین ویتامین ها مفید است.
تبیان
هفت بیجار
( ترشی فوری)

مواد لازم:
|
2 کیلو |
بادمجان |
|
3-2 عدد |
فلفل قلمی تند |
|
1 قاشق غذاخوری |
ادویه ترشی |
|
نیم کیلو |
فلفل دلمه ای( سبز، قرمز، زرد و نارنجی) |
|
1 قاشق غذاخوری |
نعنا خشک |
|
1 بوته |
سیر |
|
300 گرم(5-4عدد) |
گوجه فرنگی نارس |
|
یک کیلو |
آب غوره یا سرکه |
|
1 قاشق غذاخوری |
نمک |
|
250 گرم( 1 لیوان) |
سبزی معطر( خرد شده) |
توجه: سبزی معطر شامل نعنا، شوید، مرزه، ترخون، ریحان، گشنیز، جعفری می باشد.
طرز تهیه:
1- بادمجان خام را رنده یا ساطوری می کنیم. بعد آن را درون یک تنظیف ریخته فشار می دهیم و آبش را می گیریم.
2- گوجه فرنگی ها را که بهتر است نیم رس یا نارس باشند، به صورت نگینی خرد می کنیم. لازم به ذکر است که گوجه فرنگی نارس باید به رنگ سبز، و گوجه فرنگی نیم رس به رنگ نارنجی باشد.
3- سبزی های معطر را هم بسیار ریز می کنیم. هر چه قدر سبزی ریزتر شود، طعم و رنگ ترشی بهتر خواهد شد. اگر یک یا چند نوع از سبزی ها در دسترس نباشند اشکال ندارد، حتی می توان از خشک شده آن ها نیز استفاده کرد.
4- سیر را رنده کرده و فلفل تند را خرد یا چرخ می کنیم. همچنین فلفل دلمه ای های رنگی را بسیار ریز خرد می کنیم.
5- نعنا خشک، ادویه، نمک و سرکه یا آبغوره را با هم مخلوط می کنیم.
6- در ظرف مخصوص ترشی، بادمجان ساطوری شده ، گوجه فرنگی های خرد شده، سبزی های خرد شده، سیر، فلفل دلمه ای و فلفل تند را می ریزیم و مخلوط سرکه، نعنا، ادویه و نمک را نیز به آن می افزاییم.
نکاتی در مورد تهیه ترشی :
(1) طعم این ترشی با آبغوره دلپذیرتر است، اما اگر آبغوره تازه و خوش طعم در دسترس نبود، می توان از سرکه طبیعی هم استفاده کرد. مقدار سرکه مورد استفاده از مقدار آبغوره کمتر است، چون طعم ترش سرکه بیشتر از آبغوره می باشد. این ترشی نباید زیاد آبدار باشد.
(2) مقدار نمک و آبغوره را بنا به ذائقه می توان کم یا زیاد کرد.
(3) این ترشی در همان لحظه اتمام کار آماده مصرف است و نیازی به گذشت زمان ندارد. ( ترشی فوری)
(4) آبغوره بسیار به اکسیژن هوا حساس است، لذا در صورتی که درب ظرف آبغوره به طور کامل بسته نباشد طعم آن تغییر کرده و تلخ یا بی مزه می شود و کپک می زند، اما مقاومت سرکه نسبت به شرایط محیط بیشتر بوده و نگه داری آن آسان تر است.
تبیان
سالاد مرغ
موادلازم :
سینه مرغ یک عدد کامل
قارچ نیم کیلو
چیپس خلال یک بسته
پیاز سرخ شده سه قاشق غذاخوری
سس مایونز به مقدار دلخواه
طرز تهیه :
سینه مرغ را می پزیم و ریشریش میکنیم.
سپس آنرا با پیاز سرخ شده مخلوط کرده و کمی روغن زیتون به آن اضافه می کنیم و آنرا تفت میدهیم. مرغ نباید خیلی سرخ شود، فقط به اندازه ای که با پیازداغ و روغن مخلوط شود.
کمی نمک و زردچوبه به آن اضافه میکنیم و آن را کنار میگذاریم.
سپس قارچ را با حرارت زیاد میپزیم تا آب آن خشک شود. برای اینکه رنگ قارچ تیره نشود، یک قاشق آبلیمو به آن اضافه میکنیم و با کمی نمک میپزیم.

اگر به قارچ، دو حبه سیر خرد شده اضافه کنید خوش طعم میشود.
وقتی آب قارچ کاملا خشک شد، کمی روغن زیتون اضافه میکنیم و آنرا کمی تفت میدهیم.
مرغ پخته شده، قارچ و چیپس خلال را با هم مخلوط کرده و سس مایونز به آن اضافه میکنیم. مقدار سس بستگی به ذائقه خودتان دارد.
این سالاد بسیار راحت و سریع آماده میشود و یک غذای کامل و بسیار خوشمزه است.
امتحان کنید مطمئن باشید خوشتان میآید.
نکته:
این سالاد در واقع "چیکن استروگانف" است که به جای "خامه" از "سس مایونز" استفاده کردم. چون میخواستم با اسم فارسی به کار ببرم سالاد مرغ نوشتم فکر میکنم بهتر از چیکن استروگانف باشد.
میتوانید این سالاد را با خامه هم درست کنید و به همین خوشمزگی است.
خورش غوره مسما ( غذای محلی )

مواد لازم ( برای 5 تا 7 نفر ) :
| مرغ متوسط | 1 عدد |
| غوره | 1 کیلو |
| پیاز درشت | 1 عدد |
| بادنجان قلمی ریز | 3 عدد |
| نمک ، فلفل و دارچین | به مقدار کافی |
طرز تهیه :
مرغ را تکه تکه کرده و سرخ می کنیم. سپس با کمی آب و پیاز آنها را می پزیم. غوره ها را با فشار دادن بین دو انگشت می شکنیم تا هسته غوره خارج شود ( اگر غوره ها بدون هسته بود، باز هم آنها را می شکنیم ). سپس پیاز را خلال کرده و در روغن سرخ می کنیم. قبل از اینکه پیاز کاملا سرخ شود، غوره را به آن اضافه می کنیم و با هم تفت می دهیم. غوره و پیاز سرخ شده را روی مرغ پخته می ریزیم.
بعد مقداری آبغوره به مرغ اضافه می کنیم. بادنجان ها را سرخ می کنیم و روی مرغ می چینیم. سپس نمک ، فلفل و دارچین را به خورش اضافه می کنیم و بعد از اینکه یک جوش زد، آن را از روی حرارت برمی داریم. در صورت دلخواه می توانیم کمی رب گوجه فرنگی نیز به این خورش اضافه کنیم. غذا آماده سرو است.
به جای مرغ می توانید از گوشت گوسفند ( یک کیلو با استخوان و بدون چربی ) استفاده کنید. بنابراین اگر خواستید خورش مسمای غوره را با گوشت گوسفند تهیه کنید، گوشت را تکه تکه کرده و کمی با روغن سرخ کنید. بعد با سه لیوان آب آن را بپزید. بقیه کار مثل روش پخت بالاست.
ولی در نواحی شمال کشور، معمولاً غوره مسما را با جوجه های کوچک که به اصطلاح جوجه کبابی می گویند، تهیه می کنند که بسیار خوشمزه است.
نکات تغذیه ای :
از غوره می توانید در تهیه غذاهای دیگری مثل آبگوشت ، خورش بادنجان یا کدو و کنار مرغ استفاده کنید. مصرف غوره در غذاها برای ارفاد کم اشتها بسیار مناسب است.
این خورش حدود 2000 کالری، انرژی دارد.
تبیان
ته چین مرغ

مواد لازم ( برای 4 تا 2 نفر) :
| برنج | 1 کیلو |
| روغن آب کرده | 150 گرم |
| ماست چکیده | 1 کیلو |
| زعفران ساییده | دو قاشق مرباخوری |
| مرغ پاک کرده | یک عدد |
| زرده تخم مرغ | 2 تا 5 عدد |
| زرشک | 100 گرم |
| شکر | 2 قاشق سوپخوری |
| نمک و فلفل | به مقدار لازم |
طرز تهیه :
برنج را شسته و با نمک خیس می کنیم. مرغ را با یک عدد پیاز ، نمک و 3 فنجان آب می پزیم ، طوریکه بعد از پختن یک فنجان آب مرغ داشته باشد. سپس استخوان های مرغ را جدا می کنیم. زعفران را در کمی آب جوش حل می کنیم. ماست را بهم می زنیم. نصف زعفران حل شده در آب جوش را با کمی نمک ، فلفل و سه عدد زرده تخم مرغ داخل ماست می ریزیم و بهم می زنیم . سپس گوشت مرغ را در ماست می خوابانیم . برنج را پخته و قبل از نرم شدن مغز برنج ، آن را آبکش می کنیم. در ته یک قابلمه تفلون دو تا سه عدد زرده تخم مرغ ، نصفی از روغن لازم و یکی دو ملاقه از ماستی را که گوشت را در آن خوابانده بودیم ، می ریزیم و دو تا سه کفگیر برنج در این مایه می ریزیم و به آرامی آن را هم می زنیم. مایه را در ته ظرف با پشت قاشق صاف می کنیم . مقداری گوشت مرغ روی برنج می چینیم و مقداری برنج روی آن میریزیم و بقیه گوشت را روی برنج چیده و با بقیه برنج روی گوشت را می پوشانیم . با قاشق، برنج را کمی فشار میدهیم که بهم بچسبد. آب مرغ را با بقیه زعفران و روغن آب کرده و ماست مخلوط می کنیم . این مایه را روی سطح برنج می دهیم. در ظرف را می بندیم و ظرف را روی شعله اجاق قرار می دهیم. مدت یک ساعت و نیم تا دو ساعت صبر می کنیم تا ته چین دم بکشد . در ضمن هر چه قدر حرارت ملایم و مدت طبخ طولانی تر باشد، ته دیگ پلو کلفت تر می شود .
زرشک را شسته و با یک قاشق روغن، کمی آن را تفت می دهیم . سپس شکر و یک چهارم فنجان آب به آن اضافه می کنیم تا زرشک حالت مربایی به خود بگیرد.
پس از دم کشیدن ته چین ، قابلمه را در یک دیس گرد بر می گردانیم و روی آن را با زرشک تزیین می کنیم . در صورت تمایل می توانیم نصف زرشک را لابلای گوشت و برنج قرار دهیم .

برای مهمانی های بزرگ می توانید ته چین را در چند قابلمه نسوز، با اندازه های مختلف تهیه کرده و مانند تصویر بالا آن را تزیین کنید.
تبیان
علت خونریزی بینی

دکتر خسرونیا در گفتگو با ایسنا، در رابطه با علل خونریزی از بینی (خون دماغ) و چگونگی برخورد با آن گفت: خونریزی بینی به چند علت صورت میگیرد که بسته به علت ایجادکننده ی آن، باید درمان لازم صورت گیرد.
وی، خشکی بینی را از علل بروز خونریزی بینی عنوان کرد و گفت: در هوای خشک مانند هوای فصل تابستان مخاط بینی خشک شده و با کوچکترین تحریک و دستکاری بینی، فرد دچار خونریزی از بینی میشود. به این ترتیب در صورت خشکی مخاط بینی، باید محیط درون بینی با ویتامین A چرب شده و از دستکاری مخاط بینی پرهیز شود. همچنین اختلالات انعقادی خون، خونریزی از بینی را سبب میشوند.
رئیس جامعه پزشکان داخلی، فشار خون بالای همیشگی یا ناگهانی را نیز از جمله علل خون دماغ عنوان کرد و گفت: به دنبال افزایش فشار خون ممکن است فرد دچار خون دماغ شود، در غیر این صورت ممکن است با افزایش فشار خون ، رگ مغز پاره شده و فرد به سکته مغزی مبتلا شود.
همچنین وارد آمدن ضربه به بینی میتواند سبب شود که به دنبال هر حرکتی از سوی فرد، خونریزی بینی ایجاد شود.
دکتر خسرونیا افزود: گاهی ناراحتیهای دریچه میترال قلب با خونریزی از بینی همراه است، بنابراین علل خونریزی از بینی در افراد مختلف، متفاوت است و لازم است بنا بر علت ایجادکننده آن درمان لازم انجام شود.
رئیس جامعه پزشکان متخصص داخلی در پایان گفت: در صورت تکرار خون دماغ لازم است به منظور تشخیص علت آن، به پزشک مراجعه شده و از دستکاری مخاط بینی پرهیز شود.
تبیان
دست بردن داخل بینی ممنوع!

دست بردن به داخل بینی باعث تماس مستقیم دستها با میکروبی به نام «استافیلوکوک» میشود که تماس آن با سایر نواحی بدن، باعث ایجاد بیماریهای پوستی میگردد.
دکتر پرویز طباطبایی، فوق تخصص عفونی اطفال در گفتوگو با ایسنا با بیان این مطلب گفت: استافیلوکوکها، میکروبهایی هستند که بیشتر پوست انسان را درگیر کرده و در صورت تماس با آن، ایجاد بیماری میکنند.
وی افزود: استافیلوکوک ها در حالت عادی در دست ها وجود دارند، ولی تعداد آنها در بینی بسیار زیاد است و بردن دست به داخل بینی، باعث جابهجایی و انتقال آنها شده و به تعداد زیادی به دست میچسبند و در صورت تماس دست با پوست سایر نواحی بدن، ضایعات پوستی چون کرک سلولیت آپسه و حتی ذات الریه بروز میکند.
دکتر طباطبایی تصریح کرد: در مواردی دیده شده که استافیلوکوک ها در افراد باعث ایجاد عوارض قلبی و استخوانی شده اند و متاسفانه با ابداع هر دارو و روش مقابله ای، مقاومت آنها افزایش پیدا کرده است. لذا مبارزه با آنها قدری مشکل است.
وی در پایان توصیه کرد: ضروری است به کودکان از همان سنین پایین، آموزش لازم برای رعایت بهداشت شخصی را آموخته و همواره آنان را به کوتاه نگه داشتن ناخنها و شستن مداوم دستها تشویق کرد و در صورت نیاز، از داروهای موجود در داروخانهها (تحت نظر پزشک) که به صورت قطره یا پمادهای موضعی بینی وجود دارند، استفاده کرد.
منبع / تبیان
گرفتگی گوش در مسافرت های هوایی

اگر تا به حال با هواپیما سفر کرده باشید حتما گرفتن گوش با برخاستن هواپیما از زمین یا هنگام فرود را تجربه کرده اید.
معمولا مهمانداران برای برطرف کردن این مشکل به شما آب نبات یا آدامس می دهند. اما ممکن است باز هم این مشکل کلافه کننده تا انتهای سفر با شما همراه باشد. گرفتگی گوش در هواپیما به علت وارد شدن فشار به پرده صماخ و سایر بافت های گوش میانی است و وقتی رخ می دهد که هواپیما سرعت ارتفاع خود را تغییر داده و در نتیجه فشار هوای گوش میانی و فشار هوای محیط از تعادل خارج می شوند. در این میان گر چه اغلب اوقات روش هایی مانند خمیازه کشیدن، آدامس جویدن یا عمل بلعیدن می تواند این حالت را اصلاح کند اما موارد شدید گرفتگی گوش در هواپیما ممکن است نیاز به درمان های پزشکی داشته باشند.
گرفتگی گوش در هواپیما می تواند در یک یا هر دو گوش رخ دهد.
علایم و نشانه های آن عبارت هستند از: احساس ناراحتی مختصر یا درد گوش، احساس پُری گوش و کم شدن مختصر شنوایی یا مبهم شدن صداهای محیط.
در صورتی که گرفتگی گوش شما برای چند ساعت طول بکشد یا گرفتگی گوش شما شدید باشد این علایم ظاهر می شوند: درد شدید، احساس فشار در گوش مانند وقتی که زیر آب می روید، کاهش شنوایی متوسط تا شدید، زنگ زدن گوش، سرگیجه، استفراغ و خون ریزی از گوش.
معمولا شما می توانید خودتان گرفتگی گوش را برطرف کنید. در صورتی که احساس ناراحتی، پُری گوش یا شنیدن صداهای مبهم بیش از چند ساعت به طول انجامد یا هر یک از علایم و نشانه های تشدید را تجربه کردید به پزشک مراجعه کنید.
در هنگام پرواز چه اتفاقی رخ می دهد؟
برای آن که پرده صماخ آن طور که باید مرتعش شود باید فشارهای گوش میانی با فشار هوای محیط خارج برابر باشد. تنظیم فشار هوا به عهده مجرای باریکی به نام مجرای استاش است. یک انتهای این مجرا به گوش میانی و انتهای دیگر آن در محل تلاقی انتهای بینی و قسمت فوقانی حنجره باز می شود.
به طور معمول بافت های گوش میانی به آرامی هوا را جذب می کنند. این موجب ایجاد فشار هوای کمتر در سمت داخل پرده صماخ نسبت به خارج می شود. زمانی که چیزی می بلعید یا خمیازه می کشید ماهیچه هایی را فعال می کنید که باعث باز شدن مجرای استاش می شود و به گوش میانی اجازه می دهد تا فشار خود را تنظیم کند. وقتی هواپیما اوج می گیرد یا فرود می آید، فشار هوای محیط به سرعت تغییر می کند ولی عملکرد طبیعی مجرای استاش به این سرعت نیست. وقتی فشار هوا در یک سمت پرده صماخ از تعادل خارج می شود، اتفاقات مختلفی در گوش میانی رخ می دهد که به شدت و مدت اختلاف فشار وابسته است. مثلا پرده صماخ کشیده می شود و به خوبی مرتعش نمی گردد و شما صداها را مبهم می شنوید. کشش پرده صماخ موجب احساس فشار و درد می شود. در صورتی که عدم تعادل فشار باقی بماند، مایعات بافتی گوش میانی فضا را پُر می کنند تا فشار را برابر کنند. اگر فشار، شدید یا طولانی باشد ممکن است پرده گوش پاره شود. مویرگ های گوش میانی ممکن است پاره شده و باعث خون ریزی گوش میانی در پشت پرده صماخ شوند. همچنین ممکن است دریچه های غشایی گوش میانی (دریچه بیضی و دریچه گرد) پاره شوند.
هر وضعیتی که موجب بسته شدن مجرای استاش و محدودیت عملکرد آن شود می تواند خطر گرفتگی گوش در هواپیما را افزایش دهد.
عوامل خطر شایع عبارت هستند از: مجرای استاش کوتاه (خصوصا در نوزادان و کودکان)، سرماخوردگی، سینوزیت، رینیت آلرژیک، عفونت گوش میانی و خوابیدن در هنگام فرود یا بلند شدن هواپیما.
اگر دچار گرفتگی گوش شدید یا مکرر شوید، بافت های گوش داخلی یا مجرای استاش آسیب می بینند و احتمال آن که مجددا دچار این مشکل شوید بیشتر می شود. عوارض طولانی مدت فقط وقتی اتفاق می افتد که وضعیت جدی باشد یا مدت زیادی طول بکشد یا ساختارهای گوش میانی یا داخلی آسیب دیده باشند. عوارض نادر این حالت عبارت هستند از: کاهش شنوایی دائم و وزوز گوش مزمن.

از روش های ساده تا درمان های جدی
در بیشتر افراد، گرفتگی گوش در هواپیما توسط خود شخص قابل برطرف شدن است. وقتی علائم باقی بمانند ممکن است نیاز به درمان هایی داشته باشید تا فشار گوش متعادل شود و علائم شما برطرف شوند. پزشک به شما داروهایی می دهد تا وضعیتی را که موجب عملکرد ناقص مجرای استاش شده است اصلاح کند. این داروها شامل اسپری بینی دکونژستانت، دکونژستانت خوراکی و آنتی هیستامین های خوراکی می شوند.
علاوه بر داروهای فوق روشی به شما پیشنهاد می شود که " مانور والسالوا " نامیده می شود. برای این کار بینی خود را با دست بگیرید، دهان خود را بسته و به آرامی هوا را به قسمت خلفی بینی خود فشار دهید مانند وقتی که می خواهید فین کنید. وقتی داروها عملکرد مجرای استاش را بهبود بخشیدند این مانور می تواند با فشار مجرا را باز کند.
درمان جراحی برای گرفتگی گوش هواپیما به ندرت لازم می شود. پزشک در این روش برشی روی پرده صماخ می دهد تا فشار هوا را متعادل کند و مایع خارج شود. آسیب های شدید مانند پارگی پرده صماخ یا پارگی غشاهای گوش داخلی اغلب با گذشت زمان خود به خود بهبود می یابند. جراحی در مواقع نادر برای ترمیم آن ها لازم می شود.

چه کنیم تا گوش های مان نگیرد؟
* در هنگام بلند شدن یا به زمین نشستن هواپیما خمیازه بکشید یا چیزی ببلعید. این کارها ماهیچه های مجرای استاش را فعال کرده و موجب باز شدن مجرای استاش می شوند. برای این کار می توانید آب نبات بمکید یا آدامس بجوید.
* می توانید در زمان بلند شدن یا نشستن هواپیما از مانور والسالوا که توضیح داده شد استفاده کنید. این مانور را چند بار تکرار کنید (خصوصا در هنگام فرود) تا فشار گوش و کابین هواپیما را متعادل کنید.
* در هنگام بلند شدن یا نشستن هواپیما نخوابید. اگر در این مواقع بیدار باشید می توانید با احساس فشار روی گوش از روش های پیشگیری کننده استفاده کنید.
* اگر برای تان امکان دارد در هنگام سرماخوردگی، سینوزیت، احتقاق بینی یا عفونت گوش پرواز نکنید. در صورتی که اخیرا گوش خود را جراحی کرده اید قبل از پرواز با پزشک خود مشورت کنید.
* اگر دچار احتقان بینی شدید، نیم تا یک ساعت قبل از بلند شدن یا به زمین نشستن هواپیما از اسپری دکونژستانت بینی استفاده کنید. از استفاده بیش از حد خودداری کنید زیرا استفاده مکرر از این اسپری ها در مدت چند روز خود موجب افزایش احتقان می شود.
دکونژستانت های خوراکی اگر نیم تا یک ساعت قبل از پرواز خورده شوند موثرند، اما اگر بیماری قلبی، اختلال ریتم قلبی یا فشار خون بالا دارید قبل از مصرف دکونژستانت خوراکی با پزشک مشورت کنید. اگر بالای 50 سال سن دارید ممکن است به دنبال مصرف دکونژستانت های حاوی سودوافدرین دچار عارضه جانبی بزرگی ناگهانی پروستات که یک وضعیت اورژانس است شوید. اگر باردار هستید قبل از مصرف دکونژستانت های خوراکی با پزشک مشورت کنید.
* اگر حساسیت دارید، داروی ضد حساسیت خود را یک ساعت قبل از پرواز مصرف کنید.
* آب کافی بنوشید. مصرف آب کافی از تحریک مجراهای بینی و گلو جلوگیری کرده و به عملکرد بهتر مجرای استاش کمک می کند.
نوشیدنی های حاوی کافئین می توانند باعث از دست رفتن آب بدن شما شوند. هم چنین آن ها عروق خونی را تنگ می کنند و می توانند باعث افزایش خطر پارگی مویرگ ها شوند.
برای کمک به کودکان برای جلوگیری از گرفتن گوش شان حین پرواز می توانید از این روش ها استفاده کنید:
* به کودک خود درهنگام بلند شدن یا نشستن هواپیما یک نوشیدنی بدهید تا بلع مکرر داشته باشد. پستانک نیز در این مواقع موثر است. کودکان بزرگ تر از 4 سال می توانند آدامس بجوند یا با نی مایعات بنوشند.
اگر این روش ها عمل نکرد، پزشک می تواند قطره گوشی برای کودک شما تجویز کند که حاوی ضددرد و مواد بی حسی، برای هنگام پرواز است. هر چند این قطره ها معمولا به ندرت لازم می شوند.
دکونژستانت ها برای کودکان توصیه نمی شود، لذا از مصرف آن ها برای کودک خودداری کنید.
دکتر امیر شیروانی – جام جم
منبع: mayoclinic
تبیان
چه کسی دچار اختلال خواب است؟

وقتی یک فرد خواب راحت و کافی نداشته باشد (یعنی یا خوب نمیخوابد و یا اگر هم میخوابد، بعد از بیدار شدن احساس سرحالی نمی کند)، میگوییم که او مبتلا به اختلال خواب شده است.
اما چهطور میتوانید متوجه شوید که دچار اختلال خواب هستید یا خیر؟
شما باید علایم این بیماری را بشناسید:
دسته اول علایمی هستند که حین خواب اتفاق میافتند و باعث بیداری شما میشوند.
دسته دوم علایمی هستند که بعد از بیدار شدن از خواب، در طی روز بروز میکنند؛ مثل حس خستگی و کسالت، تحریکپذیری، خوابآلودگی و اختلال خلق.
ممکن است به دلیل بیدار نشدن، اتفاقات بین خواب را متوجه نشوید، لذا مشکل را پیدا نکرده و دیر به فکر درمان خود میافتید و شاید پزشکان با دیدن علایم شما، به دنبال بیماریهای اعصاب و روان باشند، نه اختلالات خواب.
عوامل متعددی میتوانند به بروز اختلال خواب بیانجامند:
بیماریهای تنفسی، مشکلات گوارشی، بیماریهای روماتیسمی و حتی مشکلات روحی مثل افسردگی و اضطراب از جمله این عوامل هستند. شاید حتی عوامل شغلی (به عنوان یکی از مهمترین عوامل) و فعالیت در شیفتهای کاری شبانهروزی و عدم پیشگیری از عوارض و مشکلات کار در شیفت شب، باعث شود هزاران مشکل جسمی به علاوه ی اختلال خواب و افت کیفیت خواب در فرد دیده شود.
لذا تشخیص به موقع افراد مبتلا یا مستعد اختلال خواب، بسیار مهم است. گاهی تنها با گرفتن یک شرح حال از همسر یا هم اتاقی فرد و روشهای بالینی دیگر به تشخیص قطعی میرسیم. اگر با روش بالینی نتوانستیم، از روشهای تشخیصی پاراکلینیکی استفاده میکنیم.

مهمترین آزمایش استاندارد برای تشخیص اختلال خواب، "پلیسومنوگرافی" (polysomnography) می باشد که ترکیبی از چند دستگاه است و شب، هنگام خواب به فرد وصل میشود.
این دستگاه هر 30 ثانیه، اطلاعات مختلفی را از حسگرهای خاص خود ثبت کرده و متخصص مربوطه با بررسی آنها میتواند علت اختلال را مشخص و به سادگی آن را درمان کند.
بیش از 80 نوع اختلال خواب داریم که شیوه درمان هر یک با توجه به شدت و علت آن متفاوت خواهد بود.
دکتر خسرو صادقنیت - متخصص طب کار
و فلوشیپ اختلالات خواب
تبیان
یادگیری در خواب

گویا خوابیدن با کتاب زیر بالش، به نحوی تأثیرگذار است. پژوهشگران سوئیسی معتقدند که مطالب فرا گرفته شده در طول روز، هنگام خواب به طور خودکار تعمیق می شوند.
"فلوریان هاوک" 12 سال دارد. او در 7 سالی که به مدرسه می رود، روش های مختلفی را برای یادگیری بهتر، آزمایش کرده و تجربیات جالبی در این زمینه به دست آورده است. فلوریان می گوید: "همیشه شب امتحان پیش از خواب یک بار دیگر مطالب درسی را مرور می کنم. فکر می کنم این روش واقعا به من کمک می کند."
"رتو هوبر"، عصب شناس سوئیسی، قصد دارد کشف کند که آیا تجربه فلوریان تنها یک احساس است یا حقیقت دارد. او می خواهد بداند هنگام درس خواندن و خوابیدن چه اتفاقی در مغز فلوریان رخ می دهد.
سنجش میزان یادگیری
به این ترتیب "هوبر" تست یادگیری ویژه ای تنظیم می کند تا بتواند این پدیده را بررسی کند. او سر فلوریان را با 128 الکترود می پوشاند. فلوریان باید با این پوشش الکترودی جلوی کامپیوتر بنشیند و با توپی مجازی نقاط تعیین شده را روی صفحه کامپیوتر هدف بگیرد.
در جریان این پژوهش، نکته ای که فلوریان از آن اطلاع ندارد این است که دستگاه موشواره طوری برنامه ریزی شده است که حرکات او روی صفحه کامپیوتر با تفاوتی چند میلی متری منتقل می شود. فلوریان از عدم موفقیت خود تعجب می کند و می گوید: "اصلا موفق نمی شوم به هدف بزنم".
اما مغز او به تدریج خود را با انحراف جزئی موشواره تطبیق می دهد و پس از مدتی بهتر هدف گیری می کند. "دستگاه اندازه گیری فعالیت الکتریکی مغز" نشان می دهد که بخشی از مغز فلوریان در طول روز از سایر بخش ها فعال تر است.

یادگیری در طول شب
هنگام شب فلوریان با پوشش الکترودی روی سر خود به تختخواب می رود. حال قرار است مشخص شود که آیا ارتباطی میان یادگیری و خواب وجود دارد یا نه. هوبر در این جریان متوجه نکته جالبی شد: "دقیقا همان بخشی از مغز که برای یادگیری به کار گرفته شده بود، هنگام خواب فعالیتی متفاوت، از بخش های دیگر داشت." این پدیده می تواند دلایل مختلفی داشته باشد. هوبر می گوید: "نظریه ای حاکی از این است که مطالب فرا گرفته شده، هنگام خواب مرور می شوند و فرد صبح روز بعد راحت تر آن ها را به خاطر می آورد. در عین حال نظریه ای دیگر نشان می دهد که در مجموع هنگام خواب اطلاعات دریافت شده پاک می شوند، به غیر از مطالبی که پیش از خواب فرا گرفته شده اند."
نتیجه پژوهش
فلوریان علی رغم پوشش الکترودی و فضای نامانوس توانست راحت بخوابد. مدتی کوتاه پس از بیدار شدن جلوی کامپیوتر می نشیند و دوباره تلاش می کند با توپ مجازی نقاط مشخص شده را هدف بگیرد. موشواره نیز همچنان چند میلی متر انحراف را حفظ کرده است. فلوریان می گوید: "به هدف زدن امروز، به نحوی راحت تر از دیروز است."
ارزیابی دستگاه ها مُهر تأییدی بر گفته فلوریان است. به گزارش دویچه وله، این پروهش نشان داد که خواب به طور محسوسی روند یادگیری را تقویت می کند. رتو هوبر در ارتباط با کودکان دیگر نیز مشاهده کرده است که بازدهی آن ها پس از خواب بین 5 تا 20 درصد افزایش می یابد.
بنابراین یادگیری در خواب امکان پذیر است. اما تنها در صورتی که پیش از خواب عمل یادگیری صورت بگیرد.
تبیان

ثُمَّ أَنْتُمْ هَؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَکُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِیقًا مِنْکُمْ مِنْ دِیارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَیهِمْ بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِنْ یأْتُوکُمْ أُسَارَى تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَیکُمْ إِخْرَاجُهُمْ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتَابِ وَتَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَنْ یفْعَلُ ذَلِکَ مِنْکُمْ إِلَّا خِزْی فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَیوْمَ الْقِیامَةِ یرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ « سوره بقره آیه 85 »
آیا به بعضی از دستورات کتاب آسمانی ایمان میآورید، و به بعضی کافر میشوید؟! برای کسی از شما که این عمل (تبعیض در میان احکام و قوانین الهی) را انجام دهد، جز رسوایی در این جهان، چیزی نخواهد بود، و روز رستاخیز به شدیدترین عذابها گرفتار میشوند. و خداوند از آنچه انجام میدهید غافل نیست.
خداوند در این آیه ، بنی اسرائیل را سرزنش می کند که علیرغم پیمان و میثاقی که داشتید، همدیگر را کشتید و یکدیگر را از سرزمین هایتان بیرون کردید. شما موظّف بودید یک جامعه ی متّحد بر اساس روابط صحیح خانوادگی و رسیدگی به محرومان تشکیل دهید، ولی به جای آن در گناه و تجاوز به حقوق دیگران، یکدیگر را یاری و حمایت نمودید و در جامعه، هرج و مرج و تفرقه و خونریزی را رواج دادید. با حمایت شما، حاکمان ظالم جرأت قتل و تبعید پیدا کردند و عجیب اینکه شما به حکم تورات، اگر در این درگیری ها اسیری داشته باشید با پرداخت فدیه آزادش می نمایید، در حالی که حکم تورات را در تحریم قتل و تبعید، گوش نمی دهید. حاضرید همدیگر را بدست خود بکشید، ولی حاضر نیستید اسیر یکدیگر باشید! اگر اسارت توهین است، کشتن از آن بدتر است، و اگر فدیه دادن و آزاد کردن اسیران ، فرمان تورات است، نهی از قتل و تبعید هم فرمان خدادوند است! آری، شما تسلیم فرمان خداوند نیستید، بلکه آیات الهی را هر جا مطابق میل و سلیقه ی خودتان باشد می پذیرید و هر کجا نباشد، زیر بار نمی روید.
این آیه نسبت به خطر التقاط، هشدار می دهد که چگونه افرادی بخشی از دین را می پذیرند و قسمت دیگر آن را رها می کنند. مسلمانانی که به احکام فردی عمل می کنند، ولی نسبت به مسائل اجتماعی بی تفاوتند، باید در انتظار خواری و ذلت دنیا و عذاب قیامت باشند. ای بسا کسانی که شرایط و احکام نماز و روزه را مراعات می کنند، ولی در شرایط و وظایف حاکم حکومت، متعهّد نیستند.
پیام ها :
قرآن، کشتن دیگران را به کشتن نفس خود تعبیر کرده است تا بگوید دیگر کشی، خودکشی است و افراد یک جامعه همچون اعضای یک پیکرند. «تَقْتُلُونَ أَنْفُسَکُمْ »
یاری رسانی و همکاری در گناه و تجاوز، ممنوع است.2 «تَظَاهَرُونَ عَلَیهِمْ بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ »
علامت ایمان، عمل است و اگر کسی به دستورات دین عمل نکند، گویا ایمان ندارد. «افتؤمنون ببعض الکتاب و تکفرون ببعض» قرآن، به جای انتقاد از اینکه چرا بعضی دستورات را عمل می کنید و بعضی را رها می کنید، فرموده است : چرا به بعضی ایمان می آورید و به بعضی کفر می ورزید.
نشانه ی ایمان واقعی، عمل به دستوراتی است که بر خلاف سلیقه های شخصی انسان باشد و گرنه انجام دستورات مطابق میل انسان، نشانی از میزان ایمان واقعی ندارد. «تَقْتُلُونَ، تُفَادُوهُمْ» (در کشتن یکدیگر به تورات کاری ندارید، ولی در آزاد سازی اسیران اهل ایمان می شوید!)
کفر بعضی از آیات، در واقع کفر به تمام احکام است. و به همین جهت جزای کسانی که به قسمتی از آیات عمل نکنند ، خواری دنیا و عذاب قیامت خواهد بود. «خِزْی فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا ... یرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ »
تبیان/ منبع : مرکزنورپرتال

خـداونـد مـى فـرمـاید: وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَمَن فِی الْأَرْضِ إِلَّا مَن شَاء اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِیهِ أُخْرَى فَإِذَا هُم قِیَامٌ یَنظُرُونَ 1 و صـیحه صور اسرافیل بدمند تا هر که در آسمان ها و زمین است همه یک سر مدهوش مرگ شـونـد جز آن که خدا بقاى او خواسته، آن گاه صیحه دیگرى در آن دمیده شود که ناگاه خلایق همگى (از خواب مرگ ) برخیزند و نظاره (واقعه محشر) کنند.
بـا ایـن آیـه و آیـات دیـگـر نـظـیـر آیـه 87 از سـوره نـمـل نـمـى تـوان بـه طور یقین استدلال کرد که ملائکه در قیامت نخواهد مرد؛ زیرا تمامى مـخـلوقـات خـداوند بنابر ظاهر عمومات آیات مرگ، محکوم به مرگ هستند، ولى در این که عـده اى هـسـتـنـد در نـفـع اول نـمـى مـیـرنـد و از صـیـحـه اول جـان سـالم بـه در مـى بـرنـد شـکـى نـیـسـت؛ چـه ایـن کـه آیـه فـوق و 87 سـوره نـمل به این امر تصریح دارد. اما آن چه باید دانسته شود عبارت است از این که : إِلَّا مَن شَاء اللَّهُ چـه کـسـانـى انـد؟ بـعـضـى مـى گـویـنـد: آنـان ، جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل هستند؟ بعدا خواهند مرد و به قولى: مالک، رضوان، حـور و زبـانـیـه انـد و عـلامـه طـبـاطـبـایـى در المـیـزان مـى گـویـد: محتمل است مراد ارواح انسان ها باشد.
قـائلیـن بـه قـول اول به این حدیث تمسک مى نمایند که، انس بن مالک روایت کرد روزى رسـول خـدا (صـلى الله عـلیه وآله) این آیه را مى خواند، چون به این جا رسید: إِلَّا مَن شَاء اللَّهُ گفتم: یا رسول الله، اینان کیستند که خداى تعالى از صعقه نفخ صور اسـتـثـنـا کرد؟
گفت: جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و ملک الموت گوید: چه کسى ماند اى ملک المـوت؟
... مـى گـویـد: بـار خـدایا، تو عالم ترى ، ما چهار کس ماندیم .
فرماید: اى ملک الموت، جان اسرافیل را بستان و او جان اسرافیل را مى گیرد. آنگه گوید: که ماند؟ مى گـویـد: جـبـرئیـل و مـیـکـائیـل و ملک الموت او را قبض روح کند و او چون کوهى بیفتد، سپس گـویـد: کـه مـانـد؟ جـواب دهـد بـار خـدایـا، مـلک المـوت و جـبـرئیـل.
مـى فـرمـایـد: اى مـلک المـوت بـمـیـر و او بـمـیـرد. جـبـرئیـل مـى مـانـد و بـس ، خـداونـد متعال به جبرئیل گوید: که ماند؟
گوید: بار خدایا، وجـهـک الدائم البـاقـى و جـبـرئیـل المـیت الفانى؛ خداى تعالى گوید: یا جـبـرئیـل ، از مـرگ چـاره اى نـیـسـت ، جـبـرئیـل بـه سـجـده در مـى آیـد و بـال مـى زنـد و مـى گـویـد: سـبـحـانـک ربـى، تـبـارکـت و تـعـالیـت و یـا ذالجـلال و الاکـرام ؛ آنگـه جـان بـدهـد تـا جـز خـداى - عزوجل - باقى نماند.2
از ایـن حـدیـث مى توان استفاده کرد که فرشتگان نیز مى میرند؛ یعنى این چهار فرشته - کـه روسـاى مـلائکـه الهـى انـد - بـه آن نـفـخ صـور اول نمى میرند، بلکه بعد مرگ آنان را در مى باید و دیگر موجود و مخلوق زنده اى باقى نـمـى مـانـد، مـگر ذات اقدس الهى که از مرگ و زوال مصون است و در آن وقت جا دارد که از مصدر جلال و عظمت خطاب رسد که لِّمَنِ الْمُلْکُ الْیَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ 3 ذات کـبریاى خود گوید و خود جواب دهد، و این اشاره به وحدت و مالکیت مطلق خود او است که در آن وقت کسى نیست ادعاى مالکیت کند.
در آخر، جهت اطلاع بیشتر کلام صدر المتالهین شیرازى - رحمة الله - را مى خوانیم: در خـبـر صـحـیـح آمـده اسـت کـه خـداونـد تـمـامـى مـوجـودات، حـتـى فـرشـتـگان و ملک الموت (عـزرائیـل ) را نـیز مى میراند، آن گاه براى فصل و قضاوت بین موجودات آنها را باز مى گرداند و هر یک در منازل و مقام خود در بهشت فرود مى آیند، البته گمان نشود میراندنى کـه در خـبـر مـذکـور آمـده از نـوع نـابـودى و تـبـاهـى اسـت ، بـلکـه از نـوع ایـجـاد و تـکـمـیـل اسـت، زیـرا شـان انـتـقـال از عـالمـى بـه عـالمـى بـرتـر، ایـجـاد و اسـتـکـمـال اسـت و آن نـسـبـت بـه نـشـئه نـخـسـتـیـن مـرگ اسـت و نسبت به نشئه دیگر حیات. 4
تبیان
انسان اعجوبه هستی!

انسان در هر زمانی به تبع ذات خود از هر خواری و زبونی رو گردان است و به سمت تعالی و رشد گرایش دارد و هنگامی که احساس میکند در بین همه این عالم نقشی ندارد دچار احساس پوچ بودن میشود و در تکاپوی ابراز وجود می افتد با هر وسیله ای و به هر طریقی می خواهد بودنش را ثابت کند. غافل از این که او اصلا نقش کم رنگی ندارد و پادشاهیست که دارد پادشاهی میکند حال دیگر با خود اوست که چگونه مملکتش را اداره کند به اوج برساندش و حتی به این واسطه رنگ قشنگ تری از بودن به هر آنچه بی ارزش محسوب میشود بزند (دل هر قطره را که بشکافی آفتابیش در میان بینی).
قرآن کرارا انسان را به عنوان خلیفه و نماینده خدا در روى زمین معرفى کرده است اصولا یکى از روش هاى مؤ ثر تربیت ، شخصیت والا و ارزش وجودى طرف را به یادش آوردن است ، در چنین شرائطى است که انسان احساس مى کند که پستى و انحطاط لایق شأن او نیست و خود به خود از آن کناره گیرى مى نماید.
حال انسانی که جانشین خداوند است در زمین، چه میشود که اینگونه حیران و سرگردان و بازیچه دست روزگار است این است جانشینی حضرت حق ؟ این بود خواست خدا؟؟
جانشین خدا
خواست خدا بود در روى زمین موجودى بیافریند که نماینده او باشد، صفاتش پرتوى از صفات پروردگار، و مقام و شخصیتش برتر از فرشتگان، خواست او این بود که تمامى زمین و نعمت هایش را در اختیار چنین انسانى بگذارد نیروها، گنج ها، معادن و همه امکاناتش را در اختیار انسان گذاشت.
چنین موجودى مى بایست سهم وافرى از عقل و شعور و ادراک ، و استعداد ویژه داشته باشد که بتواند رهبرى و پیشوائى موجودات زمینى را بر عهده گیرد. خداوند همه را به او داد تا بتواند رسالتش را به انجام رساند
قرآن تذکرمان می دهد به این که: «وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلاَئِکَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَنُقَدِّسُ لَکَ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ »1؛ چون پروردگار تو به فرشتگان گفت: «من در زمین جانشینى خواهم گماشت»، [فرشتگان] گفتند: «آیا در آن کسى را مىگمارى که در آن فساد انگیزد، و خون ها بریزد؟ و حال آنکه ما با ستایش تو، [تو را] تنزیه مىکنیم و به تقدیست مىپردازیم.» فرمود: «من چیزى مىدانم که شما نمىدانید.» (خلیفه) به معنى جانشین است ، ولى در این که منظور از آن در اینجا جانشین چه کسى و چه چیزى اختلاف نظر است.
به هر حال خدا مى خواست موجودى بیافریند که گل سر سبد عالم هستى باشد و شایسته ، مقام خلافت الهى و نماینده (الله) در زمین گردد.
خواست خدا بود در روى زمین موجودى بیافریند که نماینده او باشد، صفاتش پرتوى از صفات پروردگار، و مقام و شخصیتش برتر از فرشتگان، خواست او این بود که تمامى زمین و نعمت هایش را در اختیار چنین انسانى بگذارد نیروها، گنج ها، معادن و همه امکاناتش را
در حدیثى که از امام صادق (علیه السلام ) در تفسیر این آیات آمده است که فرشتگان بعد از آگاهى از مقام آدم دانستند که او و فرزندانش سزاوارترند که خلفاى الهى در زمین و حجت هاى او بر خلق بوده باشند.
سپس در آیه مورد بحث اضافه مى کند: فرشتگان به عنوان سؤال براى درک حقیقت و نه به عنوان اعتراض عرض کردند آیا در زمین کسى را قرار مى دهى که فساد کند و خون ها بریزد؟! در حالى که ما تو را عبادت مى کنیم تسبیح و حمدت بجا مى آوریم و تو را از آنچه شایسته ذات پاکت نیست پاک مى شمریم ولى خداوند در اینجا پاسخ سربسته به آنها داد که توضیحش در مراحل بعد آشکار گردید: فرمود من چیزهائى مى دانم که شما نمى دانید!
آنها فکر مى کردند اگر هدف عبودیت و بندگى است که ما مصداق کامل آن هستیم ، همواره غرق در عبادتیم و از همه کس سزاوارتر به خلافت ! بیخبر از این که عبادت آنها با توجه به این که شهوت و غضب و خواست هاى گوناگون در وجودشان راه ندارد با عبادت و بندگى این انسان که امیال و شهوات او را احاطه کرده و شیطان از هر سو او را وسوسه مى کند تفاوت فراوانى دارد، اطاعت و فرمانبردارى این موجود طوفان زده کجا، و عبادت آن ساحل نشینان آرام و سبکبار کجا؟!
آنها چه مى دانستند که از نسل این آدم پیامبرانى همچون محمد و ابراهیم و نوح بوجود خواهد آمد.!
این انسان موجودى است با استعداد فوق العاده که مى تواند با استفاده از آن مصداق اتم (خلیفة الله) شود، مى تواند با کسب معرفت و تهذیب نفس و کمالات به اوج افتخار برسد، و از فرشتگان آسمان هم بگذرد.
این استعداد توأم است با آزادى اراده و اختیار یعنى این راه را که از صفر شروع کرده و به سوى بى نهایت مى رود با پاى خود و با اختیار خویش طى مى کند.
امانت الهی

آسمان و زمین و کوه ها داراى نوعى معرفت الهى هستند، ذکر و تسبیح خدا را نیز مى گویند، در برابر عظمت او خاضع و ساجدند ولى همه این ها به صورت ذاتى و تکوینى و اجبارى است ، و به همین دلیل تکاملى در آن وجود ندارد.
تنها موجودى که قوس صعودى و نزولیش بى انتها است و به طور نامحدود قادر به پرواز به سوى قله تکامل است ، و تمام این کارها را با اراده و اختیار انجام مى دهد انسان است ، و این است همان امانت الهى که همه موجودات از حمل آن سر باز زدند و انسان به میدان آمد و یک تنه آن را بر دوش امانت الهى همان قابلیت تکامل به صورت نامحدود، آمیخته با اراده و اختیار، و رسیدن به مقام انسان کامل و بنده خاص خدا و پذیرش ولایت الهیه است .
اما چرا از این امر تعبیر به (امانت) شده با اینکه هستى ما، و همه چیز ما، امانت خداست ؟
این به خاطر اهمیت این امتیاز بزرگ انسان ها است و گرنه باقى مواهب نیز امانت هاى الهى هستند، ولى در برابر آن اهمیت کمترى دارند.
در اینجا مى توان با تعبیر دیگرى از این امانت یاد کرد و گفت امانت الهى همان (تعهد و قبول مسئولیت) است .
بنابراین آنها که امانت را صفت اختیار و آزادى اراده دانستند به گوشه اى از این امانت بزرگ اشاره کرده اند، همانگونه آنها که آن را تفسیر به عقل یا اعضاء پیکر یا امانت هاى مردم نسبت به یکدیگر و یا فرائض و واجبات و یا تکالیف به طور کلى تفسیر نموده اند هر کدام دست به سوى شاخه اى از این درخت بزرگ پربار دراز کرده ، و میوه اى چیده اند.
اما منظور از عرضه کردن این امانت به آسمان ها و زمین چیست ؟
آیا منظور این است که خداوند سهمى از عقل و شعور به آنها بخشید، سپس حمل این امانت بزرگ را به آنها پیشنهاد کرد؟
و یا اینکه منظور از عرضه کردن همان مقایسه نمودن است ؟ یعنى هنگامى که این امانت با استعداد آنها مقایسه شد آنها به زبان حال و استعداد عدم شایستگى خویش را براى پذیرش این امانت بزرگ اعلام کردند.
البته معنى دوم مناسبتر به نظر مى رسد، به این ترتیب آسمان ها و زمین و کوه ها همه با زبان حال فریاد کشیدند که حمل این امانت از عهده ما خارج است .
این انسان موجودى است با استعداد فوق العاده که مى تواند با استفاده از آن مصداق اتم (خلیفة الله) شود، مى تواند با کسب معرفت و تهذیب نفس و کمالات به اوج افتخار برسد، و از فرشتگان آسمان هم بگذرد.
و از همین جا کیفیت حمل این امانت الهى از ناحیه انسان روشن مى شود، چرا که انسان آنچنان آفریده شده بود که مى توانست تعهد و مسئولیت را بر دوش کشد و ولایت الهیه را پذیرا گردد، و در جاده عبودیت و کمال به سوى معبود لا یزال سیر کند، و این راه را با پاى خود و با استمداد از پروردگارش بسپرد.
در حدیثى از امام على بن موسى الرضا مى خوانیم که : هنگامى که از تفسیر آیه (عرض امانت) سؤال کردند فرمود: الامانة الولایة ، من ادعاها بغیر حق کفر (امانت همان ولایت است که هر کس به ناحق ادعا کند از زمره مسلمانان بیرون مى رود).
در مورد عالم ذر چنین به نظر مى رسد که گرفتن پیمان الهى بر توحید از طریق فطرت و استعداد و نهاد آدمى بوده و عالم ذر نیز همین عالم استعداد و فطرت است .
در مورد پذیرش امانت الهى نیز باید گفت که این پذیرش یک پذیرش قرار دادى و تشریفاتى نبوده ، بلکه پذیرشى است تکوینى بر حسب عالم استعداد.
پذیرش این امانت بزرگترین افتخار و امتیاز انسان است ، هر چند این امانت به خاطر فراموش کارى غالب انسان ها و ظلم کردن بر خودشان و عدم آگاهى از قدر و منزلت آدمى به فراموشی سپرده میشود ، همان کارى که از آغاز در نسل آدم به وسیله قابیل و خط قابلیان شروع شد و هم اکنون نیز ادامه دارد. تا جایی که این انسانى که او را از (کنگره عرش مى زنند صفیر) ، بنى آدمى که تاج (کرمنا) بر سرشان نهاده شده انسان هائى که به مقتضاى انى جاعل فى الارض خلیفه نماینده خدا در زمین هستند، بشرى که معلم فرشتگان بود و مسجود ملائک آسمان شد، چقدر باید فراموش کار باشد که این ارزش هاى بزرگ و والا را به دست فراموشى بسپارد، و خود را در این خاکدان اسیر سازد، و در صف شیاطین قرار گیرد، و به اسفل السافلین سقوط کند؟!
و به هر حال باید اعتراف کرد که انسان به ظاهر کوچک و ضعیف اعجوبه جهان خلقت است که توانسته است بار امانتى را بر دوش کشد که آسمان ها و زمینها از قبول آن ابا کردند.
ارزش انسان

با این همه خداوند علیم با اینکه از عاقبت انسان آگاه بود با این حال او را جانشین خود ساخت در زمین راه و بی راه را به او نشان داد و ارزش ها را برایش مشخص کرد که نشان دهد آنچه را به خاطرش آفریده شد و در بین خیل فراموشکاران عده ای هستند که رسالت شان را در میابند و با تلاش آنچه را که منظور پروردگارشان بوده به عمل می آورند و همینان میشوند اولیاء الله میشوند جانشین خدا «إِلَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُوْلَئِکَ لَهُمْ جَزَاء الضِّعْفِ بِمَا عَمِلُوا وَهُمْ فِی الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ»2 ؛ مگر کسانى که ایمان آورده و کار شایسته کرده باشند. پس براى آنان دو برابر آنچه انجام دادهاند پاداش است و آن ها در غرفهها [ى بهشتى] آسوده خاطر خواهند بود.
تمام معیارها به این دو امر باز میگردد ایمان و عمل صالح از هر کس و در هر زمان و در هر مکان ، و از هر قشر و هر گروه ، و تفاوت انسان ها در پیشگاه خدا به تفاوت درجات ایمان و مراتب عمل صالح آنها است ، و جز این چیز دیگرى نیست.
حتى علم دانش و انتساب به افراد بزرگ ، حتى به پیامبران ، اگر توام با این دو معیار نباشد به تنهائى چیزى بر ارزش انسان نمى افزاید.
و در ضمن اشاره اى است به این معنى که ارزش واقعى انسان را همان (روح الهى) و نفخه ربانى که در آیات دیگر قرآن آمده تشکیل مى دهد، تا با شناخت این حقیقت راه تکامل خود را به خوبى دریابد، و بداند از کدامین مسیر باید برود تا ارزش واقعى خویشتن را در عالم هستى باز یابد.
و به هر حال باید اعتراف کرد که انسان به ظاهر کوچک و ضعیف اعجوبه جهان خلقت است که توانسته است بار امانتى را بر دوش کشد که آسمان ها و زمین ها از قبول آن ابا کردند.
و برای خدایی شدن دنبال بهانه نباشد که مال ندارم خانواده و پشتیبان ندارم اندوخته علمی ندارم اینها را رد میکند و ارزش ها را به روشنی متذکر میشود.
این ترتیب قلم سرخ بر تمام امتیازات ظاهرى و مادى کشیده ، و اصالت و واقعیت را به مسأله تقوا و پرهیزکارى و خداترسى مى دهد، و مى گوید براى تقرب به خدا و نزدیکى به ساحت مقدس او هیچ امتیازى جز تقوا مؤثر نیست .
و از آنجا که تقوا یک صفت روحانى و باطنى است که قبل از هر چیز باید در قلب و جان انسان مستقر شود، و ممکن است مدعیان بسیار داشته باشد و متصفان کم ، در آخر آیه مى افزاید: (خداوند دانا و آگاه است ) (ان الله علیم خبیر).
پرهیزگاران را به خوبى مى شناسد، و از درجه تقوا و خلوص نیت و پاکى و صفاى آنها آگاه است ، آنها را بر طبق علم خود گرامى مى دارد و پاداش مى دهد مدعیان دروغین را نیز مى شناسد و کیفر مى دهد. (3)
تبیان
سیمای مادرانه یک زن مهربان ایرانی
سیمای مادرانه یک زن مهربان ایرانی در دور دست...

مرحوم نیکو خردمند در فیلمهای سینمایی خود بیشتر در نقش زنان سنتی و مادران مهربان بازی کرد و تصویرگر سیمای زن ایرانی با همه عطوفت و مهرش بود.
مرحوم نیکو خردمند در میانسالی به سینما آمد، سالها به عنوان دوبلور فعالیت کرده بود، اما نقش شازده قجری در "پرده آخر" به کارگردانی واروژ کریممسیحی راه او را به سینما باز کرد، شاید او گمان نمیکرد "پرده آخر" و دیده شدن بازیاش باعث شود به بازیگری حرفهای تبدیل شود.
"پرده آخر" با دیگر نقشهای خردمند در سینما تفاوت دارد، نقشی پیچیده که زوال اشرافیت را به نمایش میگذاشت. بانویی قجری که میکوشید با خدعه میراث آبا و اجدادی را حفظ کند. اما خردمند در نقشهای بعدی تصویرگر سیمایی مادرانه بود و هرگز نقشی با رگههای منفی مانند "پرده آخر" بازی نکرد.
مرحوم نیکو خردمند در میانسالی به سینما آمد، سالها به عنوان دوبلور فعالیت کرده بود، اما نقش شازده قجری در "پرده آخر" به کارگردانی واروژ کریممسیحی راه او را به سینما باز کرد، شاید او گمان نمیکرد "پرده آخر" و دیده شدن بازیاش باعث شود به بازیگری حرفهای تبدیل شود.
سیمای مادرانه او با "خانه خلوت" به کارگردانی مهدی صباغزاده شکل گرفت، این تصویر دوستداشتنی از زن و مادر ایرانی بود که سالها همراه خردمند آمد و کارنامه او را شکل داد و این بازیگر را به فهرست زنان بازیگری اضافه کرد که تصویر مادر ایرانی را در سینما و تلویزیون جان دادند.
تجربه طولانی در گویندگی این امکان را به خردمند میداد تا با کمک گرفتن از صدا و لحن به نقش بعد بدهد و حس و حال زنانه و مادرانه را در نقشهایش زنده کند. او که اواخر دهه 60 به سینما آمده بود در دهههای 70 و 80 به بازیگری پرکار تبدیل شد. بازیگری که اغلب نقش زنان سنتی و مهربان را بازی میکرد که سرمنشا خیر و برکت در زندگی خانوادهشان هستند.

او در سالهای حضورش در سینما فرصت همکاری با کارگردانهای شاخص سینمای ایران را به دست آورد و گرچه در اغلب این آثار در نقشهایی کوتاه مقابل دوربین رفت، اما حضوری دلنشین و صدایی گرم و تاثیرگذار داشت. در میانههای دهه 80 خردمند به دلیل بیماری کمتر مقابل دوربین رفت.
اما همین سالها بخت همکاری با ناصر تقوایی در "کاغذ بیخط"، سامان مقدم در "کافه ستاره" و بهمن فرمانآرا در "خاکآشنا" را پیدا کرد، نقشها کوتاه اما خاطرهانگیز بودند و تواناییهای او را در روزهای بیماری و کهولت نشان میدادند. او با بازیهای سینماییاش جایگاه حرفهای خود را به عنوان بازیگر تثبیت کرد و با بازی در مجموعههای پربیننده "دزدان مادربزرگ"، "کت جادویی" و "آوای فاخته" برای مردم شناخته شد.
خردمند خوشاقبال بود که پس از سالها فعالیت پشت دوربین و استفاده از قابلیتهای صدای جادویی و تکرارنشدنیاش به دنیای سینما آمد و نقشهایی ماندگار در "پرده آخر"، "خانه خلوت"، "صبحانهای برای دو نفر"، "غزال"، "کاغذ بیخط" و "کافه ستاره" بازی کرد، نقشهایی که از حافظه تاریخ سینمای ایران پاک نمیشود.
کالبد شکافی جنین و تشخیص دلیل مرگ آن
مصاحبه با دکتر هاله سلطان قرایی
شما بخش عمده ای از وقت و انرژیتان را روی اتوپسی جنین صرف می کنید. می دانیم که به دلیل وقت گیر بودن و سختی پروسه بسیاری از مراکز تمایلی به انجام اتوپسی جنین های مرده ندارند اما شما با علاقه از آن استقبال می کنید . لطفاً درباره این بخش از فعالیت هایتان و اینکه چرا برای شما اهمیت پیدا کرده برای ما صحبت کنید.

دلیل هر مرگی باید مشخص شود که این امر با انجام کالبد شکافی یا اتوپسی میسر می شود. در کشور ما کالبد شکافی برای بزرگسالان و کودکان مرسوم است اما در مورد جنین های مرده و بچه های مرده به دنیا آمده خیلی رایج نیست. حال آنکه با فراگیر شدن این موضوع و بررسی علل مرگ جنین ها می توانیم آمار و مستنداتی از بیماری های شایع در دوران جنینی در کشورمان داشته باشیم و بر اساس آنها مشاوره دهیم و احتمال تکرار آن را در فرزندان بعدی مشخص کنیم، همچنین می توانیم وضعیت تنوع و فراوانی این بیماری ها را در کشور با سایر کشورها مقایسه کنیم.
به طور کلی ما تصویر دقیقی از علل مرگ جنین هایمان نداریم و با توجه به شرایط خاص ازدواج های فامیلی و انواع بیماری های عفونی که در کشور ما وجود دارد در اختیار داشتن آمار اتیولوژی مرگ ها بسیار اهمیت می یابد. اما متاسفانه این ضرورت بیشتر اوقات نادیده گرفته می شود و بچه ی مرده به دنیا آمده بدون اتوپسی دفن می شود و خیلی به ندرت جنین را برای اتوپسی می فرستند.
با آگاه سازی مردم در مورد لزوم اجرای اتوپسی جنین و فوایدی که این اقدام برای خانواده و جامعه خواهد داشت شرایطی فراهم کرد که والدین خود خواستار انجام این عمل شوند و حاضر نباشند بدون مشخص شدن علت مرگ فرزندشان آن را دفن کنند.
چه راهکارهایی را شما برای ترویج این موضوع پیشنهاد می کنید؟
بهترین راهکار این است که در مراکز دولتی به طور رایگان این کار انجام شود، ولی در حال حاضر این راه حل خیلی قابل اجرا نیست. از سوی دیگر می توان با آگاه سازی مردم در مورد لزوم اجرای اتوپسی جنین و فوایدی که این اقدام برای خانواده و جامعه خواهد داشت شرایطی فراهم کرد که والدین خود خواستار انجام این عمل شوند و حاضر نباشند بدون مشخص شدن علت مرگ فرزندشان آن را دفن کنند. در این میان پزشکان و مسئولین آگاه در بیمارستان ها می توانند نقش پررنگی در توجیه والدین نوزاد مرده یا جنین دارای آنومالی داشته باشند.
آیا همه ی هزینه های اتوپسی را والدین باید پرداخت کنند؟
متاسفانه در کشور ما به این دلیل که تقاضا برای انجام اتوپسی جنین کم است شرکت های بیمه برای آن مبلغی پرداخت نمی کنند. اگر تبلیغات مناسبی صورت بگیرد و آگاهی و تقاضا بیشتر شود می توان امید داشت که این موضوع مورد توجه شرکت های بیمه هم قرار گیرد و حاضر به پرداخت هزینه برای آن شوند. اما در مرکز درمان ابن سینا ما تلاش کرده ایم که هزینه های پرداختی والدین را به حداقل ممکن برسانیم .
والدین برای انجام اتوپسی جنینشان چگونه باید اقدام کنند؟
والدین یا پرسنل بیمارستان باید سعی کنند جنین را کامل همراه جفت و بند ناف و خو نابه ی اطرافش در یک کیسه ی پلاستیکی قرار دهند و در ظرف یخ به طوری که یخ داخل کیسه نفوذ نکند به مراکزی که اتوپسی انجام می دهند بفرستند. تاکید می کنم که جنین به همراه جفت به مرکز فرستاده شود چراکه بسیاری از مرگ ها ناشی از مشکلات جفت، نظیر عفونت های جفتی و اختلالات گردش خون در جفت، می باشد. درخیلی موارد هم علت مرگ در خود جنین است از این رو هر دو مورد باید مورد بررسی قرار گیرد.
لطفاً چگونگی انجام اتوپسی را شرح دهید.
ابتدا از تمام قسمت های ظاهری جنین عکسبرداری صورت می گیرد و جنین وزن و اندازه گیری می شود. در بیشتر موارد رادیوگرافی از جنین تهیه می شود تا وجود یا عدم وجود اختلالات استخوانی مشخص شود. بعد از توصیف شکل ظاهری جنین برای انجام کالبد شکافی از 3 ناحیه شکافته می شود و 3 حفره ی سر، قفسه ی سینه و شکم بررسی می شود. تمام امعا و احشا در جای خود توصیف می شود و شکل ظاهری و نحوه ی قرارگیری هر اندام، ارتباطش با سایر قسمت ها، ارتباط قلب و عروق با بقیه ی قسمت ها مورد توجه قرار می گیرد. در مرحله ی بعد همه ی اندام های داخلی خارج می شود تک به تک وزن و اندازه گیری می شوند سپس از هر کدام اسلاید پاتولوژی تهیه می شود و اسلایدها بررسی میکروسکوپی می شوند.
این پرسه یک تا دوماه پاتولوژیست را درگیر می کند از این رو بسیاری از مراکز تمایل به انجام آن ندارند اما ما در مرکز ابن سینا آرزو داریم که علت مرگ جنین ها را شناسایی کنیم و آمار دقیقی از اختلالات شایع بدست آوریم و با علاقه این کار را انجام می دهیم.
اما کار به همین جا ختم نمی شود. مرحله ی نهایی مرحله ی جستجو و تطبیق علائم و اعلام نوع بیماری است. این مرحله به خودی خود می تواند بسیار زمان بر باشد، چراکه برخلاف سایر موارد پاتولوژی که پاتولوژیست به راحتی و با تجربه و دانش از پیش آموخته می تواند بیماری را تعیین کند، دامنه ی وسیعی از علائم و بیماریها وجود دارد که پاتولوژیست نمی تواند بر همه ی آنها اشراف داشته باشد و نیاز به جستجو کردن است.
عمر جنین برای انجام اتوپسی چقدر باید باشد و اتوپسی روی چه جنین هایی لازم است صورت گیرد؟
اتوپسی روی جنین های که از 12 تا 13 هفته به بالا هستند و درمورد هر مرگی که اتفاق بیافتد حال چه بچه ای زود به دنیا آمده باشد و مرده باشد، چه مرده به دنیا آمده باشد و چه با حکم قضایی دستور ختم حاملگی داده شده باشد قابل اجرا است.
آیا علاوه بر بررسی های پاتولوژیک بررسی های ژنتیکی هم برای یافتن علت مرگ صورت می گیرد؟
بله، بررسی های ژنتیکی هم صورت می گیرد. مرکز درمان ابن سینا هم تلاش می کند تا امکانات زیادی فراهم کند که این بررسی ها هم صورت گیرد و ما تلاش می کنیم های DNA جنین را ذخیره کنیم و اطلاعاتی از مریض داشته باشیم تا در آینده بررسی های بیشتر صورت گیرد.

اما در بیشتر مواقع علت ژنتیکی نیست و ممکن است مرگ در اثر عفونت های کوریوآمنیون، ترومبوز جفت و یا اختلالات بند ناف رخ دهد. بنابراین در چنین مواردی با بررسی های پاتولوژی اولیه علت مرگ مشخص می شود و لزومی به انجام بررسی های ژنتیکی و تحمیل هزینه ی اضافه به والدین نیست. متاسفانه در کشور ما بسیاری از پزشکان در برگه درخواست می نویسند؛ "آزمایشات ژنتیک و اتوپسی" در حالیکه جنین سالم است و هزینه ی والدین بی دلیل بالا می رود. بهتر است که ابتدا بررسی های پاتولوژیک صورت گیرد و به تشخیص پاتولوژیست لزوم انجام بررسی های ژنتیکی تعیین شود. مثلا در استرالیا به این ترتیب است که نمونه را ابتدا برای اتوپسی می فرستند و در صورتی که پاتولوژیست تشخیص می دهد برای بررسی های ژنتیک فرستاده می شود.
عمده دلایل مرگ جنین ها چیست؟
به طور کلی دلایل مرگ جنین را به 3 دسته ی جنینی، جفتی و مادری تقسیم می کنیم. دلایل مادری خیلی وقت ها تشخیص قاطع دارد، به عنوان مثال دیابت، فشار خون بالا، سرطان از دلایل مادری مرگ جنین است..
از دلایل جفتی می توان به اختلالات جفتی مانند جفت پایین آمده، جفت سرراهی، اختلالات انعقادی جفت مثل ایجاد لخته در جفت، ترومبوز و آنفارکتوس جفت اشاره کرد. تعداد رگ های جفت هم مهم است. عفونت های جفت و پرده های کوریوآمنیونی از موارد شایع مرگ ومیر است همچنین بندناف های خیلی کوتاه یا خیلی بلند، بند ناف های پیچ خورده، گره دار و تحت فشار قرار گرفته می تواند موجب آسیفیکسی جنین(عدم خون رسانی ) شود.

دلایل جنینی بسیار متنوع است از جمله این دلایل؛ اختلالات کروموزومی و کاریوتایپی، مشکلات ناسازگاری خونی، آناتومی مختل ریه و قلب، عفونت ها و تومورهای جنینی است.
علت مرگ به سن جنین هم بستگی دارد و با توجه به اینکه مرگ در 3 ماهه ی اول، دوم یا سوم رخ دهد علل و تعاریف متفاوتی وجود دارد. به عنوان مثال جنینی که در 3 ماهه ی سوم وزن مناسب سنش ندارد دلیل مرگش اختلالی است که از مدت ها قبل رخ داده و سبب شده جنین وزن مناسب نگیرد اما مرگ یک جنین که وزن مناسب دارد یک علت حاد مثل حوادث بندناف دارد.
در آخر ضمن تشکر ، توصیه ای که برای مخاطبان ما دارید چیست؟
بیشترین دغدغه ی من اطلاع رسانی در مورد لزوم انجام اتوپسی جنین های مرده است به طوری که خانواده ها به اهمیت آن پی ببرند و با تمایل درصدد یافتن علت مرگ جنینشان برآیند. شاید در کل جامعه اهمیت این مسئله خیلی ملموس نباشد اما برای خانواده ای که حتی یک بار با مرده زایی مواجه بوده، تصور تکرار آن در باردار های بعدی به شدت تنش ایجاد می کند. در صورتی که خانواده به لزوم انجام این امر پی ببرد، با آگاهی از دلیل مرگ فرزندشان، تمهیدات لازم برای بارداری بعدی درست و به موقع صورت می گیرد و با کاهش فشار روانی خانواده به پایداری آن کمک می کند.
به علاوه با فراگیر شدن این موضوع در سطح جامعه، تعداد تقاضا بالا می رود و ما با در اختیار داشتن تعداد موارد بیشتر، این امکان را می یابیم که آمار دقیقی از علل مرگ و میر قبل از تولد داشته باشیم و می توانیم وضعیت کشور را از لحاظ فراوانی بیماری ها و سلامت و بهداشت جامعه با سایر کشورها مقایسه کنیم و بر این اساس برای بهداشت و سلامت جامعه برنامه ریزی کنیم. به علاوه با داشتن نمونه های بیشتر امکان بررسی های ژنتیکی باهزینه ی کمتری میسر می شود و می توان از نتایج آن برای تشخیص های پیش از تولد و PGD استفاده کرد می توانیم و با انجام تست های غربالگری پیش از تولد جامعه ی سالمی بسازیم.
تبیان
زبان مادر شوهر ، ناشناخته اما خوردنی!!

کاکتوس گیاهی است که وجود آن در بیابان تعریف می شود. این گیاه دارای قابلیت منحصر به فرد ذخیره آب در خود است . بسیاری از حیواناتی که در بیابان زندگی می کنند آب مورد نیاز خود را ازکاکتوس می گیرند.کاکتوس ها، در طوفان های تاگهانی آب ذخیره کرده و آب ذخیره شده را طی ماهای خشک سال به مصرف می رسانند .امروزه به کاکتوس تنها به یک گیاه در بیابان نگاه نمی کنند بلکه در خانه به عنوان یک گیاه زینتی و از میوه ان هم استفاده زیادی می شود .
امروزه به کاکتوس تنها به یک گیاه در بیابان نگاه نمی کنند بلکه در خانه به عنوان یک گیاه زینتی و از میوه آن هم استفاده زیادی می شود
شکل ظاهری کاکتوس
بسته به اینکه کاکتوس برای کدام گونه و زیر گونه باشد دارای ظاهری متفاوت است اما در کل می توان گفت که :

1) برگ: برگهای گیاه کاکتوس همان خارهای ریزی هستند که روی سطح کاکتوس را پوشانده است.
2) گل : گل های کاکتوس معمولا بزرگ هستند وبه رنگهای زرد و سفید وارغوانی سایه دار دیده می شوند.گرده افشانی گلهای آن در طبیعت توسط خفاش ها صورت می گیرد .شکوفه کاکتوس به ساگورا معروف است.کاکتوس ها در بهار شکوفه می دهد.این شکوفه ها به نور آفتاب حساس هستند و حتی گاهی وجود آن بر روی گیاه بیش از چندین ساعت تجاوز نمی کند.
3) ریشه :کاکتوس ها ریشه های عمیقی دارندکه همین امر به جذب آب، توسط آنها از عمق زمین کمک می کند .
4) ساقه :ساقه کاکتوس ها شبکه مانند است و به عنوان منبع ذخیره اب در انها کمک می کند .

شرایط نگه داری کاکتوس
کاکتوس گیاهی است که به میزان آب حساس است و آبیاری آن باید به طور منظم و بسته به فصل های

مختلف سال باشد .آبیاری کاکتوس به نوع خاک گلدان و دما بستگی دارد . در آبیاری کاکتوس گلدانی که کاکتوس در آن قرار می گیرد متفاوت است .
کاکتوس ها با گلدانی 7-10 سانتی متری 4-6 روز، یکبار آبیاری می خواهدو کاکتوس هایی با گلدانی 15 سانتی متر هفته ای یکبار آب می خواهد .گلدان های پلاستیکی آب بیشتری نسبت به گلدان های سرامیکی آب بیشتری در خود نگه می دارد.به دو صورت می توان به کاکتوس آب داد .اب را درون گلدان ریخته و یا گلدان را به مدت 10-15 دقیقه درون ظرفی پر آب قراردهیم نباید بگذاریم خاک گلدان کاکتوس خیلی خشک شود و بعد گلدان را آبیاری کنیم چون در این صورت ریشه آسیب می بیند . هنگام آبیاری نباید روی گیاه آب بپاشیم و آب را روی خاک گلدان بریزیم. بهترین محل برای نگهداری کاکتوس در خانه آشپزخانه است .ترکیب خاک کاکتوس شن رس و سنگریزه است .
تکثیر کاکتوس
کاکتوس به دو صورت تکثیرمی شود.
1) جنسی:این نوع تکثیر برای کاکتوس هایی است که قوه نامیه بسیار بالای دارند.
2) غیر جنسی: این روش از طریق قلمه زدن کاکتوس صورت می گیرد .

این میوه برای بیماران کبدی مفید است و باعث تقویت دستگاه گوارش می شود
میوه کاکتوس
این میوه میوه ای بسیار خوشمزه و تیغ دار است که درون آن پر از هسته، اما مقوی است ، مراکش

بزرگترین کشور صادر کننده این میوه در دنیا است .این میوه برای بیماران کبدی مفید است و باعث تقویت دستگاه گوارش می شود . مصرف این میوه قبل از وعده غذایی اصلی توصیه می شود. سوریه و لبنان از کشور هایی هستند که این میوه را پرورش می دهند عربها به این میوه صباره می گویند اما مردم سوریه به آن زبان مادر شوهر گویند .
مهندس حمیده آقامیری / تبیان
خان" و اهمیت آن دراسلحه

به برجستگی های مارپیچ درون لوله اسلحه خان گفته می شود .برخلاف این تعریف ساده عملکرد و وظیفه ی خان دراسلحه چندان ساده نمی باشد . تاریخ ابداع خان یا همین برجستگی های مارپیچ به زمان جنگ های داخلی آمریکا بر می گردد .یک ژنرال شمالی برای سربازان خود اسلحه هایی دارای خان طراحی نمود و بدین ترتیب برد سلاح آنها حدود 200متر افزایش یافت .بنابراین آنها سربازان جنوبی را قبل از اینکه درتیرس تفنگ هایشان قرارگیرند به راحتی هدف قرارمی دادند .

نا گفته پیداست که دراثراین امتیاز چه شکست های سنگینی بر ارتش جنوب یا طرفداران برده داری وارد گردید .(جنوبی ها عمدتا صاحبان مزارع بودندوشمالی ها صاحبان صنایع ).اگرشما بخواهید یک مرمی را درون لوله به حرکت درآورید وجود این شیارها مانع خواهد گردید ولی فشارگاز ناشی از انفجار باروت این کاررا انجام می دهد و موجب ایجاد شیارهایی بر روی مرمی که عمدتا از فلزات نرمی مانند روی باهسته ی سربی و... ساخته می شود می گردد و آن را به سرعت دورانی درحدود 20تا 25 هزاردور در دقیقه می رساند . فشارگاز باروت درون لوله اسلحه ازمرتبه چند صد مگا پاسکال است .(فشارگاز درون محفظه ی موشک ازمرتبه ی چند مگا پاسکال می باشد).اما وجود خان درون اسلحه باعث تأخیر در خروجی مرمی می شود و در نتیجه فشارگاز بالاتری اثر می نماید و سرعت خروج مرمی و انرژی جنبشی آن بیش تر می شود. همچنین سرعت دورانی بالا، باعث پایداری در هنگام حرکت و برخورد به هدف از قسمت نوک می شود .
جنس خان همانند لوله اسلحه است وبه روشهایی ما نند خان کشی ،خان مالی ،خان کوبی وماشین کاری الکتروشیمیایی با توجه به کالیبر سلاح و کاربرد آن تولید می شود. سلاح هایی مانند توپهای دورزن با کالیبر بالا نیزبعضا دارای خان می باشند .


از ابتدایی ترین تجهیزاتی که بشر به اهمیت استفاده از آن پی برد زره ها می باشند .

انسانهای باستانی ازپوست ضخیم برخی حیوانات برای خود پوشش تهیه می نمودند تا آسیب کمتری از جانب جانوران وحشی به آنها برسد .به تدریج با آشنا شدن انسانها با فنون شکل دهی فلزات ، استفاده از زره های فلزی گوناگون گسترش یافت. تا قرن 14 میلادی زره ها به حدی پیچیده شده بودکه سلاح های آن زمان تقریبا بر آنها کارگر نبود . این مساله در قرن پانزدهم وبا پیدایش سلاح های گرم به کلی دگرگون شد . سلاح های گرم به پرتابه ها آنچنان سرعتی می دادند که انرژی لازم برای دریدن زره را فراهم می نمود . در برابر این موضوع ضخامت زره ها نیز افزوده گردید ولی این تغییر باعث افزایش وزن و دست وپا گیری زره ها می گردید واستفاده از آن رابامحدودیت فراوانی مواجه می نمود . تا سال ها زره ها از سلاح ها عقب افتاده بودند تا اینکه دانشمندان در قرن بیستم و به خصوص در دهه ی 60 با تکیه برپیشرفت دانش متالوژی و پلیمر جلیقه های ضد گلوله ی مقاوم و جدیدی را عرضه نمودند .
زره های جدید از الیاف بسیار مستحکم در شبکه ای پر تراکم تهیه می شود نه از قطعات سنگین فلزی . مکانیزم عمل آنها به این صورت است که با تکیه بر ساختار شبکه ای خود انرژی گلوله را درسطح وسیعی پراکنده و جذب می کنند در عین حال نباید به سمت داخل بدن تغییر شکل دهند زیرا ممکن است صدمات شدیدی به اجزای داخلی بدن برسد .به صورت کلی جلیقه ها به دو نوع نرم و سخت تقسیم می شوند که معمولا نوع نرم را در زیر لباس می پوشند ودر مقایسه با نوع سخت مقاومت کمتری دارد .
مهمترین الیاف مورد استفاده در جلیقه ها ی ضد گلوله کولار است . این ماده 5 برابر محکم تر از فولاد هم وزن خود است . با توجه به هزینه ی مناسب تولید کولار در مقیاس صنعتی هنوز برای جلیقه ها ی ضد گلوله بهترین گزینه است.ماده ی دیگری که همه ی ما با آن آشنا هستیم تارعنکبوت است که نمونه ی مصنوعی آن بیو استیل نام دارد و استحکام آن 20 برابر فولاد می باشد ولی تهیه ی آن بسیار پر هزینه می باشد . در مقابل زره های مدرن، گلوله های ویژه ای با سری از جنس تفلون(ماده ای با ضریب اصطکاک نسبی تقریبا صفر ) تهیه گردیده است که پس از برخورد باجلیقه الیاف را به طرفین رانده و مسیری از میان الیاف برای ادامه ی حرکت خود باز می نماید . گلوله هایی نیز با هسته های فلزی بسیار سخت از جنس تنگستن کارباید ویا اورانیوم 238 فلزی تولید شده که باعث تمرکز شدید انرژی گلوله در یک نقطه وشکافتن زره می گردد . درمقابل ، برای مقاومت بیشتر جلیقه ها آنها را با پولک هایی از جنس سرامیک های ویژه مانند ترکیبات اکسید آلومینیوم ویا تیتانیوم می پوشانند .این پلیت ها(یا پولک ها) قابلیت مقاومت در مقابل گلوله های فوق را نیز به جلیقه ها می دهند . به هر صورت هر زرهی تا سرعت و کالیبر خاصی مقاومت دارد ودر مقابل کالیبر های بالا ناکارآمد است .مثلا اکثر جلیقه ها حتی با پلیت در مقابل تفنگ های تک تیرانداز سنگین(Snipers)mm 12.7 مانند نمونه ی ساخته شده توسط صنایع جنگ افزار سازی وزارت دفاع آسیب پذیر است . به هر حال پژوهشگران امیدوارند با استفاده از پتانسیل نهفته دردانش نانو بتوانند زره هایی به مراتب قدرتمند تولید کنند تاجایی که در مقابل هر کالیبری باهر سرعتی مقاومت نمایند .
منبع / تبیان
گفتگوی کفن با مُرده(طنز)
|
آهای حاجی پاشو چه وقت خوابه |
|
پاشو دیگه وقت حساب کتابه |
|
هو، نگو این کیه که آزار داره |
|
پاشو ببین کفن با هات کار داره! |
|
چه هیکلی زدی به هم، آفرین |
|
چش نخوری، قد و برم آفرین |
| بیخودی زور نزن دیگه تو مُردی |
|
چن ساعتی میشه که جون سپردی |
| حالا دیگه وقت حساب کتابه |
|
داد نزنی مُرده ی زیری خوابه |
|
مُردهی زیری آدمی خلافه |
| تیزی باهاش دَفنه تو غلافه |
| قاط بزنه تیزی رو وَر میداره |
|
میزنه و بابا تو در میاره |
| یادت میاد چه روزگاری داشتی |
|
چه اسکناسا که روهم میذاشتی؟ |
| هی اسکناس میذاشتی رو اسکناس |
| اونم با پول رشوه و اختلاس |
| میگفتی یک وعده غذا کافیه |
|
صرف غذا باعث علافیه! |

|
میگفتی یک آدم با کیاست |
|
باید کُنه تو زندگی قناعت |
|
لباس ده سال پیشت تنت بود |
|
هم تن تو هم تن اون زنت بود |
|
بعد شعار ضد صهونیستی |
|
سر میدادی شعار ساده زیستی! |
|
میگفتی آدمی که ساده زیسته |
|
نمره زندگیش همیشه بیسته |
|
لباس وصلهدار تنت میکردی |
|
هزار تا نفرین به زنت میکردی |
|
میگفتی روسری برات خریدم |
|
نمیدونی چه زحمتی کشیدم |
|
فقط یادت باشه به هر بهونه |
|
باید هف هش سالی سرت بمونه |
|
عروسی و عزا سرت کن خانوم |
|
خلاصه هر کجا سرت کن خانوم |
|
زیاد نشورش یهو رنگش میره |
|
رنگ گل سرخ و قشنگش میره |
|
هَف هَش سالی با روسریت صفا کن |
|
تو این هف هش سال حاجیتو دعا کن |
|
الگوی مصرف که نداشتی حاجی |
|
هر چی که داشتی جا گذاشتی حاجی |
|
خیال نکن دنیا هنوز همونه |
|
پشت سرت نفرین این و اونه |
|
تو شیشه کردی خون هر فقیرو |
|
چقد بیچوندی مردم اسیرو |
| خیال نمیکردی یه ذره هیچم |
| یروز منم دور تنت بپیچم! |
| مصرف کارای بدت زیاد بود |
| خیلی کارات قابل انتقاد بود |
| یادت میاد همسایهتون نون نداشت |
|
حتی پول دوا و درمون نداشت؟ |
| یادت میاد گفتی به من چه ول کن |
| این آدما رو زنده زنده گِل کن؟ |
| ببین همون همسایه صبورت |
|
خاک داره با بیل می ریزه تو گورت! |
|
یکی نبود بهت بگه که بسه |
|
خدا همیشه جای حق نشسته؟ |
|
یادت نبود فشار قبری هم هس |
|
خورشید حقی پشت ابری هم هس؟ |

|
هیچکی بهت نگفت فلانی مُرده؟ |
|
نکیر و منکر به گوشت نخورده؟ |
|
نکیر و منکر دوتا بیگناهن |
|
پیام دادن دارن میان، تو راهن! |
|
اهل مزاح و رشوه خواری نیستن |
|
اونجوری که تو دوس داری نیستن |
|
تو مَرد نیستی تو شبیه مَردی |
|
چرا که اصلاً کار خوب نکردی |
|
کاری که اینجا دستتو بگیره |
|
البته این حرفا واسه تو دیره! |
|
اونقدِ حرص مال دنیا خوردی |
|
تا آخرش سکته زدی و مُردی |
|
کاش واسه پول دلت پُر از غم نبود |
|
مصرف انسانیتت کم نبود |
منبع / تبیان

| طلاق آفت شده بر اهل ایران |
| مگر دین رفته از بین جوانان |
| عروسی گشته اینک یک بهانه |
|
که خالی گشته از هر دو خزانه |
|
همش از مهر میگوییم و تجهیز |
|
تفاهم ارزشش گردیده بس ریز |
|
اگر آید یکی بر خواستگاری |
|
بپرسد دختره از فرش و گاری |
|
پسر هم چشم می دوزد به دختر |
|
زپا آغاز کرده تا نوک سر |
|
همین ها گشته موضوع تفاهم |
|
دگر اخلاق و دین گردیده است گم |
|
سوالات این زمان از پول و مال است |
|
عروسی هم بسان عشق و حال است |
|
به دنبال هم آنها رفته بازار |
|
وسایل را خریده کرده اند بار |
| گرانی را به جان خود خریده |
|
به چانه جامه از تن هی دریده |
|
یکی دنبال یخچال و فریزر |
|
یکی دنبال فرش وتشتک و فر |

|
یکی دنبال دیگ و چند کاره |
|
یکی دنبال دیش و ماهواره |
|
به نقدی و به چک در توی بازار |
|
همی سر کج نموده با دلی زار |
|
خریده بعد برده آن به سختی |
|
به چینده در اتاق بهر پاتختی |
|
سپس هم جمع میگردند بسیار |
|
خورند شام گران در توی تالار |
|
سپس با بوق و قر، رقص و ترانه |
|
برند بر حجله آنان را شبانه |
|
ولی چون صبح اول گشت آغاز |
|
دو مرغ عشق می گردند چون غاز |
|
همش دعوا و جیغ و داد و بیداد |
|
تمام خاطرات را برده از یاد |
|
شناخت از دیگری چون باشدی کال |
|
شود بر این دو تن این بخت و اقبال |
|
نصیحت میکنم اینک شما را |
|
کنم تقدیمتان اینک دوا را |
|
نباشد بد خرید و جشن و تالار |
| نباشد بد ولیمه شام و ناهار |

|
ولی این ها فقط رنگ و لعاب است |
|
بدون دین دنیا مان خراب است |
|
اگر خواهی بیابی همسری نیک |
|
مباش تنها به فکر آدمی شیک |
|
برو دنبال فردی صاحب اخلاق |
|
چه لاغر باشد او یا فربه و چاق |
|
چو چاقی حل شود با یک ترد میل |
|
به دارو میشود لاغر چنان پیل |
|
ولی اخلاق و ریشه کیمیا است |
|
ملات و کسب از دین و نیا است |
|
بکن اخلاق را شرط و علامت |
|
بگو میخواهم از همسر نجابت |
|
سپس دنبال کن دیگر خصایل |
|
چنین خواهد شود دین تو کامل |
|
بدان در نزد پیغمبر چنین است |
|
طلاق از بد ترین احکام دین است |
منبع / تبیان
ازدواج را چنین تعریف کرده اند: ...
ازدواج در ضربالمثلهای جهان


1- ازدواج کردن وازدواج نکردن هر دو موجب پشیمانی است . ( سقراط )
2- ازدواج مقدس ترین قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر)
3- ازدواج مثل اجرای یک نقشه جنگی است که اگر در آن فقط یک اشتباه صورت بگیرد جبرانش غیر ممکن خواهد بود. ( بورنز )
4- ازدواجی که به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین می رود. ( رولاند )
5- ازدواج همیشه به عشق پایان داده است . ( ناپلئون )
6- اگر کسی در انتخاب همسرش دقت نکند، دو نفر را بدبخت کرده است . ( محمد حجازی)
7- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست ، ولی می توانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب کنیم . ( خانم پرل باک )
8- با زنی ازدواج کنید که اگر " مرد " بود ، بهترین دوست شما می شد . ( بردون)
9- با همسر خود مثل یک کتاب رفتار کنید و فصل های خسته کننده او را اصلاً نخوانید . ( سونی اسمارت)
10- برای یک زندگی سعادتمندانه ، مرد باید " کر " باشد و زن " لال " . ( سروانتس )
11- ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ " شجاعت " می خواهد. ( کریستین )
12- تا یک سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتی های یکدیگر را نمی بینند. ( اسمایلز )
13- پیش از ازدواج چشم هایتان را باز کنید و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذارید. ( فرانکلین )
14- خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاک )
15- تنها علاج عشق ، ازدواج است . ( آرت بوخوالد)
16- ازدواج پیوندی است که از درختی به درخت دیگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو " زنده " می شوند و اگر " بد " شد هر دو می میرند. ( سعید نفیسی )
17- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنایی، سه ماه عاشقی ، سه سال جنگ و سی سال تحمل! ( تن )
18- شوهر " مغز" خانه است و زن " قلب " آن . ( سیریوس)

19- عشق ، سپیده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاک )
20- قبل از ازدواج درباره تربیت اطفال شش نظریه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هیچ نظریه ای نیستم . ( لرد لوچستر)
21- مردانی که می کوشند زن ها را درک کنند ، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج کنند. (بن بیکر)
22- با ازدواج ، مرد روی گذشته اش خط می کشد و زن روی آینده اش . ( سینکالویس)
23- خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آید . ( پاستور )
24- ازدواج کنید، به هر وسیله ای که می توانید. زیرا اگر زن خوبی گیرتان آمد بسیار خوشبخت خواهید شد و اگر گرفتار یک همسر بد شوید فیلسوف بزرگی می شوید. ( سقراط)
25- قبل از رفتن به جنگ یکی دو بار و پیش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا کن . ( یکی از دانشمندان لهستانی )
26- مطیع مرد باشید تا او شما را بپرستد. ( کارول بیکر)
27- من تنها با مردی ازدواج می کنم که عتیقه شناس باشد تا هر چه پیرتر شدم، برای او عزیزتر باشم . ( آگاتا کریستی)
28- هر چه متأهلان بیشتر شوند ، جنایت ها کمتر خواهد شد. ( ولتر)
29- هیچ چیز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون همیشه آن را مربوط به خودش می داند . ( جانسون )
30- زن ترجیح می دهد با مردی ازدواج کند که زندگی خوبی نداشته باشد ، اما نمی تواند مردی را که شنونده خوبی نیست ، تحمل کند. ( کینهابارد)
31- اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود که آنها بر سر مسائل کوچک با هم مشکل پیدا می کنند. ( شاو)
32- وقتی برای عروسی ات خیلی هزینه کنی ، مهمان هایت را یک شب خوشحال می کنی و خودت را عمری ناراحت ! ( روزنامه نگار ایرلندی )
33– تا ازدواج نکرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر کنی . ( شارل بودلر )
39– ازدواج قرارداد دو نفره ای است که در همه دنیا اعتبار دارد. ( مارک تواین )
40– ازدواج مجموعه ای ازمزه هاست هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و شیرینی و بی مزگی . (ولتر )
41– تا ازدواج نکرده ای نمی توانی درباره آن اظهار نظر کنی. ( شارل بودلر )
تأثیر تغذیه بر اخلاق

در روایات متعددى مى خوانیم : یکى از شرایط استجابت دعا پرهیز از غذاى حرام است؛ از جمله، در حدیثى آمده است که شخصى نزد پیامبر صلى الله علیه و آله آمد و عرض کرد: «احب ان یستجاب دعائى؛ دوست دارم دعاى من مستجاب شود!» پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «طهر ماکلک ولاتدخل بطنک الحرام ، غذاى خود را پاک کن و از غذاى حرام پرهیز نما!»
همین معنى از همان بزرگوار با تعبیر دیگرى آمده است، مى فرماید: «من احب ان یستجاب دعائه فلیطیب مطعمه و مکسبه; کسى که دوست دارد دعایش مستجاب شود، طعام و کسب خود را از حرام پاک کند!»
با توجه به این که در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم: «ان الله لایستجیب دعاء بظهر قلب قاس; خداوند دعایى را که از قلب قساوتمند برخیزد مستجاب نمى کند!» مى توان نتیجه گرفت که غذاى ناپاک و حرام، قلب را تاریک و قساوتمند مى کند; و به همین دلیل، دعاى حرام خواران مستجاب نمى شود و از اینجا به رابطه نزدیکى که در میان ناپاکى درون و تغذیه حرام وجود دارد، مى توان پى برد.
در حدیث معروف امام حسین علیه السلام در روز عاشورا آمده است که بعد از ایراد آن سخنان داغ و پر محتوا و گیرا در برابر لشکر لجوج و قساوتمند کوفه، هنگامى که ملاحظه کرد آنها حاضر به سکوت و گوش دادن به سخنانش نیستند، فرمود: (آرى! شما حاضر به شنیدن سخن حق نیستید زیرا ملئت بطونکم من الحرام فطبع الله على قلوبکم; شکمهاى شما از غذاهاى حرام پر شده است، در نتیجه خداوند بر دلهاى شما مهر زده است (و هرگز حقایق را درک نمى کنید!)»
2- در روایات دیگرى آمده است; که رابطه اى در میان خوردن غذاى حرام و عدم قبول نماز و روزه و عبادات، وجود دارد; از جمله، در حدیثى از پیامبراکرم صلى الله علیه و آله مى خوانیم: «من اکل لقمة حرام لن تقبل له صلوة اربعین لیلة، و لم تستجب له دعوة اربعین صباحا و کل لحم ینبته الحرام فالنار اولى به و ان اللقمة الواحدة تنبت اللحم; هرکسى لقمه اى از غذاى حرام بخورد تا چهل شب نماز او قبول نمى شود،و تا چهل روز دعاى او مستجاب نمى گردد; و هر گوشتى که از حرام بروید، آتش دوزخ براى آن سزاوارتر است; و حتى یک لقمه نیز باعث روییدن گوشت مى شود!»
بدیهى است براى قبولى نماز، شرایط زیادى لازم است، از جمله حضور قلب و پاکى دل، اما غذاى حرام پاکى قلب و صفاى دل را از انسان مى گیرد.
3- در روایات متعدد دیگرى از پیامبراکرم صلى الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام آمده است که: «من ترک اللحم اربعین صباحا ساء خلقه;کسى که چهل روز گوشت را ترک کند، اخلاق او بد مى شود!»
از این احادیث بخوبى استفاده مى شود که در گوشت ماده اى است که اگر براى مدت طولانى از بدن انسان قطع شود،در روحیات و اخلاق او اثر مى گذارد،و کج خلقى و بد اخلاقى به بار مى آورد.
البته استفاده زیاد از گوشت حیوانات نیز در بعضى از روایات مزموم شمرده شده، ولى از ترک آن براى مدت طولانى نیز در بسیارى از روایات نهى شده است.
4- در روایات زیادى که در کتاب «اطعمه و اشربه » آمده است، رابطه اى میان بسیارى از غذاها و اخلاق خوب و بد، بیان گردیده به عنوان نمونه:
در حدیثى از رسول خدا صلى الله علیه و آله مى خوانیم: «علیکم بالزیت فانه یکشف المرة .... و یحسن الخلق; بر شما لازم است که از زیت (زیت به معنى روغن زیتون یا هرگونه روغن مایع است) استفاده کنید، زیرا صفرا را از بین مى برد... و اخلاق انسان را نیکو مى کند!»
5- در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم: که از کلام پیامبر صلى الله علیه و آله چنین نقل مى کند «من سره ان یقل غیظه فلیاکل لحم الدراج; کسى که دوست دارد خشم او کم شود گوشت دراج را بخورد!» (دراج پرندهاى استشبیه به کبک که گوشت لذیدى دارد)
از این تعبیر بخوبى استفاده مى شود که رابطه اى میان تغذیه و خشم و بردبارى وجوددارد.
6- در روایت مشروحى از تفسیر عیاشى از امام صادق علیه السلام نقل شده درباره این که چرا خداوند خون را حرام کرده مى فرماید: «و اما الدم فانه یورث الکلب و قسوة القلب و قلة الرافة و الرحمة لا یؤمن ان یقتل ولده و والدیه ....; این که خداوند خوردن خون را حرام کرده به خاطر آن است که سبب جنون و سنگدلى و کمبود رافت و مهربانى مى شود ... تا آنجا که ممکن است فرزند و یا پدر و مادرش را به قتل برساند!»
در بخش دیگرى از این روایت مى فرماید: «و اما الخمر فانه حرمها لفعلها و فسادها وقال ان مدمن الخمر کعابد الوثن و یورث ارتعاشا و یذهب بنوره و یهدم مروته; و اما شراب، خداوند آن را به خاطر تاثیر و فسادش حرام کرده است و فرمود شخص دائم الخمر مانند بت پرست است بدنش لرزان مى شود، و نور (معنویت) او را از بین مى برد، و شخصیت او را ویران مى سازد!»
7- در روایات متعددى که در کافى درباره انگور آمده است رابطه میان خوردن انگور و برطرف شدن غم و اندوه دیده مى شود; از جمله، در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم: «شکى نبى من الانبیاء الى الله عزوجل الغم فامره الله عزوجل باکل العنب; یکى از پیامبران الهى از غم و اندوه (و افسردگى) به پیشگاه خداوند متعال شکایت کرد; خداوند متعال به او دستور داد که انگور بخورد!»
این حدیث تاکید بیشترى است بر مساله ارتباط تغذیه با مسائل اخلاقى.
8- در احادیث متعددى نیز رابطه خوردن انار و از میان رفتن وسوسه هاى شیطانى و به وجود آمدن نورانیت قلب دیده مى شود; از جمله، در حدیث معتبرى از امام صادق علیه السلام آمده است که مى فرمود: «من اکل رمانة على الریق انارت قلبه اربعین یوما; کسى که یک انار را ناشتا بخورد، چهل روز قلبش را نورانى مى کند.»
9- در روایت متعددى در باب «خوردن » تعبیراتى دیده مى شود که همه نشانه ارتباط تغذیه با روحیات و مسائل اخلاقى است; از جمله، در حدیثى از رسول خدا صلى الله علیه و آله مى خوانیم که به جعفر (ابن ابى طالب)علیهماالسلام فرمود: «یا جعفر کل السفرجل فانه یقوى القلب و یشجع الجبان; اى جعفر! « به » بخور قلب را تقویت مى کند و ترسو را شجاع مى سازد!»
10- در بعضى از احادیث رابطه میان غذاى اضافى و سنگدلى و قساوت و عدم پذیرش موعظه دیده مى شود; از جمله، در کتاب «اعلام الدین » از پیغمبر اکرم نقل شده که فرمود: «ایاکم و فضول المطعم فانه یسم القلب بالقسوة و یبطى ء بالجوارح عن الطاعة و یصم الهمم عن سماع الموعظة; از غذاى اضافى بپرهیزید که قلب را پر قساوت مى کند و از اطاعت حق تنبل مى سازد و گوش را از شنیدن موعظه کر مى نماید!»
فضول الطعام (غذاى اضافى) ممکن است اشاره به پرخورى باشد یا غذاهاى باقى مانده و فاسد شده، و در هر حال از رابطه تغذیه و مسائل اخلاقى خبر مى دهد.
همین معنى در بحارالانوار از بعضى از روات اهل سنت از پیغمبراکرم صلى الله علیه و آله نقل شده است.
از این حدیث بخوبى استفاده مى شود کهغذاى اضافى سه پیامد سوء دارد: قساوت مى آورد; انسان را در انجام عبادات و طاعات تنبل مى کند; و گوش شنوا را در برابر مواعظ از انسان مى گیرد!
این مطلب کاملا محسوس است که وقتى انسان غذاى زیاد و سنگین مى خورد عبادات را به زحمت به جا مى آورد و نشاطى براى عبادت ندارد بعکس هنگامى که غذاى ساده و کم مى خورد قبل از اذان صبح بیدار است نشاط دارد و حالت مطالعه و عبادت دارد.
همچنین به تجربه رسیده است هنگامى که انسان روزه مى گیرد رقت قلب پیدا مى کند و آمادگى بیشتر براى شنیدن مواعظ در او حاصل مى شود; بعکس هنگامى که شکم پر است فکر انسان درست کار نمى کند و خودش را از خدا دور مى بیند.
11- در احادیث اسلامى در ارتباط نوشیدن عسل با صفاى قلب، از امیرمؤمنان على علیه السلام مى خوانیم: «العسل شفاء من کل داء و لا داء فیه یقل البلغم و یجلى القلب; عسل شفاى تمام بیماریها است و در آن بیمارى نیت بلغم را کم مى کند و قلب را صفا مى بخشد.»
نتیجه:
از مجموع آنچه در بالا آوردیم و روایات فراوان دیگر که ذکر آنها به طول مى انجامد بخوبى استفاده مى شود که رابطه نزدیکى میان تغذیه و روحیات و اخلاقیات وجود دارد، هرگز نمى گوئیم غذاها علت تامه براى اخلاق خوب یا بد است، بلکه همین اندازه مى دانیم که طبق روایات بالا یکى از عوامل زمینه ساز پاکى و اخلاق، تغذیه است هم از نظر نوع غذاها و هم از نظر حلال و حرام بودن آنها.
دانشمندان امروز نیز معتقدند بسیارى از پدیده هاى اخلاقى به خاطر هورمونهائى است که غده هاى بدن تراوش مى کند و تراوش غده ها رابطه نزدیکى با تغذیه انسان دارد; بر همین اساس، بعضى معتقدند که گوشت هر حیوانى حاوى صفات آن حیوان است، واز طریق غده ها و تراوش آنها در اخلاق کسانى که از آن تغذیه مى کنند اثر مى گذارد. گوشت درندگان انسان را درنده خو مى کند، و گشت خوک صفت بى بندوبارى جنسى را که از ویژگیهاى این حیوان است به خورنده آن منتقل مى سازد.
این از نظر رابطه طبیعى و مادى است، از نظر رابطه معنوى نیز آثار خوردن غذاى حرام غیر قابل انکار است، غذاى حرام قلب را تاریک و روح را ظلمانى مى کند و فضائل اخلاقى را ضعیف مى سازد.
این سخن با ذکر یک داستان تاریخى که مورخ معروف مسعودى در «مروج الذهب » آورده پایان مى دهیم:
او از «فضل بن ربیع » نقل مى کند که «شریک ابن عبدالله » روزى وارد بر «مهدى » خلیفه عباسى شد، مهدى به او گفت باید حتما یکى از سه کار را انجام دهى، شریک سؤال کرد کدام سه کار؟ گفت یا قضاوت را از سوى من بپذیرى و یا تعلیم فرزندم را برعهده بگیرى، و یا غذائى (با ما) بخورى! شریک فکرى کرد و گفت سومى از همه آسانتر است، مهدى او را نگهداشت و به آشپز گفت انواعى از خوراک مغز آمیخته با شکر و عسل براى او فراهم ساز.
هنگامى که «شریک » از آن غذاى بسیار لذیذ و (طبعا حرام) فارغ شد، آشپز رو به خلیفه کرد و گفت این پیرمرد بعد از خوردن این غذا هرگز بوى رستگارى را نخواهد دید! فضل ابن ربیع مى گوید مطلب همین گونه شد، و شریک ابن عبدالله بعد از این ماجرا هم به تعلیم فرزندان آنها پرداخت و هم منصب قضاوت را از سوى آنها پذیرفت.
منبع : کتاب اخلاق در قرآن کریم آیه الله مکارم شیرازی، جلد اول صفحه 149
منبع / تبیان
تغذیه از نظر قرآن کریم

خداوند کریم در قرآن مجید برای بهتر و سالم ماندن جسم انسان ها دستوراتی فرموده و بوسیله پیامبر گرامی اش محمد مصطفی (ص) به بشریت ارزانی شده است.
قرآن کریم در سوره عبس آیه 24 چنین می فرماید:
« فَلْیَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ »
یعنی آدمی باید به غذایش، خوراکش و به آنچه می خورد توجه داشته باشد که از هر نظر پاک و تمیز ، حلال، مباح و قابل خوردن باشد و از نظر بهداشت و سلامتی بایستی دقت کافی مبذول دارد که آنچه می خورد سالم باشد و چه از نظر ظاهر و چه از نظر باطن آلوده نباشد. حق کسی را نخورد و توجه داشته باشد که چه می خورد و به اندازه کافی بخورد و آیا آنچه می خورد، خوردنی است؟
و نیز بنگرد که آفرینش چقدر در به وجود آمدن این غذا از عناصر و عوامل مختلف استفاده کرده است و چه نیروهایی بکار رفته تا این غذا به صورت کنونی درآمده است.
و نیز در سوره اعراف آیه 31 می فرماید:
« یَا بَنِی آدَمَ خُذُواْ زِینَتَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ وکُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ »
ای فرزندان آدم زینت و آرایش خود را نزد هر مسجدی (در هر نمازی) فرا گیرید (بهترین و پاکیزه ترین جامه های خود را بپوشید) و بخورید و بیاشامید و در خوردن و آشامیدن زیاده روی نکنید که خدا آنان را که اسراف و زیاده روی می کنند دوست ندارد.
باز قرآن کریم برای برقراری بهداشت و محیط سالم در آیه 168 سوره بقره چنین می فرماید:
« یَا أَیُّهَا النَّاسُ کُلُواْ مِمَّا فِی الأَرْضِ حَلاَلاً طَیِّباً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ»
ای مردم از آنچه خدا در روی زمین از حلال ها و پاکیزه ها آفریده، بخورید و از گام ها (آثار و نشانه ها)ی شیطان پیروی نکنید.
در آیه 172 سوره بقره باز چنین می فرماید:
« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُلُواْ مِن طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ وَاشْکُرُواْ لِلّهِ إِن کُنتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ »
این آیه نیز دستور می دهد که از غذاهای پاک و پاکیزه و حلال ها و قابل خوردنی ها استفاده کنید و شکر نعمت های خدا را به جای آورید.
آیات قرآنی انسان را از تصرف خائنانه در غذاها، خراب کردن مواد غذایی مردم و آلوده کردن آنها، مواد خوب و بد را مخلوط کردن برای سودجویی شخصی، گران فروشی و ظلم و ستم بر مردم بازداشته و نهی فرموده است و آن را از زشتی ها و پلیدی ها می داند که در این باره آیه 81 سوره طه چنین می فرماید:
« کُلُوا مِن طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ وَلَا تَطْغَوْا فِیهِ فَیَحِلَّ عَلَیْکُمْ غَضَبِی وَمَن یَحْلِلْ عَلَیْهِ غَضَبِی فَقَدْ هَوَى»
یعنی از غذاهای پاکیزه که روزی اتان کردیم بخورید و در آن طغیان نکنید و از حد و اندازه تجاوز ننمایید (حلال آن را به حرام مبدل نکنید). سپاس گزار باشید و اسراف و زیاده روی نکنید که غضب و خشم من بر شما فرود می آید و غضب و خشم من بر هر که فرود آید محققاً هلاک و تباه خواهد شد.
برای به دست آوردن غذاهای پاکیزه و برای بدست آوردن سالم ترین غذاها در محل سکونت انسان ها (هم از نظر پاکی ظاهری و هم از نظر پاکی معنوی) آیه 19 سوره کهف چنین می فرماید:
«... فَابْعَثُوا أَحَدَکُم بِوَرِقِکُمْ هَذِهِ إِلَى الْمَدِینَةِ فَلْیَنظُرْ أَیُّهَا أَزْکَى طَعَامًا فَلْیَأْتِکُم بِرِزْقٍ مِّنْهُ...»
یعنی با این پول هایتان که دارید، یکی را از میان خود به شهر بفرستید تا دقت کند و خوب بنگرد که غذای کدامیک از فروشندگان پاکیزه تر است و از آن غذای پاکیزه برای شما بیاورد.
از این آیات قرآنی چنین بر می آید که خداوند متعال و اسلام مبین برای بهداشت و سلامتی آدمیان دستورات بس گرانبهایی داده و خاطر نشان ساخته است که انسان ها بایستی از آلودگی های غذایی ، خوراکی، زندگی، آموزشی و به طور کلی از همه زشتی ها و پلیدی ها دوری گزینند و دور ناروایی ها نگردند.
از رسول گرامی و ائمه اطهار دستورات بهداشتی زیادی رسیده است. از جمله کتاب های بهداشتی پزشکی ائمه، کتاب طب النبی، طب الصادق و طب الرضا را می توان نام برد.
منبع / تبیان
یک درخت در بهشت
سوره لیل (شب)
نود و دومین سورهی قرآن مجید، سورهی «لیل» است. این سوره 21 آیه و 71 کلمه دارد و نهمین سوره است که در شهر مکه بر پیامبر اسلام (ص) نازل شده است. در این سوره سه آیهی سوگنددار وجود دارد. در آغاز سوره، خداوند بزرگ به «شب» سوگند میخورد. نام این سوره از همین آیه گرفته شده است.
محتوای سوره
این سوره نیز مانند سورههایی که در مکه نازل شده است آیههای آن کوتاه است. مطالب آن هم در بارهی روز قیامت و پاداشهای خداوند در آن روز است. میتوانیم محتوای آن را به سه بخش تقسیم کنیم:
1- در سه آیهی اول، خداوند به شب و روز و آفرینندهی موجودات سوگند میخورد. آنگاه می گوید مردم دو دستهاند: گروهی پرهیزگارند. آنها داراییهای خودشان را در راه خدا میبخشند. گروهی نیز خسیساند و پاداش روز قیامت را قبول ندارند. گروه اول خوشبختاند و گروه دوم بدبخت خواهند شد.
2- در آیههای بعدی گفته شده که خداوند انسانها را به راه راست هدایت میکند.
3- در بخش آخر سوره نیز گفته شده که گروهی از مردم به جهنم میروند و در آتش میسوزند و گروهی نیز نجات پیدا میکنند. در این آیهها ویژگی همهی آنها را توضیح داده است.
کتابهای تفسیر قرآن برای نازل شدن این سوره داستانی را تعریف کردهاند که در ادامه برایتان مینویسیم.
ثواب خواندن
پیامبر خدا فرمودهاند: «هر کس این سوره را بخواند خداوند [چیزهای زیادی] به او میبخشد و او را از سختیها نجات میدهد و زندگی را برایش آسان میکند.»
یک درخت در بهشت
دوباره، مرد از بالای نخل فریاد زد. زن آمد دم ایوان ایستاد. بچهها را نگاه کرد و هیچ نگفت. بچهها ترسیدند و خرماها را روی خاکها انداختند و گوشهای ایستادند. مرد دوباره داد زد: «آن یکی را هم که پشتت پنهان کردهای بینداز. با توام!» کودک جابه جا شد و خودش را بیشتر به دیوار فشار داد و دست کوچکش را برد پشتش و آن بالا را نگاه کرد. نور سفید خورشید از لابه لای برگهای پهن نخل به صورتش خورد.
نخل، خیلی بلند بود و از دیوار خیلی بالا رفته بود، از آنجا کج شده بود و آمده بود به طرف حیاط خانهی آنها. مرد عرب، چند بار دیگر فریاد زد خرما را بینداز، و وقتی از بالا دید که کودک همچنان مشت گرهگردهاش را پشت سرش پنهان کرده، تندی نخل را گرفت و آمد پایین. مرد که پایین میآمد پیراهن بلند و سفیدش در هوا تاب میخورد و نور سفید خورشید را روی صورت پسرک جا به جا میکرد.
لحظهای بعد، عرب سفیدپوش با چهرهی خشن رو به روی بچهها ایستاده بود: «گفتم آن خرما را بینداز!» کودک بغض کرد و آهسته دستش را جلو آورد و مشت کوچکش را باز کرد. یک خرمای درشت و رسیده از میان پنجههایش روی زمین افتاد. مرد عرب خم شد، خرما را برداشت و سپس روی خاکها دنبال بقیهی خرماها گشت. کودک با لبهای آویزان به سوی مادرش دوید. مادر قدمی جلو آمد، روی زمین نشست و او را در آغوش گرفت. کودک در آغوش مادر گریه را سر داد. مرد عرب راه آمده را بازگشت و کودکان دیگر با نگاه پر از نفرت مرد خسیس را بدرقه کردند و اندوهگین به سوی مادر رفتند.
مادر گفت: «مرد کاری بکن! این بچهها آخر دق مرگ میشوند.»
مرد گفت: «میگویی چه کار کنم! این نخل از آن این همسایهی ماست و دلش نمیخواهد خرمایش را کسی بخورد. من چه کار کنم؟»
زن گفت: «امروز بار چندم بود که با آن هیکل گنده برای دانه خرما از بالای درخت پایین آمد و بیاجازه به حیاط خانهی ما پا گذاشت و خرما را از دست بچه گرفت.»
مرد نگاهش را به زمین دوخت و چیزی نگفت. زن که دید مردش چیزی نمیگوید با خودش گفت: «هوم! خرمایت و نخلت توی سرت بخورد. چند روز پیش با انگشت خرما را از دهان بچه بیرون آورد. خدایا! من چنین آدمی به عمرم ندیدهام.» و ناگهان توی چهرهی شوهرش نگاه کرد: «برو به او چیزی بگو!» و وقتی دید مرد لب از روی هم برنمیدارد سرجایش جابه جا شد و گفت: «راستی چرا پیش پیامبر خدا نمیروی؟»
با شنیدن نام پیامبر، مرد از فکر بیرون آمد و چهرهاش باز شد. لبش را حرکت داد تا چیزی بگوید؛ ولی زن زودتر گفت: «آری، برو. فردا برود و ماجرا را بگو. اینکه نشد...»
مرد حرفش را برید: «آری، خوب گفتی! پیامبر میتواند این گره را بگشاید.»
مرد عرب اخم کرده و جلو پیامبر خدا نشسته بود. پیامبر بار دیگر با مهربانی به سخن آمدند: «این معاملهی خوبی است. نخلت را به من واگذار و من در عوض درختی در بهشت به تو میدهم.»
مرد عرب سرش را بلند کرد و با عصبانیت گفت: «نه، ای پیامبر خدا! من در آن باغ نخلهای بسیاری دارم؛ اما خرمای این یکی، چیز دیگری است. آن همه، یک طرف و این یکی هم یک طرف. خرمایش قد یک انگشت است و شهد از آن میریزد. نه، من حاضر به این معامله نیستم.»
مرد این را گفت و از جایش بلند شد. در مسجد کسی نبود. نماز خیلی وقت بود که تمام شده بود و همه رفته بودند. مرد به آن سوی مسجد نگاه کرد. فقط یک نفر در آن گوشه بود که میخواست برود. نگاه آن دو یک لحظه به هم دوخته شد. مرد عرب، ابود حداح را شناخت، اما نگاهش را از او برگرداند و به پیامبر نگاه کرد و به ظرف در مسجد راه افتاد. « ابود حداح » او را خوب برانداز کرد تا از در مسجد بیرون رفت. پیامبر نیز از جای برخاسته و به سوی خانهی خود میرفتند. ناگهان فکری از ذهن ابوحداح گذشت. با عجله خود را به پیامبر رساند: «ای رسول خدا!» پیامبر ایستادند و به ابودحداح نگاه کردند.
- من گفتگوی شما را با این مرد شنیدم. اگر من بروم و آن نخل را از او بخرم و به شما بدهم، همان چیزی که میخواستید به او بدهید، به من میدهید؟
- آری!
جواب کوتاه پیامبر برق خوشحالی را در چهرهی ابودحداح آشکار کرد. با خوشحالی از پیامبر خداحافظی کرد و از مسجد بیرون آمد.
مرد را میشناخت. جای باغش را هم میدانست. ابودحداح از همان راهی آمد که حدس میزد مرد عرب از آن راه رفته باشد. قدمهایش را تندترکرد. در کوچهی بعدی او را دید که با گامهایی تند از او دور میشد. ابودحداح او را صدا کرد و کمی بعد، از او دور میشد. ابودحداح او را صدا کرد و کمی بعد، آن دو کنار هم ورو به سوی باغ مرد قدم بر میداشتند. مرد عرب گفت: «میدانی این نخل در همهی باغ من یگانه است! خرمایی دارد که در مدینه پیدا نمیشود.»
سپس با کف دست روی پایش کوبید: «آخ، که من از دیدن و چیدن این خرما چه لذتی میبرم.» ابودحداح گفت: «باشد، حالا اینقدر بازار گرمی نکن.»
مرد عرب خندهی زیرکانهای کرد: «تازه یک چیز دیگر، میدانی محمد میخواست در برابر این نخل یک درخت در بهشت به من بدهد، ولی من حاضر نشدم قبول کنم.»
ابودحداح بیحوصله گفت: «بالاخره میخواهی بفروشی یا نه؟»
- چرا که نه! ولی قیمتش خیلی زیاد است. خیال نمیکنم حاضر شوی آن را بپردازی.
دیگر آن دو به در باغ رسیده بودند. مرد عرب با دست نخل را نشان داد: «همان است؛ همانکه از همه بلندتر است.»
ابودحداح نگاه کوتاهی به نخل کرد و گفت: «قیمت آن چقدر است؟»
مرد عرب گفت: «با چهل نخل عوض میکنم.» ابودحداح آشکارا جا خورد: «چهل نخل خرما برای این! اینکه سرش نیز کج شده است!»
مرد عرب گفت: «گفتم که کسی حاضر نیست قیمت آن را بدهد. تو هم بهتر است مزاحم نشوی.»
ابودحداح کمی فکر کرد: «باشد! باشد... چهل نخل میدهم!»
مرد با خوشحالی گفت: « چهل تا از نخلهایت را میدهی!»
ابودحداح گفت: «آری!»
مرد عرب زیرکانه خندید: «پس برای این معامله چند شاهد پیدا کن!»
ابودحداح گرهی در ابرویش افتاد: «تو دیگر چه آدمی هستی! من که زیر قولم نمیزنم. از شهر هم که فرار نمیکنم.»
مرد عرب گفت: «من باید شاهد محکمی داشته باشم.»
ابودحداح گفت: «قبول است. هر کس را میخواهی بیاور تا شاهد معاملهی ما باشد.»
پیامبر خدا، خدا به در خانهی مرد فقیر آمده بودند تا خبر را به آنها بدهند. ابودحداح و گروهی دیگر از یاران پیامبر هم بودند. مرد بخیل نیز ناباورانه ایستاده بود و نگاه میکرد. مرد فقیر، از خانه بیرون آمد. لحظهای به چهرهی مهربان پیامبر نگاه کرد و سپس سرش را پایین انداخت و با خجالت گفت: «دستور میدادید تا من به حضورتان بیایم!»
پیامبر دست بر شانهاش گذاشت: «برو کودکانت را بیاور و برای آنها از این نخل، خرما بچین. این نخل و خرماهایش از آن شماست.»
پیامبر هنوز حرفشان تمام نشده بود که ناگهان پلکهایشان روی هم افتاد و یک قطره عرق روی پیشانیشان پیدا شد. فرشتهی وحی آمده بود تا به بخشندگان بشارت بدهد و بخیلان را نکوهش کند.
منبع / تبیان
تولد تو، بی مهری من
افسردگی پس از زایمان در زنان

اختلالات و نابسامانیهای روحی- روانی، از جمله مشکلات رایج دنیای کنونی است که هر روز ابعاد تازهتری مییابند. یکی از مهم ترین اختلالات روانی، هیجان ناشی از تولد نوزاد میباشد که البته بیشتر، مادران تازه وضع حمل نموده به نوعی، با درجهای از آن برخورد داشتهاند. در جدول طبقهبندی تشریحی اختلالات روانی، یکی از بیماریهای رایج، اختلال افسردگی پس از زایمان یا «PND» است که بنا به اهمیت تشخیصی، عاطفی و روشهای معالجه و همچنین پژوهشهای صورت گرفته، از اولویت ویژهای برخوردار میباشد. اختلال افسردگی پس از زایمان همانند اختلال روانی ناشی از زایمان و اختلالات هیجانی میتواند حالت مزمن به خود گرفته و نیازمند تدابیر درمانی ویژهای گردد.
پژوهشهای انجام گرفته، میزان شیوع این اختلال را در مادرانی که دوران پس از زایمان را سپری میکنند، 13 درصد تخمین زده است. اساساً اختلال روانی پس از زایمان و آشفتگیهای هیجانی ناشی از آن، تا 6هفته پس از زایمان تشخیص داده میشود.
اختلال افسردگی پس از زایمان همانند اختلال روانی ناشی از زایمان و اختلالات هیجانی میتواند حالت مزمن به خود گرفته و نیازمند تدابیر درمانی ویژهای گردد.
در افسردگی پس از زایمان، به صورت ضمنی برخی تغییرات ایجاد شده در خلق مادر، به راحتی توجه اطرافیان را به خود جلب مینماید. در این خصوص، عوامل فیزیولوژیکی، بسیار اهمیت دارند و عوامل خلقی و هیجانی ایجاد شده پس از زایمان، ناشی از ضعف قوای فیزیولوژیکی تشخیص داده شده است. از جمله این عوامل میتوان به تغییرات بیولوژیکی و هورمونی اشاره نمود که حتی میتواند بر کاهش میزان حسنجویی و خوشبینی فرد، تا 30 الی 80 درصد تأثیر بگذارد و عموماً در روزهای اول بروز بیماری، قابل تشخیص است.
از علائم اولیه و بارز این اختلال میتوان به گریه کردن، نوسانات روحی و خلقی، اختلال در خواب و تشویش دائمی اشاره کرد. این علائم بعد از چند ساعت از به هوش آمدن، تا یک الی دو روز پس از زایمان، قابل تشخیص است و تا یک ماه پس از

زایمان نیز میتواند تکرار شود. البته تغییرات خلقی در بیشتر مادران دیده میشود و نیاز به درمان روانشناسانه نیست زیرا میزان نوسانات ذکر شده، عموماً کم و مادر قادر به کنترل آنها میباشد. هر چند در صورت نیاز، چنین افرادی به درمانهای حمایتی نیز بسیار خوب پاسخ میدهند اما برعکس در اختلال PND (افسردگی پس از زایمان)، بیمار به سختی به درمان پاسخ داده و در پذیرش تغییرات، مقاوم است و این به طور دقیق، وجه تمایز این بیماری از سایر موارد میباشد.
افسردگی در مادران، تأثیر بارزی از جمله بی قیدی و بیتوجهی به رشد و آموزش نوزاد بر جای میگذارد، در حالی که مادران عاری از افسردگی، در مقایسه با مادران مبتلا، کودکانشان سریعتر میآموزند و فعالتر هستند و همچنین در مقابل ابتلا به اختلالات خلقی، مقاوم ترند.
یکی از علتهای اقدام به خودکشی در مادران مبتلا به PND ، تصور مرگ نا به هنگام فرزند است که در شرایط بسیار مزمن روحی و روانی دیده میشود و خوشبختانه نادر است اما نتایج به دست آمده حتی در کم ترین میزان، بسیار ناراحت کننده میباشد به همین خاطر در تشخیص PND ، تأکید بر حضور سریع و عملی و اجرای تدابیر درمانی در کوتاهترین زمان در بخش درمانهای روانی (اعصاب و روان)، از جمله ضروریترین اقدامات میباشد.
شادکامی و موفقیت- دکتر مهدی کرمی
منبع / تبیان
ناباروری و سقط جنین از مسائل شایعی است که گذشته از محروم شدن یک خانواده از داشتن فرزند، ضربات عاطفی و روانی زیادی به خانواده ها وارد می کند و متعاقباً می تواند عامل صدمات اجتماعی و اقتصادی خانواده های درگیر با این مسئله باشد.
تشخیص علل چنین عارضه هایی و درمان آنها علاوه بر آنکه می تواند خانواده ها را از لذت داشتن فرزند بهره مند کند، با کاهش فشارهای روحی خانواده ها در داشتن جامعه ای سالم تاثیر گذار خواهد بود و این امر میسر نخواهد شد جز با تلاش محققان و متخصصانی که به طور مستمر در این عرصه وقت و انرژی صرف می کنند.
برای آشنایی بیشتر با فعالیت هایی که در این عرصه صورت می گیرد به پژوهشگاه ابن سینا رفتیم و به گفتگو با خانم دکتر هاله سلطان قرایی؛ عضو هیئت علمی پژوهشکده ی بیوتکنولوژی تولید مثل پژوهشگاه ابن سینا و مسئول آزمایشگاه پاتولوژی مرکز فوق تخصصی درمان ناباروری و سقط مکرر جنین ابن سینا، پرداختیم:
لطفاً خودتان رو معرفی کنید درباره ی مراحل تحصیلیتان توضیح دهید.
هاله سلطان قرایی هستم؛ متخصص پاتولوژی و از هنگام فارغ التحصیلی در مرکز درمان ابن سینا مشغول به کار شدم و اکنون عضو هیئت علمی پژوهشگاه ابن سینا هستم.
تحصیلات دانشگاهیم رو در رشته ی پزشکی از دانشگاه شهید بهشتی آغاز کردم و در دانشگاه تهران تخصص گرفتم سپس در دانشگاه سیدنی یک دوره ی کوتاه مدت برای اتوپسی جنین و پاتولوژی جفت گذراندم.
درباره ی زمینه های فعالیت خودتان در مرکز درمان و پژوهشگاه توضیح دهید.
فعالیت های مرکز درمانی و پژوهشگاه بسیار درآمیخته اند به این ترتیب که مرحله ی تحقیق و پژوهش نمونه های مرکز درمان در پژوهشگاه صورت می گیرد. ساعاتی را در مرکز درمان به عنوان مسئول فنی آزمایشگاه پاتولوژی حضور دارم و نمونه های آندومتر و بیوپسی بیضه ای را که به آزمایشگاه ارسال می شوند بررسی می کنم. در حوزه ی پژوهشی در برخی طرح های همکاران کمک و همکاری می کنم و در برخی طرح ها مسئولیت سرپرستی را به عهده دارم. بیشتر فعالیت های تحقیقاتیم در ارتباط با نمونه های بیوپسی بیضه است و در حال حاضر ترجیح می دهم که روی سرطان درجای بیضه (testis cancer in situ) کار کنم.
بخش دیگر از فعالیت های من اتوپسی جنین و پاتولوژی جفت است. برخی از جنین هایی که سقط می شوند، آنومالی دارند، سونوگرافی مختل دارند، غربالگری های سه ماه ی اول و دوم نشان دهنده اختلال در جنین است یا جنین در رحم مادر مرده است این جنین ها به مرکز ما ارجاع میشوند تا برای تشخیص علت مرگ آنها اقدام به اتوپسی کنیم.
اشاره کردید که روی سرطان درجای بیضه تحقیق می کنید، در مورد این بیماری برای ما توضیح دهید.
سرطان درجای بیضه سرطانی است که در توبول های سیمنیفروس رخ می دهد و در صورتی که درمان نشود درتمام بافتهای بیضه منتشر می شود و تمام اندام را فرامی گیرد.
درکشورهای اروپایی کار زیادی روی این نوع سرطان انجام داده اند و آمارهای مختلفی از این کشورها اعلام شده اما کلیه ی آمارها در مجموع مبین این است که مردان آزواسپرم ( مایع سیمن فاقد اسپرم) یا به طور کلی مردان نابارور، مردانی که دارای سابقه ی بیضه ی پایین نیامده،هایپوسپادیاس یا هر اختلالی در این سیستم باشندبیشتر مستعد ابتلا به سرطان درجای بیضه هستند .
فراوانی این سرطان در کشور ما چقدر است و نسبت به کشورهای دیگر چه وضعی داریم؟
در ایران روی این سرطان خیلی کار نشده است و هنوز آمار مشخصی نداریم اما کشورهای اروپایی که کار بیشتری روی آن انجام داده اند فراوانی 0.5 تا 2 درصد را در بین مردان نابارور اعلام کرده اند. ما تلاش می کنیم با بررسی هایی که با تکنیک های ایمنوهیستوشیمی روی نمونه های بیوپسی بیضه ی مراجعین به مرکز درمان انجام می دهیم به امید خدا ظرف یک تا دو ماه آتی آمار پایه را مشخص کنیم تا بتوانیم روی نحوه ی تشخیص و درمان آن کار بیشتری انجام دهیم.
با توجه به اینکه شما در کلینیک درمان ناباروری و سقط مکرر فعال هستید، لطفاً در مورد خدماتی که این مرکز برای سقط مکرر انجام می دهد توضیح بدهید.
اتیولوژی سقط مکرر بسیار متنوع می باشد و زوج نیاز به بررسی های متعددی دارند. تمام این آزمایشات در مرکز ما قابل انجام است. با توجه به فشار روانی و عاطفی که این عارضه برای خانواده ایجاد می کند و ترس ناشی از این تصور که در بارداری های بعدی ممکن است این اتفاق مجدد رخ دهد شرایط ویژه ای دارد از این رو سعی می کنیم که آزمایشات سریع و همزمان صورت گیرد تا باعث سرگردانی و رفت و آمد زوج نشود و با تجهیزات موجود در مرکز درمان ابن سینا نتیجه ی بسیاری از آزمایشات همان روز حاضر است به استثنای آزمایشات ژنتیک که انجام آنها زمان بر است.
علت های سقط مکرر معمولاً چیست؟
سقط مکرر ممکن است در اثر اختلالات فیزیکی داخل رحم باشد که این مورد همان ابتدا بررسی می شود. از دیگر دلایل می توان ترمبوفیلیا (تمایل به لخته شدن زودهنگام)، اختلالات ایمنولوژیک ، اختلالات انعقادی، اختلالات ژنتیکی مادر و پدر را ذکر کرد. سقط مکرر در برخی موارد ناشی از اختلالاتی است که هنوز برای ماکاملا شناخته شده نیستند مثلاً جفت قدرت جایگیری در آندومتر ندارد یا در مواردی جنین در رحم مادر به عنوان یک عامل خارجی شناخته می شود و پس زده می شود.
برای یافتن علت سقط مکرر آیا علاوه بر زوج روی جنین هم آزمایشاتی صورت میگیرد؟
اغلب خیر، آزمایشات بیشتر روی زوج صورت می گیرد چراکه در سقط مکررعامل اصلی در والدین است و احتمال معیوب بودن جنین بسیار پایین است. البته بررسی جفت و اتوپسی جنین در مورد اولین تجربه ی سقط خوب است و در تشخیص کمک می کند اما زمانی که این اتفاق تکرار می شود ناشی از وجود اختلالی در زوج است و فقط بررسی جفت می تواند کمک کننده باشد بنابراین لزومی به صرف وقت و هزینه برای آزمایش جنین نیست.
منبع / تبیان
مسلماً آر – پی – جی مشهورترین راکت ضد زره دنیاست . در مقالات قبلی اشاره کردیم که تفاوت راکت با موشک ، بهره مندی موشک از سیستم هدایت و کنترل می باشد. آر پی جی مخفف عبارت (Rocket – Propelled – grenade) می باشد. یعنی نارنجک با پیشران راکتی، تاریخچه ابداع آر پی جی به جنگ جهانی دوم باز می گردد . آر پی جی یک راکت انداز قابل حمل توسط نفر و دوش پرتاب می باشد . در خلال جنگ جهانی دوم استفاده از خرج های شکل دار به، منظور دریدن زره تانک ها و خودروها توسعه و گسترش یافت . بر این اساس آمریکایی ها سلاح بازوکا و آلمانی ها سلاح پانزرفاست را ساختند . در این هنگام روس ها با بهره گیری از نقاط قوت دو سلاح ، در اواخر جنگ سلاح مشهور آر پی جی را معرفی کردند .
RPG به صورت کلی از دو بخش تشکیل شده است :
تیوپ لانچر و راکت . قیمت ارزان ، قابلیت حمل آسان توسط یک نفر و مؤثر بودن راکت در مقابل اکثر زره ها از مزیت های آر پی جی می باشد .
سر جنگی آر پی جی عمدتاً از خرج شکل دار با مواد شدید الانفجار ساخته می شود . راکت آر پی جی از سیستم هدایت بی بهره است و برای بردهای کمتر از 400 متر طراحی گردیده است و این خطر هدف قرار گرفتن پرتاب گر را به همراه دارد .
در مسیر غیر مستقیم ( منحنی شکل ) آر پی جی توانایی طی مسافت 1000 متر را دارد . یک فیوزها پس از 4.5 ثانیه پس از پرتاب راکت در صورت برخورد نکردن با هدف سبب انفجار آن می شود . از این قابلیت برای هدف قرار دادن نیروهای پیاده از فاصله بیش از 500 متر و به صورت غیر مستقیم می توان سود جست پس از شلیک گازهای خروجی از انتهای تیوپ به فاصله 20 متر برای کسی که پشت لانچر باشد مرگبار است .
بنابراین نمی توان RPG را به صورت کلی از حالت دراز کش و یا رو به آسمان و یا از درون فضاهای بسته مانند سنگر شلیک کرد .
در این مورد نیروهای افغان در نبرد با شوروی و سومالی در نبرد با آمریکایی ها با ابتکاری جالب و اضافه کردن یک لوله ی انعطاف پذیر به ته تیوپ گازهای خروجی را از مسیری دیگر خارج می کردند و با آر پی جی هلی کوپترها را هدف قرار می دادند . سقوط دو بالگرد بلک هاوک توسطRPG -7 در سومالی توسط پنتاگون تأیید شده است .
تانک برای حفاظت در مقابل آر پی جی به زره های واکنشگر مجهز گردیدند . این زره ها که شبیه قطعات آجر به نظر می رسد حاوی مواد منفجره است که به محض برخورد آر پی جی منفجر گردیده و سبب انحراف آر پی جی و آسیب دیدن خرج شکل دار می گردد .
همچنین زره های کامپوزیتی جدید و تقویت شده با شبکه های تیتانیوم و اورانیوم تهی شده 238 در مقابل آر پی جی بسیار مقاوم می باشد .از طرف دیگر آر پی جی های مدرن با سر جنگی دومرحله ای قابلیت دریدن بسیاری از زره ها را مانند زره های واکنشگر و کامپوزیتی را دارد .
به عنوان مثال گزارش های موثقی از انهدام تانک های پیشرفته ای مانند آبرانر و چلنجر و مرکاوا و T – 90 توسط آر پی جی 29 درست است . به هر حال آر پی جی هنوز هم یک سلاح مؤثر و ارزان قیمت در مقابل خودروهای نظامی است . گونه های مختلف آر پی جی عبارتند از :
آر پی جی 2 - آر پی جی 7 - آر پی جی 16 - آر پی جی 18 - آر پی جی 22 - آر پی جی 26 - آر پی جی 27 - آر پی جی 29
آر پی جی 32
که مدل های 16 تا 27 یکبار مصرف بوده و قابلیت شارژ مجدد لانچر وجود ندارد ضمنا مدلهای 7، 27و 29 دارای سرجنگی ویژه ترمو باریک (Thermo Baric)برای مقابله بانیروهای پیاده می باشند .قابل ذکر است که سرجنگی ترموباریک نوعی سرجنگی می باشد که برای انفجار از اکسیژن هوا بهره می برد.

منبع / تبیان
دومین پیامبر دنیا که بود؟
داستان زندگی دومین پیامبر دنیا، حضرت هِبَةُ الله، جناب شیث

و خداوند تبارک فرمود:
ثُمَّ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا تَتْرَا کُلَّ مَا جَاء أُمَّةً رَّسُولُهَا کَذَّبُوهُ فَأَتْبَعْنَا بَعْضَهُم بَعْضًا وَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِیثَ فَبُعْدًا لِّقَوْمٍ لَّا یُؤْمِنُونَ
سپس پیامبران خود را پىدرپى فرستادیم. هر بار که پیامبرى به سوى امتش آمد تکذیبش کردند، ما نیز آنها را از پى یکدیگر هلاک نمودیم و آنها را عبرتها و داستانها کردیم. پس نابود باد قومى که ایمان نمىآورند
(سوره مؤمنون : 44)
اولین کسى که بعد از رحلت آدم علیه السلام به مقام پیامبرى نائل آمد، حضرت شیث، هبة الله بود. او وصى و جانشین آدم شد و امانتهاى الهى و صحیفه هائى که جانب خداوند نازل شده و جمعا بیست و یک صحیفه بود، دریافت و جمع آورى و منظم نمود و سپس به نشر آن تعالیم و هدایت و راهنمائى فرزندان آدم که رفته رفته جمعیت قابل ملاحظهاى را تشکیل میدادند کمر بست.
از میان آثار بجاى مانده از آن صحیفهها، این صحیفه است که خداوند به آدم وحى فرستاد که:
«من تمام نیکىها و سعادتها را در چهار کلمه براى تو بیان میکنم.
آدم پرسید: آن چهار کلمه کدامند؟
خطاب آمد: کلمه اول از آن من، کلمه دوم از آن تو، کلمه سوم میان من و تو و کلمه چهارم میان تو و مردم .
آنکه از آن من است این است که مرا بپرستى و شریکى براى من قرار ندهى.
آنکه از آن تو است آنکه در برابر کارهایى که مىکنى، آنچه را که بیش از هر چیز به آن نیازمندى، به تو پاداش دهم .
آنکه میان من و تو است آنکه از تو دعا کردن و خواستن و از من اجابت و پذیرفتن.
و بالاخره آنکه میان تو و بندگان من است این است که براى مردم دوست بدارى آنچه براى خودت دوست دارى».1
آدم پس از گذراندن عمرى طولانى ، احساس کسالت و ناتوانى کرد. به فرزندش شیث گفت : پسرم ، زمان مرگ من نزدیک شده و اینک من مریض و ناتوانم و خداوند به من دستور داده که تو را وصى خود قرار دهم و ودیعههاى او را به امانت نزد تو بگذارم ، اینک وصیت نامه من که شامل آثار علمى و نام بزرگ خداوند میباشد، زیر سر من است . وقتى من از دنیا رفتم آن را بردار و کسى را نیز از آن مطلع مکن.
در وصیت نامه من تمام مسائلى که به آن نیازمند شوى ، چه در امور دینى و چه در مسائل دنیوى ثبت و ضبط شده است .
پسرم ، در این لحظات که بیمارى و رنج بر من غلبه کرده ، میل دارم از میوههاى بهشتى ، تناول کنم . از دامنه کوه بالا برو و هر یک از فرشتگان را دیدى سلام مرا به او برسان و بگو: پدرم مریض است و از شما میخواهد کمى از میوههاى بهشتى براى او هدیه بفرستید
شیث به دامنه کوهستانى که در آن منطقه بود، بالا رفت تا براى پدر، میوهاى بدست آورد.
در بین راه جبرئیل را با گروهى از فرشتگان دید، جبرئیل بر او سلام کرد و پرسید: کجا میروى ؟
گفت : پدرم مریض شده و از من خواسته است مقدارى از میوههاى بهشتى ، از فرشتگان به رسم هدیه بگیرم و اینک براى این منظور به کوه آمدهام.
جبرئیل گفت : خداوند به تو صبر و اجر عنایت کند پدرت چشم از جهان پوشید و به عالم ابدى پیوست. آنگاه همگى کنار جسد آدم آمدند. فرشتگان به فرمان پروردگار بدن او را غسل داده و براى نماز آماده ساخته بودند.
شیث جلو ایستاد و نمازى با پنج تکبیر، به همان شیوهاى که خداوند در دین اسلام مقرر فرموده و تا روز رستاخیز این شیوه ادامه خواهد یافت، بر جنازه آدم خواند. 3
سپس جنازه او را طبق راهنمائى جبرئیل ، با احترام و تجلیل فراوان به خاک سپردند و شیث در غم از دست دادن پدر بیتابى میکرد. جبرئیل او را دلداری داد و به ادامه زندگى و انجام وظیفه پیامبرى تشویق نمود.
شیث بیش از هزار سال زندگى کرد و همواره با جبرئیل و فرشتگان الهى در ارتباط بود و وحى خداوندى را دریافت و به مردم ابلاغ میکرد. بر اساس سنت تغییر ناپذیر آفرینش، دوران زندگى شیث به سر آمد و به دستور خداوند، ادریس را که از بهترین نوادههاى آدم بود، به جانشینى برگزید و امانتهای نبوت را به او سپرد.
منبع / تبیان
در هر حال مهم ترین هنر گل آقا آن بود که در حساس ترین عرصه ها (که به شمشیر دو لبه شبیه بود) فعالیت کرد و توفیق یافت رضایت حضرت امام و حضر ت آقا را جلب نمایند و از خط انقلاب منحرف نشود. روحش شاد.
مرحوم صابری از یاران شهید رجایی بود که بعد از شهادت ایشان نیز در کنار حضرت آیت الله خامنه ای به خدمت مشغول شد و در عین حال مجله "گل آقا " را نیز منتشر نمود.
روابط طولانی وی با رهبر معظم انقلاب باعث ایجاد رابطه ای دوستانه و صمیمی بین او ومقام معظم رهبری شده بود، ولی در عین حال، مرحوم صابری، حضرت آقارا به عنوان رهبر، مقتدای مفترض الطاعه و ولی امر خود می شناخت.
این رابطه عمیق بود که موجب شد رهبر انقلاب در پیام تسلیتی که به مناسبت در گذشت او صادر کردند، بنویسند: "این ضایعه ای در عرصه هنر و غم بزرگی برای دوستان و معاشران او و کسانی است که با سلامت نفس و پاکدامنی سیاسی او آشنا بودند. او یار دیرین شهید رجایی و طرفدار وفادار همیشگی انقلاب و نظام اسلامی بود. هنر برجسته او در سال های دفاع مقدس همواره در خدمت کشور قرار داشت و او تا آخرین روز عمر خود هرگز قلم و قریحه سرشار خود را جز در راه ایمان و باور خود بکار نگرفت.
اینجانب که مدتها از همکاری او و در همه 20 سال اخیر از لطف هنر او برخوردار بودهام، خود را در غم درگذشت او شریک می دانم. "
عشق و علاقه مرحوم صابری به رهبر خود و تأکید بر پیروی محض از ایشان در سخنان و نوشته های وی از جمله در کتاب خاطراتش (که به همت نشر عروج منتشر شده است) مشهود است. به مناسبت در گذشت مرحوم صابری فومنی، بخش هایی از کتاب خاطرات وی که به رهبر معظم انقلاب مربوط است باز خوانی می کنیم.
گل آقا در بخشی از خاطراتش به ماجرای رحلت امام و بیعت اش با رهبر معظم انقلاب اشاره نموده و نوشته است: "روز 14 خرداد آقای خامنهای زنگ زدند. بعد از اینکه ایشان رهبر شدند من نمی دانم کجا رفته بودم، در این جور مواقع من خیلی غمگین هستم نمی توانم کسی را ببینم.
آمدم خانه، گفتند از دفتر آقای خامنهای 10بار زنگ زدند که با تو کار دارند. زنگ زدند، گفتند آقا میگویند بیا کارت دارم. رفتم آنجا.
این داستان من و آقا است که گفتند تو برگرد به بیت من، که من یک هفته ماندم تا تبریکاتی که به ایشان گفته بودند را تنظیم کردم. ... بعد به آقا گفتم اجازه بدهید من بروم تا بعد (من هنوز ارتباطم را با آقا دارم) گفت من دیروز خواندم خیلی قشنگ نوشته بودی نمی خواهی برای ما بنویسی؟ چیزهای دیگر بخوانی.
[گفتم:] چرا نوشتم. گفت: بده. من گفتم: نوشتم توی جیبم هست. گفت: بده. من گفتم نمی توانی بخوانی (من این قدر خط می زنم یک مطلب را که جز من کسی نمی تواند بخواند، این جوری، بعد پاکنویس)، گفتم آقا نمی توانی بخوانی. گفت که من از سال 60 دارم نوشته هایت را می خوانم، چطور نمی توانم بخوانم بده.
من گفتم: آقا بگذار من بخوانم، گفت: بده. من، دادم ... عینک زدند و شروع کردند به خواندن، همان هم این قدر بود، شروع کردند به گریستن. یعنی نه آن جور، بخار در عینکشان کشید و پاک کردند، عینکی ها می دانند گریه ات بگیرد چی می شود، نمی توانی دیگر جایی را ببینی.
گفتند که 3-4 سطر آخر را بردار. گفتم چرا؟ گفت چون به من مربوط است. گفتم: بر نمی دارم، گفت که اِ من می گویم بردار. گفتم آقا شما اگر به عنوان رهبر به من تکلیف شرعی بکنید من مرتکب گناه می شوم حرفتان را گوش نخواهم کرد، من خواهش می کنم به من تکلیف نکنید الآن، من باید این را چاپ کنم.
گفت: اِ آخر همه می دانند که تو با من نزدیکی این جور نوشتی. گفتم این جور نوشتن قطعاً تأثیر دارد و من تکلیف دارم به عنوان یک روشنفکر فوکل کراواتی که به نام امام کراواتش را باز کرده بیعت با شما بکنم بیعت من با امام بیعت خالص بود و باید هم اعلام کنم و الّا برای ما ریش تراشیده ها، ضد انقلاب خیلی برنامه دارد.
گفت: دیگر خودت می دانی، که آن متن چاپ شد.
بعد آقای دعایی آن جمله ای را که [حضرت آقا] می خواست حذف کند زیر عکس زد که به تیراژ تمام کسانی که می رفتد بهشت زهرا آن روز توزیع شد.
یک جناس ادبی بسیار زیبایی این دارد که غروب خورشید عدالت تسلیت و طلوع ستار رهبری ... مبارک باد. یعنی غروب خورشید، طلوع، ستاره، تسلیت، تبریک، یک چیز بسیار به هم مربوط منسجم ادبی است که خیلی آقای خامنه ای این را پسندید، ولی گفت به اعتبار اینکه این مربوط به من است و من این را خوانده ام الآن علی القاعده باید اجازه ندهم چاپ شود. گفتم: من به حرفتان گوش نخواهم کرد آقا. خواهش می کنم به من تکلیف نکن. ... و چاپ کردم ... و چقدر خوب شد " (خاطرات گل آقا، صفحات 20 تا 22)
وی در جایی دیگر بر ارادت خود به رهبر انقلاب و ضرورت وجود ولی فقیه در جامعه برای تدوام راه امام اشاره نموده و گفته است: "من از ارادتمندان آقای خامنه ای ... هستم. عکس [آقای خامنه ای] هم که می بینید آنجا زدم، الکی آنجا نزده ام. ... ما الآن شاخص می خواهیم. ما امام می خواهیم. ما کسی را می خواهیم که ... زیر چترش جمع شویم و الّا همه چیز را از دست می دهیم. (خداییش) چه کسی می خواهد ما را رهبری کند؟ مجلس، رئیس جمهور 20 میلیون رأی؟ 30 میلیون رأی؟ ابداً، این امکان پذیر نیست؛ منِ روشنفکر می گویم این امکان پذیر نیست. آقایونی که می گویند امکان پذیر است، خودشان می دانند.
من عقیده دارم که اگر قرار است این جامعه اسلامی که امام ترسیم کرده باقی بماند باید این تلاقی امام و امت باقی بماند. من بعد از امام به این فکر می کنم که اگر انگشت اشاره آقای خامنه ای مرا مستقیم وسط کاخ سفید بیندازد من لابد باید بروم دیگر، چون من چیز دیگری را بلد نیستم.
این که به رهبر خود بگویم آقا تو داری اشتباه می کنی؛ آقا نظر من این است، آقا این جوری است، آقا آن جوری است. حالا آمدیم آقا گفت: تکلیف تو با من است تو که تکلیف نداری، من رهبرم. خیلی خب کجا بایستی برویم؟ هر جا [آقا بگوید] برویم من همانجا خواهم رفت ... این مملک [یا] رهبر دارد یا ندارد؛ اگر رهبر نداشته باشد، ما دیگر مملکت امام زمانی نداریم؛ [اگر رهبر] داشته باشد، ما [دیگر] مشکل نداریم. " (خاطرات گل آقا، صفحات44، 46 و 47)
مرحوم گل آقا با اینکه از امکانات مادی خوبی برخوردار بود، ولی در عین حال مشاورت رهبر انقلاب را بالاترین افتخار برای خود می شمرد: "به خدایی خدا به خاطر این باقی مانده عمرم که نمی دانم چقدر طول می کشد، هیچ برنامه و قصدی هم ندارم، هیچ هدفی ندارم که به آن برسم آدم مشهوری هستم، محبوب مردم هستم، پول هم به اندازه کافی دارم دیگر به چه چیز می خواهم برسم. بالاتر از مشاور آقای خامنه ای خواهم شد؟ " (خاطرات گل آقا، صفحه 51)
مرحوم گل آقا روابط صمیمیانه ای با رهبر انقلاب داشتند و مورد عنایت حضرت آقا هم بودند. او در جایی قضیه عیادتش از آیت الله خامنه ای پس از ترور ایشان (پیش از ریاست جمهوری) و ماجرای جالب به وجود آمده (که نشانگر عمق رابطه صمیمانه وی با رهبر انقلاب است) را ذکر نموده و ضمناً بر عشق سرشار خود به ایشان هم اشاره نموده و گفته است:
"فعلاً آدمی که نفس من به نفس او خورده، سرم در لحظات درد و داغ شخصی من روی شانه اش بوده [رهبر این کشور است]، از اولین کسانی بودم که در بیمارستان قلب رفتم (به اشاره خودشان) گفتم: آقا پا شو، شما به خدا حالت بهتره، بگذار من بخوابم جای شما ... چرا گرفتی خوابیدی.
از دکتر فاضل بپرسید آنجا بود. من دست فاضل را بوسیدم، آمدم سینه آقا را بوسیدم گفت: بیا من را ماچ کن، من بروم. گفتم: تو هیچ چیزت نیست. تو این جوری می گی می خواهی اینجا بخوابی. خندید، دکترها ریختند گفتند: آقا، این بخیه اش پاره می شود. گفتم به من چه.
... که آقا سید احمد آقا به من گفت: خدا به تو خیر بدهد هر کسی می آید اینجا، گریه می کند. گفتم: ... من که پست نمی خواهم. من حرفم را می زنم تا آقا بخندد حالا بخیه اش پاره می شود مربوط به خودش است. خداییش این حرف را نمی زنم که ارادتمند آقای خامنه ای هستم حالا اگر این حرف را بزنم آن طرف قضیه به من پست می دهند بقیه عمرم را ... اینها برای من مهم نیست ... من الآن نگاه به پرچم ایشان می کنم و دنبالش می روم. ... ما قلبمان را باز کردیم؛ به خدا ما فدایی این رهبر هستیم؛ بگذار تیر بیاید آن موقع ما ببین به قلب ما می خورد یا به قلب بعضی مدعیان؛ خداییش به ما می خورد. تا سینه ما هست به سینه آقای خامنه ای نخواهد خورد، اگر خدا به ما این توفیق را بدهد که آن جلو بایستیم. " (خاطرات گل آقا، صفحات 52 و 53 و 54)
مرحوم گل آقا در کتاب خاطراتش بر تأثیر تکوینی نام امام و حضرت آقا بر دل ها اشاره نموده با ذکر نمونه هایی گفته است که بسیاری از روشنفکران تحت جلوه همین نام تزکیه شدند. او در ادامه گفته است: "این قدر هست که وقتی می گوییم امام، آقای خامنه ای، احساس می کنیم یک مقدار از این کدورت های دل هر انسان زنگارش که هر آدمی دارد با همین نام ها خودش فرور می ریزد و پاک می شود.. " (خاطرات گل آقا، صفحه 63)
اما شاید جالب ترین وجه گل آقا آن باشد که درعین حال که به جناح چپ تعلق داشت، ولی با تیز بینی درک می کرد که خط رهبر انقلاب همان خط امام است و ما بقی راه ها انحرافی اند. او در جایی از خاطراتش نوشته است: "حالا آقای خاتمی خیلی تحفه است؟ آقای ناطق خیلی تحفه است؟ (ببخشید این حرف را می زنم) یا آن می آید یا این، ما رهبر بزرگی می خواهیم، رهبر شکوهمندی می خواهیم هر چی هر دستی یک اتم از رهبر ما کم بکند این خائن به آن امام است " (خاطرات گل آقا، صفحه 68)
منبع / تبیان
سزارين آسم ميآورد
والدين با تصميمهاي خود، بر سرنوشت آينده فرزندانشان تاثير ميگذارند و يكي از مهمترين اين تصميمها، برنامهريزي براي چگونه به دنيا آمدن آنهاست كه هر روز محققان شواهد تازهاي از تاثير آن بر سلامت كودكان ارائه ميكنند.
تازهترين مطالعات نشان داده است نوزاداني كه از راه سزارين به دنيا آمدهاند، در سن 18 سالگي، بيش از ديگران احتمال دارد كه دچار آسم شوند. اين در حالي است كه مطالعات متعددي نيز از سلامت بيشتر خود مادران، در زايمان طبيعي، نسبت به زايمان سزارين، خبر داده بودند.
مطالعه جديد را محققان نروژي در دانشگاه برگن انجام دادهاند و خبرگزاري رويترز آن را گزارش كرده است.
براساس اين گزارش، مطالعه مذكور از چند جنبه موضوع را بررسي كرده است؛ يكي نوع زايمان از لحاظ طبيعي (واژينال) يا سزارين؛ و در زايمانهاي سزارين، از لحاظ اورژانس بودن يا برنامهريزيشده بودن.
همچنين استفاده از وسايل كمكي در زايمانهاي واژينال نيز ثبت شده است. بيش از يك ميليون و 700 هزار مورد زايمان بررسي شد و وضعيت فرزندان ماحصل آن، از لحاظ ابتلا به آسم، در سن 18 سالگي، ارزيابي شد.
نتايج نشاندهنده اين واقعيت بود كه انجام زايمان به طريقه سزارين، ميتواند احتمال بروز آسم را تا 50 درصد، نسبت به موارد زايمان واژينال خودبهخودي و بدون مداخله، افزايش دهد.
اما نكته جالب اينكه استفاده از وسايل كمكي، مانند فورسپس يا وكيوم نيز، با افزايش حدود 19 درصدي احتمال ابتلا به اين بيماري همراه بود. همچنين زايمانهاي سزاريني كه بهصورت اورژانس انجام شده بودند، خطر ابتلا به آسم را در فرزندان ماحصل آن، تا نزديك به 14درصد افزايش داده بودند.
فرضيههاي مختلفي در مورد چگونگي رابطه شيوه تولد يك فرد با بروز آسم در او وجود دارد. يكي از توجيههاي محققان در اين مورد آن است كه وقتي زايمان از راه كانال طبيعي آن - يعني واژن مادر- اتفاق نميافتد، نوزاد امكان مواجهه با باكتريهايي كه بهطور طبيعي در اين مجرا زندگي ميكنند، نمييابد.
اين عدممواجهه زودرس، ميتواند تكامل سيستم ايمني او را تحتتأثير قرار دهد و آن را متوقف كند. توجيه ديگر اين است كه دردهاي طبيعي مادر در هنگام زايمان واژينال، باعث ترشح هورمونهاي استرسي مانند كورتيزول در او ميشود و اين درست همان هورمونهايي است كه براي تكامل بافت ريه نوزاد لازم است.
مطالعات متعدد نشان دادهاند كه احتمال بروز سندرم زجر تنفسي نوزاد، در نوزاداني كه به شيوه سزارين به دنيا ميآيند، بيشتر از ساير نوزادان است.
يكي از مطالعات انجامشده در اين زمينه كه كار محققان دانشگاه آروس در سال گذشته بود، حاكي از اين حقيقت است كه نوزادان ماحصل زايمان سزارين، تا 4 برابر بيشتر از ساير نوزادان در معرض خطر نارسبودن ريه هستند و به همين علت بيشتر امكان دارد كه پايشان به بخش مراقبتهاي ويژه نوزادان باز شود.
محققان مجري اين مطالعه اخير، عقيده دارند احتمالا اين بلوغ ناكافي در زمان تولد، ممكن است اثرات درازمدتي، بيش از آنچه تاكنون تصور ميشد، داشته باشد و به اين ترتيب باعث بروز حساسيت تنفسي يا آسم در اين كودكان، در سالهاي بعدي شود.
با اين حال، هيچكدام از اين فرضيهها، نميتواند توجيه مناسبي براي اين نكته ارائه دهد كه چرا استفاده از وسايل كمكي، مانند فورسپس و وكيوم و نيز زايمان سزارين اورژانس، با خطر بالاتر ابتلا به آسم همراه است.
محققان ميگويند بهنظر ميرسد هنوز حقايق پنهان زيادي در فرايند طبيعي زايمان وجود دارد كه مطالعات بعدي بايد پرده از راز آنها بردارد؛ حقايقي كه هم سلامت مادر و هم سلامت فرزند او را - هم در كوتاهمدت و هم در درازمدت- به ارمغان خواهد آورد.
منبع: www.hamshahrionline.ir راسخون



























